ادامه داستان تصویری یک بازی دیگر قبل از خواب
چنگو سر تکان داد.
مامان گفت: «پنج دقیقه خیلی زیاد به نظر نمیاد، ولی هر بار که پنج دقیقه بیشتر خواستی، همه شون روی هم جمع شدند.»
آن شب مامان گفت: «امشب یک برنامهٔ ساده برای وقت خواب داریم. اول اسباب بازی هات رو جمع می کنی، بعد دندون هات رو مسواک می زنی، یه قصهٔ کوتاه انتخاب می کنی و بعد چراغ رو خاموش می کنیم.»
چنگو بدون اینکه مامان دوباره یادآوری کند، اسباب بازی هایش را جمع کرد. دندان هایش را مسواک زد و یک کتاب قصهٔ کوتاه انتخاب کرد.

بعد از قصه، به مکعب هایش نگاه کرد.
گفت: «فقط پنج دقیقه دیگه…»
بعد یاد بالش بزرگی افتاد که کشیده بود. یادش آمد در بازی صدف نوبتش را از دست داده و زنگ تفریح روی نیمکت نشسته بود.

چنگو به جای بلند شدن، زیر پتو خزید.
گفت: «می تونیم چراغ رو خاموش کنیم.»
صبح روز بعد، چنگو پیش از آنکه مامان صدایش بزند، از خواب بیدار شد.

در مدرسه، کلاس همان کلاس بود. دوست هایش همان دوست ها بودند. بازی ها هم همان بازی ها بودند. اما چنگو فرق کرده بود. حالا کاملاً بیدار بود و همه چیز به نظرش شادتر و بامزه تر می آمد.
وقتی صدف به دستش رسید، فوری آن را به نفر بعد داد.

در زنگ تفریح هم با دوست هایش به حیاط دوید.

بعدتر، خانم مروارید کاغذ و مدادشمعی ها را بین بچه ها پخش کرد.
گفت: «بیایید یک خورشید زرد و درخشان بکشیم.»
چنگو و پنج دقیقه های قبل از خواب داستانی آموزنده و تصویری برای کودکان
چنگو یک خورشید بزرگ و درخشان با یک لبخند شاد کشید. به خورشید نگاه کرد و خودش هم لبخند زد.

این بار، هیچ بالشی آن دوروبرها نبود.
پایان.












بهترین ورزش ها برای نوجوانان پسر؛ راهنمای کامل انتخاب
شعر «ما کودکان» از عباس یمینی شریف
انواع گل شمعی (هویا)؛ معرفی ۷ گونه پرطرفدار
طرز تهیه ساندویچ مرغ گریل شده خوشمزه و رستورانی در خانه
حکم ازدواج با خواهر برادر رضاعی چیست؟
گاهی یک قدم کوچک، زندگی را عوض می کند؛ داستان پندآموز «پل کوچک»
دستور پخت کیک انجیر ؛ یک کیک نرم و خوش عطر برای عصرانه
طرز تهیه خورش عدس طالقان (مرجو خورش)؛ خورش سنتی و خوش عطر قزوینی با طعم بی نظیر عدس و گوشت
گردو پلو؛ غذای مجلسی و اصیل چهارمحال و بختیاری
دیدگاه ها