پل کوچک

در روستایی کوچک، پیرمردی به نام «یونس» زندگی می کرد. خانه اش در یک طرف رودخانه بود و برای رسیدن به بازار باید هر روز از روی پلی چوبی و قدیمی عبور می کرد.
پل سال ها بود که تعمیر نشده بود و چند تخته آن شکسته و لق شده بودند.
یک روز صبح، یونس هنگام عبور از پل متوجه شد یکی از تخته ها تقریباً از جا درآمده است. می دانست اگر کسی با عجله از آنجا عبور کند، ممکن است پایش داخل شکاف بیفتد.
با خودش گفت:
«من که دیگر پیر شده ام؛ شاید بهتر باشد بی خیالش شوم.»
اما چند قدم که دور شد، ایستاد.

به پل نگاه کرد و برگشت.
چند ساعت وقت گذاشت و با چند تکه چوب و میخ، تخته شکسته را محکم کرد.
یکی از همسایه ها که او را دید، خندید و گفت:
«یونس! این پل را دولت باید درست کند، نه تو. چرا این همه خودت را خسته می کنی؟»
یونس لبخندی زد و گفت:
«شاید حق با تو باشد، اما اگر تا وقتی دیگران بیایند کسی از روی این پل بیفتد، دیگر فایده ای ندارد.»
روزها گذشت.
چند ماه بعد، یونس برای خرید دارو به شهر رفت. هنگام برگشت، باران شدیدی شروع شد. رودخانه طغیان کرده بود و آب با سرعت زیادی زیر پل حرکت می کرد.
یونس قدم روی پل گذاشت.

ناگهان یکی از تخته ها شکست.
پیرمرد تعادلش را از دست داد و به سمت رودخانه پرت شد.
در همان لحظه، مرد جوانی که از آن طرف پل می آمد، خودش را به یونس رساند و دست او را گرفت.
مرد جوان با زحمت زیاد پیرمرد را از خطر نجات داد.
یونس وقتی نفسش آرام شد، به چهره مرد جوان نگاه کرد.
مرد لبخند زد و گفت:
«نگران نباشید پدرجان. من مدیون شما هستم.»
یونس با تعجب پرسید:
«مدیون من؟ من شما را نمی شناسم.»

مرد گفت:
«چند ماه پیش، روزی که برای اولین بار به این روستا آمدم، هنگام عبور از پل پایم داخل همان تخته شکسته رفت. اگر آن را تعمیر نکرده بودید، شاید اتفاق بدی برایم می افتاد. آن روز نمی دانستم چه کسی آن تخته را تعمیر کرده است.»
یونس سکوت کرد.
مرد ادامه داد:
«امروز وقتی دیدم شما در رودخانه افتادید، فقط توانستم همان کاری را انجام دهم که شما چند ماه قبل برای من انجام داده بودید.»
پیرمرد لبخند زد.
او فهمید بعضی خوبی ها شاید همان لحظه دیده نشوند، اما هیچ مهربانی واقعاً گم نمی شود.

پیام داستان
برای انجام کار خوب منتظر تشویق، تشکر یا پاداش نباشیم.
گاهی یک کار کوچک که امروز برای دیگری انجام می دهیم، ممکن است فردا در سخت ترین لحظه زندگی، به شکلی غیرمنتظره به خودمان بازگردد.
مهربانی همیشه فوری جواب نمی دهد؛ اما اثرش می تواند خیلی بیشتر از چیزی باشد که تصور می کنیم.












دستور پخت کیک انجیر ؛ یک کیک نرم و خوش عطر برای عصرانه
طرز تهیه خورش عدس طالقان (مرجو خورش)؛ خورش سنتی و خوش عطر قزوینی با طعم بی نظیر عدس و گوشت
گردو پلو؛ غذای مجلسی و اصیل چهارمحال و بختیاری
طرز تهیه انواع لاته (قهوه لته) به روش کافی شاپی در خانه؛ از لاته کلاسیک تا کارامل و وانیل
طرز تهیه خورش چغرتمه گیلانی؛ غذای اصیل شمالی با مرغ و تخم مرغ + فوت وفن هایی که شاید ندانید!
چند کاردستی با زبانه های قوطی؛ خلاقیت با وسایل دور ریختنی
سرگیجه چرخشی (Vertigo)؛ چرا خانه دور سر شما می چرخد و چگونه آن را درمان کنیم؟
حق بازدید ملک توسط موجر؛ آیا مستاجر می تواند نه بگوید؟
طرز تهیه گیپا کرمانی؛ غذای سنتی و متفاوت برای دوست داران شکمبه
دیدگاه ها