ادامه قصه پیاده روی آرام با مونزیا
خش خش، خش خش.
آرام گفت: «شب بخیر، برگ ها.»
کمی بعد، صدای دیگری از همان نزدیکی آمد.
تق. تق. تق.
جوجه تیغی به اطراف نگاه کرد. بعد شاخه کوچکی را دید که با نسیم تکان می خورد و به تنه درخت می زد.
پرسید: «این شاخه ست که تق تق می کنه؟»
مونزیا لبخند زد. «دقیقاً همونه.»
تق. تق.
جوجه تیغی گفت: «شب بخیر، شاخه کوچولو.»

وقتی به طرف لانه برگشتند، صدای آرامی از دوردست آمد.
«هوو.»
این بار، جوجه تیغی همان طور که راه می رفت، به درختی در دوردست نگاه کرد.
«صدای یه جغده.»
جغد دوباره صدا زد: «هوو.»

جوجه تیغی لبخند زد. «شب بخیر، جغد.»
وقتی به لانه رسیدند، جوجه تیغی آرام آرام قدم برمی داشت و پلک هایش مدام پایین می آمد. به رختخواب رفت، پتو را تا زیر چانه اش بالا کشید و مثل یک توپ کوچک جمع شد.

چک.
این صدای قطره آب بود.
خش خش، خش خش.
این صدای برگ هایی بود که نسیم تکانشان می داد.
تق. تق.
مونزیا و جوجه تیغی؛ ماجرای کشف صداهای شبانه در جنگل
این صدای شاخه کوچکی بود که به تنه درخت می خورد.
«هوو.»
جغد بود که از دور صدا می زد.
جوجه تیغی زیر لب گفت: «شب بخیر، قطره آب. شب بخیر، برگ ها. شب بخیر، شاخه. شب بخیر، جغد.»
صداها هنوز شنیده می شدند، اما جوجه تیغی دیگر با شنیدنشان گوش هایش را تیز نمی کرد. پنجه های کوچکش روی تشک آرام گرفت و چشم هایش بسته ماند. چک، خش خش، تق تق، هوو… صداها با هم آهنگ آرام شب را می ساختند.
زمزمه کرد: «شب بخیر، مونزیا.»
مونزیا هنوز جواب نداده بود که جوجه تیغی کوچولو خوابش برد.

مونزیا لبخند زد و گوشه های پتو را آرام دور جوجه تیغی مرتب کرد. بعد، زیر نور ماه، بی صدا به راهش ادامه داد.
پایان.












۱۰ مدل غذای خوشمزه با هویج؛ رنگی، خوش عطر و مجلسی!
آشنایی با سقاخانه اسمال طلا در حرم امام رضا (ع)
باغ وحش آسمان؛ شگفتی آفرینش در شعر کودکانه
پیرمرد و دانه کوچک؛ داستانی درباره امیدی که دیر جوانه زد
طرز تهیه سس کچاپ خانگی ساده با رب؛ خوش رنگ، غلیظ و خوشمزه مثل سس های آماده!
ساخت جای ماکارونی با بطری پلاستیکی و نخ گونی؛ یک نظم دهنده شیک و کم هزینه برای آشپزخانه!
خوراک لوبیا چشم بلبلی با سیب زمینی؛ یک غذای ساده، خوش عطر و سیرکننده برای روزهای شلوغ
بهترین رسوب گیر اسپرسوساز؛ راهنمای انتخاب و روش صحیح رسوب زدایی
ترفندهای برق انداختن کف سرامیک خانه؛ بدون دردسر و با چند روش ساده خانگی!
دیدگاه ها