دلگرم
امروز: دوشنبه, ۱۸ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۲۸ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۰۹ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی
داستان و معنی اصطلاح «کاسه کوزه را به هم زدن»
زمان مطالعه: 3 دقیقه
آشنایی با مفهوم این ضرب المثل قدیمی که کنایه از ایجاد آشفتگی، از بین بردن آرامش و عدم کنترل خشم است.

معنی اصطلاح " کاسه کوزه را به هم زدن "

در این پست با معنی و مفهوم این ضرب المثل ایرانی و قدیمی آشنا می شوید. با دلگرم همراه باشید.

اصطلاح کاسه کوزه را به هم زدن کنایه از چیست؟

1- کنایه از همه چیز را بهم ریختن، آشفتگی و خرابی به بار آوردن.

2- معمولا وقتی کسی عصبانی است و با کسی دعوا می کند یا انتقام می گیرد، بعد از دعوا می گوید: هر چی کاسه و کوزه بود بهم زدم؛ یعنی همه چیز را بهم ریختم و مراعات کسی را نکردم.

3- معنای ظاهری این اصطلاح از معنای کنایی آن دور نیست؛ در ظاهر وقتی کاسه و کوزه را بهم بزنید شکسته می شوند. یعنی خیلی طاقت ضربه دیدن ندارند. در معنای کنایی نیز همین طور است؛ وقتی بخواهند آشفتگی ای را که بر اثر یک اتفاق ناخوشایند پیش آمده توصیف کنند، این اصطلاح را به کار میبرند.

4- گاهی به معنای آزار رساندن به کسی و از بین بردن آرامش اوست.

اصطلاح فارسی

5- یعنی به حدی رسید که دیگر نتوانست خشم خود را کنترل کند. کاری کرد که نباید می کرد!

6- دعوا کردن، کتک زدن، از روی عصبانیت چیزی را شکستن، ارتباط را با کسی قطع کردن.

ریشه و داستان کوتاه کاسه کوزه را به هم زدن

در قدیم برای قماربازی علاوه بر خانه هایی که در آن قمار راه می انداختند، مکان هایی مثل خرابه ها و پشت دروازه های شهر و روی پشت بام حمام ها و جاهای کم رفت و آمد سفره هایی برای این کار گشوده می شد و گرداننده ی قمار را کاسه کوزه دار می گفتند.

کاسه کوزه سمبل این حرفه به شمار می رفت و غرض از کاسه، ظرفی بود که از هر یک تومان بُرد، یک قران سهم گرداننده یا قمارخانه دار در آن انداخته می شد، یعنی یک دهم مبلغ بُرد و کوزه نیز گلدان دهن باریک یا کوزه ی کوچکی بود که تاس را در آن ریخته و تکان داده و روی بساط می انداختند تا از یک تا شش روی رقمی بنشیند.

همچنین بخوانید:
معنی اصطلاح «شکر خوردن» در زبان فارسی

معنی اصطلاح «شکر خوردن» در زبان فارسی

اصطلاح «شکر خوردن» در زبان فارسی معمولاً برای بیان پشیمانی از یک اشتباه، تحقیر فرد بی ادب یا اشاره به حرف های بی اسفاده به کار می رود. در این مقاله…

در کنار کاسه کوزه دار و قماربازها، اشخاصی نیز بودند که به آن ها جیزگر می گفتند؛ یعنی پول قرض بده، به کسانی که باخته و همچنان اصرار به بازی داشتند. این جیزگرها نزولی برابر تومان به تومان قرض می دادند که البته اصطلاح جیز شد یا جیز می شی از همین جا آمده است؛ در واقع به معنی سوزاندن طرف که وقتی از جوش و خروش و هیجان بازی بیرون می آمدند می فهمیدند که چه بلایی سرشان آمده است.

هنگامی که کار به دعوا و چاقوکشی می رسید، آژان و پاسبان سر می رسیدند و به بساط قماربازها حمله ور می شدند و اول کار آن ها این بود که با لگدی کاسه و کوزه و بساط داخل سفره را به کناری پرت کرده و با گفتن «جمع کن کاسه کوزه تو»، همه ی اراذل را ریسه کرده و به کلانتری محل می بردند.

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits