دلگرم
امروز: پنج شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۹ برابر با ۲۶ ذو القعدة ۱۴۴۱ قمری و ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۰ میلادی
۲۷۵ اسم دختر که با حرف آ شروع میشوند
53
108,575
زمان مطالعه: 16 دقیقه
فهرست کامل نام‌ و اسم دختر که با حرف آ شروع می‌شود به همراه معنی اسم و معرفی ریشه اسامی (فارسی، ترکی، عربی، کردی، فرانسوی، یونانی و...).

اسم دختر با آ

با مجله اینترنتی دلگرم همراه باشید تا با اسامی دخترانه که با (آ) شروع میشوند آشنا شوید

انتخاب اسم چه نام دختر و چه نام پسر از دغدغه هایی بوده که بخصوص برای زوج های جوان بسیار مهم بوده و سعی بر این دارند تا اسم دلبندشان را با حساسیت و قافیه ای خاص انتخاب کنند. ما در مجله دلگرم برای شما عزیزان فهرستی از اسامی دخترانه را که با (آ) شروع میشوند جمع آوری کرده ایم امیدوارم بعد از انتخاب اسم این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید تا دوستان خود را هم مطلع نمایید.

اسم فارسی دختر با (آ)

اسم فارسی دختر با آ

اسممعنی

آیین

راه و روش، دین و عقیده

آییژ

شراره، شراره آتش
آییدشراره، آتش، اخگر، کنایه از شخص پر جنب و جوش
آهیددر گویش فارس آهوی صحرایی
آهوجانور معروف که نام دیگر آن غزال است، آهو به زیبایی چشم و خرامش در رفتار معروف است.
آهنگقطعه موسیقی، اراده، قصد

آهار

گلی مرکب با گل برگهای پیوسته به رنگهای سفید، قرمز، نارنجی، صورتی، یا دو رنگ که انواع گوناگون کم پر و پُرپَر دارد.
آویشهآویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه‌های فراوان و گلهای سفید یا صورتی

آویشن

گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه‌های فراوان و گلهای سفید یا صورتی
آویساپاک و تمیز مانند آب
آویژهمعشوق، دلبر، خاص، خالص

آویز

گلی زینتی به شکل زنگوله و قرمز رنگ، هر چیز کوچک و قیمتی که به عنوان گردنبند، گوشواره، دستبند می‌آویزند.

آویده

مشتاق، خواهان
آونگنام رشته‌ای که خوشه انگور و بعضی میوه‌ها را به آن می‌بندند، آویزان، آویخته

آون

آونگ، نام رشته‌ای که خوشه انگور و بعضی میوه‌ها را به آن می‌بندند، آویزان، آویخته
آوشنگیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع

آوانوش

شنونده آوا
آوازهشهرت و نام آوری
آوادیسکنایه از کسی که دلنشین است یا صدای دلنشینی دارد.
آوادختدختر آوازه خوان، بانوی خوش صدا

آوا

صدایی که به آواز خوانده می‌شود یا از آلات موسیقی به گوش می‌رسد.
آنیسامانند عشق، آنیس در یونانی به معنای مقاومت و اعتراض + الف تعظیم فارسی

آنیتا

آناهیتا، ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه‌ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف شده است.
آنوشاکیش و مذهب، دین و آیین

آندیا

نام زن اردشیر ساسانی

آناهید

آناهیتا، ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه‌ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف شده است.
آناهیتاازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه‌ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف شده است.
آناشیدمرکب از کلمه ترکی آنا به معنای مادر و کلمه فارسی شید به معنای خورشید. دختر زیباروی مادر، مایه دلگرمی و روشنایی زندگی مادر

آمیتیس

نام دخترخشایار پادشاه هخامنشی
آمیتیدانام دختر آستیاک، همسر کوروش پادشاه هخامنشی
آمستریسنام مادر اردشیر دراز دست پادشاه هخامنشی

آمتیس

آمیتیس، نام دختر خشایار پادشاه هخامنشی که با بختنصر پادشاه بابل ازدواج کرد.
آلیساایرسا، رنگین کمان، به بوته سوسن کبود نیز بدان جهت که دارای گلهای زرد و سفید و کبود است ایرسا گویند.

آلوگونه

نام همسر اردشیر اول پادشاه هخامنشی، کسی که سرخی گونه‌هایش به آلو می‌ماند، دختر زیبا و به اصطلاح سرخ و سفید

آلاوه

آتشدان،شعله آتش،جایی که در آن آتش روشن می‌کنند.

آلاله

شقایق، گلی به رنگ زرد سفید یا قرمز که انواع گوناگون خودرو و زینتی دارد.

آگاه دخت

دختر آگاه، دختر مطلع، بانوی باخبر
آفشیدخورشید، روشنایی آفتاب
آفسانهافسانه، داستان، خیال، مشهور، کسی که بحدی زیباست که خیالی به نظر می‌آید.
آفرین نوششنونده آفرین، کسی که تحسین همه را بر می‌انگیزاند.
آفرین نازدختری که بسیار ناز دارد، کنایه از دختر زیبا و طناز
آفرین مهرکسی که از زیبایی مانند خورشید است یا بسیار با محبت
آفرین ماهماه تحسین برانگیز، کنایه از دختری که زیباییش مانند ماه است.

آفرین گل

گل تحسین برانگیز، کنایه از دختر بسیار زیبا

آفرین دخت

دختر تحسین برانگیز، دختری که تمام خوبی‌ها را دارد.
آفرینهنگام تحسین و تشویق به کار می‌رود، مرحبا، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می‌آید و نام جدید می‌سازد مانند ماه آفرین، آفرین دخت
آفتاب دختدختر آفتاب، دختر خورشید، کنایه از زیبایی و خیره کنندگی

آفتاب

مرکب از آف (مهر،خور) + تاب (فروغ، نور)، نوری که از خورشید به زمین می‌تابد، کنایه از زیبایی و خیره کننده‌گی
آطوساآتوسا، نام دختر کورش کبیر، نام همسر داریوش هخامنشی، این نام در تورات به عنوان "واستی” آمده است.

آصفه

منسوب به آصف، مشاور خردمند، بانوی مدبر

آشیان

لانه و کاشانه
آشوبشور، انقلاب
آشناکسی که می شناسیمش، آن که یا آنچه به ذهن و خاطر می‌آوریم، آگاه به چیزی یا امری، عاشق، دلداده
آشتیدوستی و پیوند دوباره بعد از رنجش و آزردگی، سازش و صلح

آسوده

راحت و آرام

آسودا

راحت و آرام، آسوده
آسمان هورخورشید آسمان، کنایه از فردی که زیباییش نظیر ندارد.
آسمانفضای بالای سر که آبی رنگ به نظر می‌رسد، نام روز بیست وهفتم از هر ماه شمسی در ایران قدیم
آسادختدختر زیبا، دختر با وقار، دختر آرام

آسا

زیور مایه زیبایی و آرایش، وقار و ثبات و تمکین و آسودگی
آژندنام گلی است

آزیتا

خدا . الهه خورشید

آزرمی دخت

دختر باحیا، دختر با حیا دختر سنگین و با وجاهت،نام دختر پرویز نوه انوشیروان که ۴ ماه بر ایران فرمانروایی کرد.
آزرم دختدختر با حیا
آزرم خاتونآزرم + خاتون، بانوی با حیا

آزرم

شرم وحیا، ملایمت، مهربانی، از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر خسروپرویز پادشاه ساسانی
آزاده خویدارای خلق وخوی آزاد، ساده، بی‌تکلف

آزاده

عاری از صفات ناپسند اخلاقی، رها و وارسته، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام همسر رومی بهرام گور پادشاه ساسانی

آزاددخت

دختر آزاده، نام همسر شاپور اول پادشاه ساسانی
آزادچهرآزاده نژاد
آرین دختدختر آریایی، دختر ایرانی
آریشیداآرشیدا، بانوی درخشان آریایی، بانوی آراسته و درخشان

آریستا

زیبا و خوشکل مانند عروس، مرکب ازآریس به معنای عروس و تا پسوند مشابهت
آریسانمرکب از آری به معنای آریایی بعلاوه پسوند مشابهت، دختری که مانند آریاییان اصیل و نجیب است.
آریسااریسا، ایرسا، رنگین کمان، همچنین به ریشه بوته سوسن کبود هم آریسا گویند. همچنین به معنی دختری که مانند آریاییان اصیل و نجیب است نیز می‌باشد.

