دلگرم
امروز: یکشنبه, ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۰۳ ربيع الأول ۱۴۴۸ قمری و ۱۶ اوت ۲۰۲۶ میلادی
درس عبرت: پاداش کار برای فرد بدجنس
زمان مطالعه: 2 دقیقه
گرگی حریص که استخوانی در گلویش گیر کرده بود، با وعده پاداش، مرغ ماهی خوار را فریب داد تا استخوان را بیرون بکشد، اما در نهایت به جای پاداش، تنها به زنده ماندنش قناعت کرد.

حکایت آموزنده گرگ و مرغ ماهی خوار

گرگ در یک مهمانی که با ولع بسیار گوشت خورده بود، استخوانی در گلویش گیر کرده بود. او نه می توانست استخوان را قورت بدهد و نه آن را از دهانش بیرون بیاورد، و همچنین نمی توانست چیزی بخورد. این وضعیّت برای گرگ حریص بسیار وحشتناک بود.

گرگ با عجله نزد مرغ ماهی خوار رفت. او مطمئن بود که ماهی خوار با نوک و گردن درازش، استخوان گیر کرده در گلوی او را می تواند بگیرد و بیرون بیاورد.

گرگ به ماهی خوار گفت: «اگر این استخوان را بیرون بیاوری پاداش بسیار خوبی به تو می دهم.»

حکایت اموزنده

همچنان که شما نیز می دانید، ماهی خوار می ترسید سرش را درون دهان گرگ ببرد؛ اما ماهی خوار حریص بود، پس همان کاری را انجام داد که گرگ می خواست.

هنگامی که گرگ فهمید استخوان بیرون آمده است، از ماهی خوار دور شد.

ماهی خوار با نگرانی فریاد زد: «پس پاداش من چه شد!»

همچنین بخوانید:
حکایت آموزنده مرغ ماهی خوار و عاقبت مشکل پسندی

حکایت آموزنده مرغ ماهی خوار و عاقبت مشکل پسندی

مرغ ماهی خوار که در ساحل دریا به دنبال صبحانه بود، به دلیل مشکل پسندی از صید ماهی های فراوان خودداری کرد و در نهایت مجبور شد به یک مار کوچک رضایت دهد.

گرگ با ناراحتی رویش را برگرداند و گفت: «چی! پاداش نگرفتی؟ همین که گذاشتم سرت را از دهانم بیرون بیاوری و آن را گاز نگرفتم، خودش بهتری پاداش است.»

در برابر کاری که برای فرد بدجنس انجام می دهید، منتظر پاداش نباشید.

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits