دلگرم
امروز: یکشنبه, ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۰۳ ربيع الأول ۱۴۴۸ قمری و ۱۶ اوت ۲۰۲۶ میلادی
قصه عبرت آموز قورباغه و موش
زمان مطالعه: 2 دقیقه
یک موش کنجکاو با فریب یک قورباغه حیله گر به درون برکه کشیده شده و غرق می شود، اما سرنوشت انتقام جویانه، قورباغه را نیز به کام مرگ می کشد.

حکایت جالب قورباغه و موش

موش جوانی برای سرگرمی کنار برکه ای گردش می کرد، همان جایی که قورباغه زندگی می کرد. هنگامی که قورباغه، موش را دید، کنار آب آمد و قورقور کرد:

«به دیدن من نمی آیی؟ قول می دهم به تو خوش بگذرد.»

موش نیاز به خواهش و تمنا نداشت، چون دلش می خواست دنیا و هرچه در آن هست را ببیند؛ اما چون خیلی شنا بلد نبود، جرأت نداشت به تنهایی و بدون کمک درون برکه برود.

قورباغه تصمیم گرفت پای موش را با نیِ محکمی به پای خودش ببندد. پس از این کار، قورباغه درون برکه جَست زد و موش نادان را نیز همراه خودش به درون برکه کشاند.

همچنین بخوانید:
تلافی سوسک: انتقام ضعیف از قوی

تلافی سوسک: انتقام ضعیف از قوی

سوسک، پس از بیاحترامی عقاب به درخواستش برای بخشیدن خرگوش، با نابودی تخمهای عقاب از او انتقام گرفت. این داستان نشان میدهد حتی ضعیفترین موجودات نیز…

به زودی موش خسته شد و خواست به کناره ی برکه برگردد؛ اما قورباغه نادرست تصمیم دیگری داشت. قورباغه زیر آب رفت و موش را غرق کرد.

پیش از آن که قورباغه پای خودش را از موشِ مرده جدا کند، شاهینی که بالای برکه پرواز می کرد، موش مرده را قاپید و با خود بُرد؛ در حالی که قورباغه هم از پای او آویزان بود. بنابراین، شاهین یک بار با سرعت پایین آمد و برای شامش هم گوشت و هم ماهی گرفت.؟؟؟

چاه کن همیشه ته چاه است.

 

۱ دیدگاه

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید

روشنک | ۱۰ ماه پیش
خوب بود
0
0


hits