آریژه

نام شهری در زمان اسکندر
آریانوششادکننده و خوشحال کننده آریاییان

آریاناز

موجب فخر و مباهات قوم آریایی
آریادختدختر آریایی، دختر ایرانی

آرویشه

نام روستایی در نزدیکی بیرجند
آروشادرخشان، نورانی، باهوش، نام دختر داریوش سوم
آرنیکاآریایی نیک خو
آرنوشامنسوب به آرنوش، آریایی جاویدان، ایرانی جاوید، مرکب از آر به معنای آریایی بعلاوه نوش به معنای جاویدان
آرمینادختر همیشه پیروز، بانوی مقتدر، الهه زیبایی

آرمین دخت

دختر آرمین
آرمیسروشن، پاک و جاودان، نام پسر زئوس و مایا

آرمیتی

فروتنی و پاکی و محبت
آرمیتا آرمان، عشق پاک
آرمتیفروتنی، پاکی، فرشته محبت، فرشته نگهبان زمین

آرمانا

امیدوار، آرزومند

آرشین

آرشین نام یکی از زنان دوره هخامنشی می‌باشد که به کاردانی مشهور بوده و هم به معنای دوست داشتنی نیز می‌باشد.
آرشیدابانوی درخشان آریایی، بانوی آراسته و درخشان (آر به دومعنی به کار می‌رود: اول مخفف آریایی و دیگری مخفف آرا به معنای آراینده)
آرزومیل و اشتیاق برای رسیدن به مراد یا مقصودی معمولا مطلوب، از شخصیتهای شاهنامه

آرتیستون

نام دخترکوروش پادشاه هخامنشی
آرتادختدختر راست گفتار و درست کردار، دختر پاک و مقدس، نام دختری فرهنگدار و اقتصاددان که به خزانه داری یکی از شهریاران اشکانی رسید.
آرایهآرایش زیبایی

آرامش

آسایش، آرمیدن

آرام دل

آرامبخش دل‌ها

آرامدخت

دختر آرام دختر ساکت دختر با وقار

آرام

سکون، ثبات، آسایش، طمأنینه، صلح، آشتی، راحت؛ (در قدیم) مایه‌ی آرامش، آرامش بخش، تسلی بخش.

آراگل

سکون، ثبات، آسایش، طمأنینه، صلح، آشتی، راحت؛ (در قدیم) مایه‌ی آرامش، آرامش بخش، تسلی بخش.

آراسته

آن که دارای صفات خوب اخلاقی است، آنچه آرایش شده و زینت و زیور داده شده است.

آرا

مخفف آراینده، آرایشگر، زیور، زینت
آذین گلزینت گل، زیورگل، کنایه از زیبایی بسیار زیاد
آذین دختدختری که وجودش موجب آرایش و ارج بستگانش است.
آذینزینت، زیور، نام یکی از فرماندهان سپاه بابک خرم دین، نام پهلوانی در ویس و رامین

آذریون

به رنگ آتش، معرب آذرگون، گل آفتابگردان

آذریاس

صمغ سداب کوهی
آذرهمایوننام زنی از نسل سام و نریمان که در آتشکده سفاهان خدمت می‌کرد؛ گویند زمانی که اسکندر خواست این آتشکده را خراب کند او خود را به شکل ماری مهیب درآورده و در مقابلش ایستاد.
آذرمینالعل گون، سرخ رنگ
آذرمهرئیس و بزرگ آتش‌ها (آتشکده‌ها)
آذرماهدختری که مانند ماه زیباست و مانند آتش درخشنده

آذرگون

گلی است از دسته شقایق ها که رنگش زرد است و میانش مشکی است ، به رنگ آتش

آذرگل

گلی سرخ رنگ شبیه شقایق
آذرکشراره آتش، اخگر، نام دختر یزگرد سوم پادشاه ساسانی
آذردختدختر آتش

آذرخاتون

آذر+ خاتون، بانوی آتش

آذرچهر

همانند روشنایی
آذرجهان

آتش جهنده، آتشخیز

آذربویه

بوته‌ای از تیره اسفناج با گلهای تکی زرد رنگ که در نواحی کویری و کناره‌های آبهای شور می‌روید.

آذربو

بته‌ای با گلهای تکی زرد رنگ که در نواحی کویری و کناره‌های آبهای شور می‌روید.

