حکایت جالب قورباغه و موش
موش جوانی برای سرگرمی کنار برکه ای گردش می کرد، همان جایی که قورباغه زندگی می کرد. هنگامی که قورباغه، موش را دید، کنار آب آمد و قورقور کرد:
«به دیدن من نمی آیی؟ قول می دهم به تو خوش بگذرد.»
موش نیاز به خواهش و تمنا نداشت، چون دلش می خواست دنیا و هرچه در آن هست را ببیند؛ اما چون خیلی شنا بلد نبود، جرأت نداشت به تنهایی و بدون کمک درون برکه برود.
قورباغه تصمیم گرفت پای موش را با نیِ محکمی به پای خودش ببندد. پس از این کار، قورباغه درون برکه جَست زد و موش نادان را نیز همراه خودش به درون برکه کشاند.
تلافی سوسک: انتقام ضعیف از قوی
به زودی موش خسته شد و خواست به کناره ی برکه برگردد؛ اما قورباغه نادرست تصمیم دیگری داشت. قورباغه زیر آب رفت و موش را غرق کرد.
پیش از آن که قورباغه پای خودش را از موشِ مرده جدا کند، شاهینی که بالای برکه پرواز می کرد، موش مرده را قاپید و با خود بُرد؛ در حالی که قورباغه هم از پای او آویزان بود. بنابراین، شاهین یک بار با سرعت پایین آمد و برای شامش هم گوشت و هم ماهی گرفت.؟؟؟
چاه کن همیشه ته چاه است.












مرغ ترش رستورانی در خانه؛ جاافتاده، ملس و فوق العاده خوش عطر
شیرینی ساده و مجلسی بدون فر، همزن، تخم مرغ و روغن؛ یک دستور اقتصادی برای عصرانه
بهترین هدفون نویز کنسلینگ برای مطالعه و حفظ تمرکز؛ معرفی ۵ مدل برتر
نگهداری سفرس خزنده (ساکسی فراگرا): راهنمای کامل
ضرب المثل های پلنگ؛ از ترحم بر ستمگر تا کنایه از ناهمگونی
شعر کودکانه باز می رسد بهار
فواید شگفت انگیز سویینگ یوگا؛ از کاهش درد تا افزایش شادی
آشنایی با انواع رقص باله
قصه جذاب و آموزنده ی آیا چیز دیگری لق شده؟
۱ دیدگاه