به ستوه آمدن یعنی چی؟
به ستوه آمدن کنایه از خسته و آزرده و ناتوان شدن است. در واقع این اصطلاح کنایه از خسته و دل زده، درمانده و عاجز شدن از کاری است. معمولا اگر کسی کاری انجام دهد یا واقعه ای را ببیند و نسبت به آن در اوج ناراحتی و خستگی باشد و نتواند اوضاع را تحمل کند، می گوید: دیگر به ستوه آمده ام.
به طور خلاصه زمانی که فرد تمام تلاشش را برای بهبود و عوض شدن اوضاع یا فردی می کند و نتیجه ای نمی بیند از این اصطلاح به ستوه آمدم استفاده می کند.
معنی اصطلاح به ستوه آمدن
عبارت **«به ستوه آمدن»** یعنی: خسته و ناراحت شدن از چیزی یا کسی، به طوری که آدم طاقت و حوصله اش سر برود و دیگر نتواند وضع موجود را تحمل کند.
🔹به زبان ساده: یعنی از شدت ناراحتی، تکرار یک مشکل، یا اذیت دیگران، کلافه و خسته شدن.
🔸 چند مثال برای اصطلاح به ستوه آمدن:
- - از سروصدای بچه ها **به ستوه آمدم**.
→ یعنی آن قدر صدا کردند که دیگر نتوانستم تحمل کنم.
- - مردم از گرانی **به ستوه آمده اند**.
→ یعنی از وضعیت گرانی بسیار خسته و ناراضی هستند.
اگر بخواهیم یک معادل محاوره ای بگوییم، می شود «کلافه شدن» یا «طاقت فرسا شدن».

در متون ادبی فارسی، «به ستوه آمدن» کاربردی بسیار زیبا و تصویری دارد. در ادامه چند نمونه از دوره های مختلف زبان فارسی آورده ام تا حس کلمه را بهتر لمس کنی:
🟣 **سعدی – گلستان**
> مردم از جور سلطان **به ستوه آمدند**، و دعا می کردند که خداوند خلاصی دهد.
📘 **معنی:** مردم از ظلم و سختگیری پادشاه آن قدر خسته شدند که فقط از خدا نجات می خواستند.
🟢**حافظ**
> ز جور چرخ چو حافظ **به ستوه آمد دل**
> کجاست وعده ی آن روزگارِ فرخ پی؟
📘 **معنی:** دلِ من از ستم روزگار خسته و درمانده شد؛ پس وعده ی آن روزهای خوب کجاست؟
🔵**بیهقی – تاریخ بیهقی**
> چنان فتنه و آشوبی افتاد که خلق از هر دو سوی **به ستوه آمدند**.
📘 **معنی:** در اثر آشوب و نزاع، مردم از هر دو طرف خسته و در رنج شدند.
🟠**در زبان امروزی**
> از ترافیک و بوق زدن های پیاپی راننده ها واقعاً **به ستوه آمدم**.
📘 **معنی روزمره:** از سروصدا و شلوغی خسته و کلافه شدم.
در واقع کلمه ی «ستوه» از ریشه ی قدیمی **«ستاندن / ستوهیدن»** می آید که معنی «فرسوده شدن یا خسته کردن» می داده.
بنابراین «به ستوه آمدن» یعنی آن قدر خسته شدن که دیگر طاقت نداری ادامه بدهی.

ریشه شناسی (اتیمولوژی) واژه «ستوه» و عبارت «به ستوه آمدن»
🧩 ریشه ی واژه
واژه ی «ستوه» در اصل از فعلِ کهن «ستوهیدن» یا «ستوهاندن» می آید که در فارسی میانه (اشکانی و ساسانی) به صورت stōhīdan وجود داشته و معنایش بوده:
«فرسوده کردن، خسته و عاجز ساختن».
در فارسی نو، از همین ریشه، اسمِ مصدر ستوه مانده است.
در نتیجه: ستوهیدن → ستوه (اسم نتیجه)
و بعد عبارتِ «به ستوه آمدن» یعنی «به حالت خستگی و درماندگی رسیدن».
🧠 از نظر ساختار زبانی
عبارت «به ستوه آمدن» دو جزء دارد:
- ستوه ← صفت یا اسم حالت (نشان دهنده ی خستگی و ناتوانی)
- آمدن ← فعل حرکتی که در ترکیبات فارسی معنای «رسیدن به حالتی» می دهد(مثل: به خشم آمدن، به وجد آمدن، به گریه آمدن)
معنی و کاربرد اصطلاح 'سرم را بردی' در زبان فارسی
پس از نظر ساخت نحوی، این ترکیب دقیقاً به معنی «به حالت خسته و درمانده شدن» است.
🪶 معادل های امروزی
- کلافه شدن
- خسته شدن
- جان به لب رسیدن
- تحملش تمام شدن












برق انداختن و شستن لباس های کثیف و لکه دار با فلفل سیاه؛ ۲ ترفند ساده و خانگی
خودکشی (Suicide) یعنی چه؟ معنی، کاربرد و توضیح کامل اصطلاح
شعر باغ وحش: حیوان های رنگارنگ و بازیگوش
راهکار فوری دفع شپشک برنج؛ ترفند ساده و طبیعی برای پاکسازی کامل کیسه برنج
نحوه ساخت هلیکوپتر کنترلی و شارژی با جعبه کبریت
هر چند وقت یک بار موهایمان را بشوییم؟ راهنمای کامل بر اساس نوع مو و پوست سر
طرز تهیه کباب کوبیده مرغ رستورانی روی زغال؛ بدون ریزش، آبدار و خوش طعم
ترفند پخت پیاز سوخاری خانگی بدون قطره ای روغن اضافه
۴۰ ایده تزیین برنج برای مهمانی؛ ساده، ارزان و چشم نواز
دیدگاه ها