آذربانو

بانوی آتش، نورانی و زیبا مانند آتش

آدیشه

آتش، در گویش خراسان آتش کوچک
آدنانام روستایی در نزدیکی چالوس
آدریناآتشین، سرخ رو، دختر زیبا رو، بانوی آتشین

آدخت

خجسته و نیکو

آدا

پاداش مینوی، فرشته توانگری

آتیس

نام خدای حاصلخیزی فریگیان

آتشین

نورانی، فروزان، گیرا، مؤثر، به رنگ آتش، سرخ

آتشیزه

کرم شب تاب
آتشینام نوعی گل، همچنین نورانی، فروزان، گیرا، مؤثر، به رنگ آتش، سرخ

آتشه

برق، آذرخش
آتشگونبه رنگ آتش، ارغوانی، دختران سرخ روی
آتشککرم شب تاب ، نام یکی از شخصیتهای داستان سمک عیار

آتشفام

به رنگ آتش، دختران سرخ روی

آتشدخت

دختر آتش یا دختری که چون آتش است، کنایه از دختر با شور و حرارت

آتشپاره

اخگر، شرار آتش، چابک

آتش

از شخصیت‌های شاهنامه، مخفف نام نوش آذر، یکی از چهار پسر اسفندیار

آتسا

آتوسا

آترین

آذرین مانند آتش، زیبا و پر انرژی
آتریساآذرگون مانند آتش، دختری با چهره‌ای زیبا و برافروخته
آتریآذر

آترا

آذر، آتش، نام یکی از ماه‌های پاییز

آتر

آذر، آتش، اخگر

آتاناز

دختر نازنین بابا

آپامه

خوش رنگ و آب، نام دخترسپیتامن یکی از سرداران ایرانی و همسر سلوکوس

آپاما

اسم دختر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی

آئینه

سطح صاف و صیقل یافته شیشه‌ای که تصویر را منعکس می‌کند، (به مجاز) دل عارف
آبان آسامانند آبان، آبان ماه تغییر آب و هوا است در نتیجه آبان آسا کنایه از کسی است که خلق و خوی متغیر دارد

آبان داد

داده آبان‎، کسی که در ماه آبان متولد شده است.
آبان دختدختری که در آبان به دنیا آمده، دختر آبان، نام همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی
آبان دیسهمانند آبان
آبانسامانند آبان
آبانفامبه رنگ آبان کسی که رنگ چهره‌اش زرد است.
آبان مهرآن که محبت او چون فرشته آبان است.

آبانک

آبان کوچک
آبانهمنسوب به آبان

آبتاب

دختری با چهره زیبا و درخشان، تابان
آبدیسمانند آب زلال و شفاف
آبرخزیبا، روشن، لطیف، کسی که چهره‌ای مانند آب دارد.
آبرودسنبل نیلوفر، دختری که مانند سنبل خوش نقش و زیباست.
آبروشنخوشبخت، ارجمند
آبرونگل همیشه بهار، شاد سرزنده
آبسالباغ، بستان
آبسالان

باغها

آبشارآبی که به طور طبیعی از بلندی به پستی فرو می‌ریزد.
آبشنشکل دیگر آویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه‌های فراوان و گلهای سفید یا صورتی
آبگلگلاب مایعی خوشبو که از برگ گلها بدست می‌آید.
آبگونبه رنگ آب، آبی، گل نیلوفر
آبگینهبه رنگ آب، آبی، گل نیلوفر
آبلوجقند سفید، قند مکرر
آبنازنام زنی در منظومه ویس و رامین، مایه فخر آب، کنایه از لطافت پوست
آبنوسدرختی که چوب آن سیاه رنگ است و میوه‌ای بسیار شیرین و به شکل انگور دارد.
آبنوشآب گوارا، نام زنی در منظومه ویس و رامین
آبیژصورت دیگر آیید، شراره، اخگر، آتش، کنایه از افراد پر جنب و جوش
آپامنام همسر داریوش اول پادشاه هخامنشی


اسم ترکی دختر با (آ)

اسامی ترکی دخترانه با آ

اسممعنی
آینورآینور، نور ماه، روشنایی ماه، نورانی مثل ماه، دختری که چهره اش مانند ماه زیبا و درخشان است

آیلما

تاب ماه
آیلینماه، روشنایی
آیلی

مهتاب

آینا

آینه، آبگینه، شیشه، دختر زیبارو، بانوی سپید چهره
آیلارزیبا رویان، خوبرویان، هاله دور ماه

آیلا

هاله دور ماه
آیشنمثل ماه، در زیبایی همانند ماه، شبیه ماه، (در مجاز زیبا)، ماهورا، زیبا رو

آیسو

مرکب از آی به معنای ماه بعلاوه سو به معنای آب، باطراوت و درخشنده، ماه و آب، زیبارو

آیسل

زیبا و درخشان مانند ماه
آیدنگمهتاب

آیدن

آیدین، روشن و آشکار، شفاف، صاف، معلوم، واضح، روشنفکر، از امرای ولایت لیدیا، نام شهری در جنوب شرقی ترکیه

آیدان

مانند ماه، بانوی زیبا رو، دختری که چهره‌اش همچون ماه زیباست.

