حکایت آموزنده گرگ و مرغ ماهی خوار
گرگ در یک مهمانی که با ولع بسیار گوشت خورده بود، استخوانی در گلویش گیر کرده بود. او نه می توانست استخوان را قورت بدهد و نه آن را از دهانش بیرون بیاورد، و همچنین نمی توانست چیزی بخورد. این وضعیّت برای گرگ حریص بسیار وحشتناک بود.
گرگ با عجله نزد مرغ ماهی خوار رفت. او مطمئن بود که ماهی خوار با نوک و گردن درازش، استخوان گیر کرده در گلوی او را می تواند بگیرد و بیرون بیاورد.
گرگ به ماهی خوار گفت: «اگر این استخوان را بیرون بیاوری پاداش بسیار خوبی به تو می دهم.»

همچنان که شما نیز می دانید، ماهی خوار می ترسید سرش را درون دهان گرگ ببرد؛ اما ماهی خوار حریص بود، پس همان کاری را انجام داد که گرگ می خواست.
هنگامی که گرگ فهمید استخوان بیرون آمده است، از ماهی خوار دور شد.
ماهی خوار با نگرانی فریاد زد: «پس پاداش من چه شد!»
حکایت آموزنده مرغ ماهی خوار و عاقبت مشکل پسندی
گرگ با ناراحتی رویش را برگرداند و گفت: «چی! پاداش نگرفتی؟ همین که گذاشتم سرت را از دهانم بیرون بیاوری و آن را گاز نگرفتم، خودش بهتری پاداش است.»
در برابر کاری که برای فرد بدجنس انجام می دهید، منتظر پاداش نباشید.












خامه حیوانی چیست؟ خواص و تفاوت با خامه گیاهی
روش دور کردن مارمولک از خانه بدون نیاز به سم
۱۰ ایده شگفت انگیز برای ساخت مجسمه با بازیافتی ها
طرز تهیه ۴ مدل آش خوشمزه و متفاوت؛ از آش انار تا آش شلغم و کوفته فرنگی
طرز تهیه بامیه خانگی بدون نیاز به مواد اولیه گران قیمت
ایده های خلاقانه ساخت آدم برفی و درخت زمستانی با وسایل ساده
طرز تهیه ۴ شیرینی سنتی خوشمزه کردی: از نان برنجی تا برساق
چرا فرمان ماشین می لرزه؟ | علت لرزش فرمان در سرعت ۸۰ تا ۱۲۰ چیست؟
چگونه پکیج را روشن کنیم؟ چطور پکیج رو از حالت تابستانه به زمستانه ببریم؟
دیدگاه ها