داستان تصویری کودکانه پیاده روی آرام با مونزیا
یک شب آرام، صدای خمیازه ای بلند در جنگل پیچید و به گوش مونزیا رسید.
«هااااااااا…»
مونزیا دنبال صدا رفت و زیر برگ های پهن یک سرخس به لانه دنج و کوچکی رسید. داخل لانه، جوجه تیغی کوچکی زیر پتویی نرم جمع شده بود. پلک هایش سنگین شده بودند.

مونزیا پرسید: «خوابت نمی بره؟»
جوجه تیغی گفت: «سعی می کنم بخوابم، اما هر بار چشم هام رو می بندم، از بیرون یه صدایی میاد. بعد هی فکر می کنم چی بود.»
چک.
چشم های جوجه تیغی یک دفعه باز شد.
«باز همون صدا بود!»
مونزیا با دقت گوش داد.
«دوست داری یه کم قدم بزنیم و ببینیم این صدا از کجا میاد؟»

جوجه تیغی دوباره خمیازه ای خواب آلود کشید. «باشه، اما خیلی کوتاه.»
با هم از لانه بیرون آمدند و در جنگل آرام به راه افتادند.

چک.
مونزیا قطره ای آب را نشان داد که از نوک برگی آویزان بود. قطره سر خورد و در گودال کوچکی افتاد.
چک.
جوجه تیغی گفت: «آهان، فقط یه قطره آب بود.»
پنجه کوچکش را به طرف قطره تکان داد. «شب بخیر، قطره آب.»

کمی جلوتر رفتند.
خش خش، خش خش.
جوجه تیغی ایستاد و گوش هایش تیز شد.
داستان کودکانه صندوقچه پدربزرگ و نقشه گمشده
مونزیا به چند برگ خشک اشاره کرد. نسیم ملایمی برگ ها را تکان می داد.
جوجه تیغی گفت: «باد برگ ها رو تکون می ده. برای همینه که خش خش می کنن.»













طرز تهیه آش دندونی؛ ۳ روش خوشمزه با گوشت، بدون گوشت و دیشلیق تبریزی
راهنمای جامع نگهداری بابا آدم (آلوکازیا) در خانه ؛ از آبیاری تا رطوبت دهی
راهنمای خرید قاشق و چنگال؛ بهترین برندها و نکاتی که قبل از خرید باید بدانید
آموزش فوق آسان دوخت بالش گردنی در خانه ( حتی برای مبتدی ها)
طرز تهیه پلو بندری با ۲ روش متداول؛ یک غذای جنوبی خوش عطر و پرادویه
آموزش ساخت آبیاری قطره ای با بطری پلاستیکی؛ خلاقانه و رایگان
ترکیب معجزه آسا سیمان با رنگ؛ ترفندی شگفت انگیز برای آب بندی و مقاوم سازی سطوح
طرز پخت کباب کوبیده بازاری بدون ریختن از روی سیخ
با پارچه های اضافی پادری درست کن؛ یک کاردستی کاربردی و زیبا با وسایل دورریختنی!
دیدگاه ها