آیدک

آیتک، مانند ماه
آیجانپاک و آراسته همچون ماه
آیداشاد، خوش

آیتک

مانند ماه
آیتایمانند ماه (همانند آیتک)
آیا تایمثل ماه، دختری که مانند ماه زیباست، بانوی درخشان
آی گوزلماه زیبا
آی سوداماه در آب
آی خانمماه بانو
آی پاراماه پاره، ماه نو
آی بی بیماه بی بی

آی اوز

ماهرخ، ماهرو

آی

ماه

آوادانزیبا، قشنگ

آنالی

برخوردار از محبت مادر، کنایه از نور چشمی مادر

آنایار

یار مادر
آنامادر
آمانداناآماندا، در امان، در پناه تو

آلیش

شعله، شعله گیر

آلماز

از اعلام زنان، رد کننده
آلماسیب، کنایه از زیبایی

آلتین گلین

عروس طلایی

آلتین

آلتنای، زر، طلای ناب نام ایرانی

آلتون

آلتنای، زر، طلای ناب

آلتنای

تلفظ دیگری از آلتنای به معنای زر، طلای ناب

آلان گوا

آلان قوا، زیبای وحشی نام دختر زیبا

آلان قوا

آلان گوا، زیبای وحشی
آتلازاطلس، حریر، پارچه نرم و لطیف اسم


اسامی فارسی – ترکی دختر با (آ)

اسم فارسی – ترکی دخترانه با آ

اسممعنی

آلاگل

آلا (ترکی) + گل (فارسی)، گل رنگی، نام بزرگترین تالاب جهان واقع در شمال آق قلا که در این اواخر نابود شده.

آیناز

آی (ترکی) + ناز (فارسی) موجب فخر و مباهات ماه

آیما

ماه من، مجازا عزیز من، زیبا رو، بانوی زیبا، دختر خوش چهره
آی نشانآی (ترکی) + نشان (فارسی) دارای نشان ماه
آیگینماننده ماه، دارنده روی چون ماه، زیبارو، مرکب از آی به معنای ماه و گین پسوند شباهت

آیگل

آی (ترکی) + گل (فارسی) گلی چون ماه
آیسانآی (ترکی) + سان (فارسی) زیبا، مانند ماه

آیسا

آیسا، آی (ترکی) + سا (فارسی) زیبا، مانند ماه

آیتن

آی(ترکی) + تن (فارسی) مهوش، مه پیکر
آیتامرکب از آی ترکی به معنی ماه و پسوند شباهت فارسی، دختر زیبا رو، مانند ماه، دختری که مانند ماه درخشان و زیباست.
آی پریآی (ترکی) + پری (فارسی) ماه پری
آناشیدمرکب از کلمه ترکی آنا به معنای مادر و کلمه فارسی شید به معنای خورشید = دختر زیباروی مادر، مایه دلگرمی و روشنایی زندگی مادر

آلاگل

آلا (ترکی) + گل (فارسی)، گل رنگی
آق گلآق (ترکی، سفید) + گل (فارسی) گل سفید

آق بانو

آق (ترکی) + بانو (فارسی)، بانوی سپید، کسی که چهره‌ای زیبا و سفید دارد.
آتانازدختر نازنین بابا

اسامی فارسی – ترکی دختر با (آ)

اسم کردی دختر با آ

اسممعنی

آیگین

ایل زیبا

آیرین

آتشین

آویناعشق

آوین

کامل کننده آوینا (عشق)

آوات

آرزو، خواسته

آلند

اولین پرتو خورشید
آگرینآتشین، به رنگ آتش

آسو

شفق، هنگام طلوع خورشید، همچنین نام شرابی مست کننده که از قند سیاه درست می‌کنند.

