یک گرگ گرسنه با پنهان شدن در پوست گوسفند به گله نفوذ کرد، اما نقشه او زمانی که چوپان به دنبال شام بود، به پایان تراژیک خود رسید.
حکایت گرگ در لباس گوسفند
نگهبانی بیش از اندازه ی چوپان از گوسفندها، باعث شده بود گرگ گرسنه بماند. گرگ یک شب پوست گوسفندی را پیدا کرد که در گوشه ای افتاده و فراموش شده بود.

روز بعد، گرگ پوست گوسفند را پوشید و آرام آرام به چراگاه گوسفند ها رفت. خیلی زود، برّه کوچکی به دنبال گرگ راه افتاد و شکار گرگ شد.
همچنین بخوانید:
قصه عبرت آموز قورباغه و موش
یک موش کنجکاو با فریب یک قورباغه حیله گر به درون برکه کشیده شده و غرق می شود، اما سرنوشت انتقام جویانه، قورباغه را نیز به کام مرگ می کشد.
آن روز عصر بازهم گرگ در پوست گوسفند، وارد گله ی گوسفندها شد. اتفاقاً چوپان نیز می خواست با گوشت گوسفند غذایی برای شامش بپزد و بخورد. چوپان چاقویی برداشت و به میان گله ی گوسفندها رفت. چوپان دستش را به سوی اوّلین گوسفند که دراز کرد، گرگ کشته شد.
همیشه چاه کن ته چاه است.












شیرینی ساده و مجلسی بدون فر، همزن، تخم مرغ و روغن؛ یک دستور اقتصادی برای عصرانه
بهترین هدفون نویز کنسلینگ برای مطالعه و حفظ تمرکز؛ معرفی ۵ مدل برتر
نگهداری سفرس خزنده (ساکسی فراگرا): راهنمای کامل
ضرب المثل های پلنگ؛ از ترحم بر ستمگر تا کنایه از ناهمگونی
شعر کودکانه باز می رسد بهار
فواید شگفت انگیز سویینگ یوگا؛ از کاهش درد تا افزایش شادی
آشنایی با انواع رقص باله
قصه جذاب و آموزنده ی آیا چیز دیگری لق شده؟
پیرمرد و باغ خشک؛ وقتی امید، دوباره زندگی را به باغ برگرداند
دیدگاه ها