حکایت عقاب و سوسک
روزی سوسک از عقاب خواهش کرد از خوردن خرگوشی که به او پناه آورده است، بگذرد، اما عقاب با چنگال هایش به خرگوش حمله کرد و با حرکت بال های بزرگش سوسک را نیز تا فاصله ی دوری پرتاب کرد.
سوسک که از بی احترامی عقاب عصبانی بود، به لانه عقاب رفت و تخم های او را به بیرون از لانه قِل داد. سوسک به هیچ کدام از تخم های عقاب رحم نکرد.
عقاب که به لانه اش برگشت و هیچ تخمی در آن جا ندید، بسیار خشمگین و ناراحت شد. عقاب نمی دانست چه کسی این کار بی رحمانه را انجام داده است.
سال بعد، عقاب لانه اش را در پرتگاه کوهی ساخت، اما سوسک آن را پیدا کرد و دوباره تخم های عقاب را از میان بُرد. این بار عقاب با ناامیدی از نگهبان جانوران خواست که از تخم هایش محافظت کند، تا دیگر کسی جرأت نکند به آن ها آسیب برساند.
گرگ گرسنه و وعده غذایی که هرگز نرسید
سوسک بازهم تخم های عقاب را تکان داد.
او علت کارش را به نگهبان جانوران گفت، و او حق را به سوسک داد.
سوسک و نگهبان جانوران تصمیم گرفتند پس از آن اگر عقاب در لانه ای کنار چشمه تخم بگذارد، سوسک به تخم های او کاری نداشته باشد. نگهبان جانوران این دستور را داد.
حتی ضعیف ترین نیز راهی برای تلافی اشتباه دیگران می تواند پیدا کند.












شیرینی ساده و مجلسی بدون فر، همزن، تخم مرغ و روغن؛ یک دستور اقتصادی برای عصرانه
بهترین هدفون نویز کنسلینگ برای مطالعه و حفظ تمرکز؛ معرفی ۵ مدل برتر
نگهداری سفرس خزنده (ساکسی فراگرا): راهنمای کامل
ضرب المثل های پلنگ؛ از ترحم بر ستمگر تا کنایه از ناهمگونی
شعر کودکانه باز می رسد بهار
فواید شگفت انگیز سویینگ یوگا؛ از کاهش درد تا افزایش شادی
آشنایی با انواع رقص باله
قصه جذاب و آموزنده ی آیا چیز دیگری لق شده؟
پیرمرد و باغ خشک؛ وقتی امید، دوباره زندگی را به باغ برگرداند
دیدگاه ها