آسکی

آهو،کنایه از زیبایی و دلفریبی

آرینا

آریایی نژاد، از نسل آریایی
آروانام فرشته‌ای در آیین زرتشت


اسم لری دختر با (آ)

اسم لری دختر با آ

  1. آبرنگ : دختری که پوست لطیف و نرمی دارد.
  2. آساره : ستاره

اسامی عربی دخترانه با آ

  1. آتیه : آینده
  2. آسیه : زن اندوهگین، ستون، نام همسر فرعون که موسی (ع) را از نیل گرفت و پنهانی از فرعون از او مراقبت کرد، نام کوهی در استان فارس
  3. آفاق: افقها،عالم آسمان، زمانه روزگار، نام همسر نظامی گنجوی
  4. آفت : بلا، بلیه، کنایه از زیبایی و عشوه گری
  5. آمال : آرزوها، خواسته‌ها، دوست داشتنی‌ها
  6. آمنه : نام مادر پیامبر (ص)، مونث آمن به معنای بانوی نترس، زن دلیر، خانم استوار
  7. آنسه : انس گیرنده، همنشین نیکو، مانوس، خو گیرنده
  8. آیه : هر یک از پاره‌های مشخص سوره‌های قرآن و دیگر کتابهای آسمانی، نشانه

اسامی دخترانه اوستایی - پهلوی با حرف آ

  1. آئیریا : (پسرانه و دخترانه) ایرج به معنی یاری دهنده آریایی‌ها
  2. آتور : آذر، آتش
  3. آذر: نام ماه نهم از سال شمسی، نام فرشته نگهبان آتش، نام روز نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم
  4. آرمیتا : الهه نعمت، آرامش یافته
  5. آسنا: روشنایی درونی، سرشت مادرزادی
  6. آسیمن : سیمین، نقره فام
  7. آمیتریس : ستایش کننده، شکر کننده، دختر داریوش سوم هخامنشی و همسر خشایارشا
  8. آوینا : دختر پاک، بانویی که مثل آب زلال است.

اسم آشوری دختر با (آ)

  1. آتورینا : تغییر دهنده، متحول کننده، مشتق از واژه آشور که با گذشت زمان ش به ت تبدیل شده است.
  2. آدورینا : آدور، مأخوذ از افسانه گیل گمش بابلی، یاری دهنده، کمک کننده
  3. آشورینا: منسوب به آشور، برهم زننده، تغییر دهنده، نام دومین فرزند سام که نینوا را بنا نهاد.

اسم انگلیسی دختر با آ

  1. آرالیا : نام عمومی گروهی از گیاهان علفی، درختی و درختچه‌ای که بعضی از آنها زینتی‌اند.
  2. آزالیا : گلی خوشبو که معمولا به شکل قیف یا زنگوله است و به رنگهای سفید، صورتی، زرد، قرمز، و ارغوانی دیده می‌شود.

اسامی عبری دخترانه با (آ)

  1. آرسینه : زن مبارز
  2. آنا : دوست داشتنی ظریف خوش اندام،برانگیزاننده لطف و محبت

اسامی دخترانه ارمنی که با آ شروع میشوند

  1. آرمینه : ارمنی، دختر ارمنی
  2. آلنوش : عروس جاودانی دریا، دختر زیبا و دلربا
  3. آنوش : شیرین، جاویدان، از پایتختهای قدیم ارمنستان

اسم دخترانه لاتین با آ

آلبا : سحر سپیده روشنی صبح

اسامی بابلی دخترانه با آ

آندیا : نام همسر بابلی اردشیر درازدست پادشاه هخامنشی

آنو : در دین بابلی، نام خدای آسمان


بیشتر بخوانید :

اسامی عجیب پسرانه و دخترانه در ایران کدامند ؟

لیست اسامی دخترانه که با الف شروع میشوند

اسامی دخترانه به ترتیب حروف الفبا

جدول اسامی دخترانه با اول حرف مورد نظر
الف (اَ.اِ.اُ)آبپتثجچ
حخدذرزژس
شصضطظعغف
قکگلمنوه (ه،هـ)
ی

اسامی دخترانه به ترتیب حروف الفبا


دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
تبلیغات مشاغل
Ad · www.delgarm.com

تعبیر خواب

Ad · www.delgarm.com

تست عشق

Ad · www.delgarm.com

قیمت روز کولر گازی

Ad · www.samamoshaver.ir

ثبت شرکت در اصفهان

Ad · www.soorban.com

سالن عقد

Ad · www.sokhansarayan.com

آموزشگاه زبان اصفهان

Ad · www.newslaw.net

اخبار حقوقی

hits
statcounter