اسم دختر با پ : کاملترین مرجع اسم دخترانه که با حرف پ شروع میشوند

۲۶,۶۱۲
۱۴
۰
پنج شنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۸ ۰۹:۳۳
اسم دختر با پ : در این مجموعه لیست اسامی دخترانه که با پ شروع میشوند را در فرهنگ های (فارسی،ترکی، و کردی ) برای شما عزیزان گردآوری کرده ایم.
اسم دختر با پ : کاملترین مرجع اسم دخترانه که با حرف پ شروع میشوند

اسم دختر با پ

اسم، قراردادی متعارف بین انسانها برای صدا کردن اسـت و هویت ساز نیست. چـه اسم شـما معنی خاصی داشته باشد و چـه نداشته باشد، تاثیری روی هویت و معرفت و دانش شـما نخواهد داشت. این کـه در روزگاری بـه دلایل فرهنگی، نام یا نام هایی بیشتر مورد اقبال عمومی قرار می‌گیرد و پس از مدتی، آن نام ها با رغبت کمتر مواجه می شود، موضوع با اهمیتی در جوامع مترقی نیست کـه برای تحلیل آن، نیاز بـه جامعه شناسی خاصی باشد.

اسم دختر با پ

اسم فارسی دختر با پ

اسممعنی
پیوندپیوستن؛ پیوسته بودن دو یا چند کس؛ ازدواج؛ خویشی، بستگی

پیمانه

هر ظرف یا مقیاسی دیگر از آن برای اندازه‌گیری مقدار معینی از هر چیز استفاده شود؛ جام شراب
پاک‌سیمادارای صورتی پاک و زیبا
پاک‌بانوآناهیتا، بانوی پاک
پاک آفرینآفریننده پاک
پاشنگخوشه‌ی انگور
پارندنیک بختی و فرارونی؛ نگهبان گنج و خواسته
پارنانام قله‌ای در نزدیکی پل دختر
پارمیسپرمیس، نام دختر بردیا و نوه کوروش بزرگ پادشاه هخامنشی، پارمیدا تغییر یافته نام اوستایی پرومیثه یا پرومیزد و به معنی بانوی دانشمند یا بانوی پرمهر است.

پارمیدا

پارامیدا، پارامیس، پرمیس
پاردیسپردیس
پارامیداپارامیس، نام دختر بردیا و نوه کوروش پادشاه هخامنشی، پارمیدا تغییر یافته نام اوستایی پرومیثه یا پرومیزد و به معنی بانوی دانا و دانشمند و نیز بانوی پرمهر است.

پادینا

در گویش همدانی به گل پونه یا پودینه گفته می‌شود.
پادنااسم یکی از بخش‌های تابعه شهرستان سمیرم، نام منطقه‌ای در شمال کوه دنا و نیز رودخانه ای در همین منطقه که گوارایی آب آن معروف می‌باشد.
پادمیراجاویدان، نگهبان مهر، نگهدارنده عشق
پاپوکنعنای دشتی با گل آذینی، مثل سنبل در بخش خراسان

پریفام

زیبا چون پری
پریانمنسوب به پری؛ فرشتگان؛ زیبا
پریاسگلبرگ یاس، زیبا و با طراوت، شاداب و جذاب
پریازیبا چون پری
پری ویسنام زنی در ویس و رامین
پری گلزیبا چون گل و پری
پریشادزیبا روی شاد و خرم
پریشاپری شاه، شاه پری‌ها
پری سیماپری (فارسی) + سیما (عربی) پریچهره، زیبارو
پریسانمانند پری، دختری که مثل پری زیبا است، بانویی زیبا چون پری
پریسازیبا چون پری
پریژهپری کوچک
پیروزهفیروزه
پیروزدختمرکب از پیروز (فاتح یا فرخنده یا خوشحال) + دخت (دختر)، نام دختر فیروز پسر قباد پادشاه ساسانی
پیرایهآراسته، آرایش
پیراستهبا نظم، با آرایش

پیدرا

رودی در امریکا
پیچکگیاهی زینتی که ساقه ای بالا رونده دارد.
پونهگیاهی علفی، یک ساله و معطر از خانواده‌ی نعناع که برگها وگلهای آن مصرف دارویی دارد؛ پودنه
پوروچیستانام کوچکترین دختر زرتشت، پر بینش

پودینه

پونه

پوپهپوپک
پندارفکر, اندیشه
پگاهصبح زود، سحر
پستهمیوه‌ای کوچک و بیضوی که مغز آن خوراکی است، در شعر، دهان معشوق
پَریوش(پری + وش (پسوند شباهت))، مانند پری در زیبایی.
پرینوش(پری = موجود زیبا و نیکوکار نامرئی؛ (به مجاز) زیبارو و دارای اندام ظریف + نوش = بی مرگی، جاوید)، پری روی جاوید و بی مرگ؛ زیباروی و پری پیکر همیشگی.
پرینامدارای نامی زیبا

پریگون

مانند پری
پریفردختر زیبا و با وقار، دختری که مانند پریان زیباست و با شکوه و وقار است، مرکب از پری و فر

پریزاد

زاده پری، زیبا، نام همسر داریوش دوم پادشاه هخامنشی
پریروپری چهره، زیبا رو

پریرخ

پریچهره، زیبا رو، رخی مانند پری
پریچهپری کوچک
پری جانمرکب از پری + جان (اژه محبت آمیز در خطاب به اشخاص، به معنی عزیز)
پری پیکرآنکه اندامی زیبا چون پری دارد
پری بانوهمچون فرشته، بانوی زیبا مانند پری

پری

موجودی لطیف و بسیار زیبا و نیکوکار و نامرئی که گاه خود را نشان دهد و با جمالش انسان را فریفته‌ی خود می‌کند، زیبارو و دارای اندام ظریف؛ در ادب فارسی پری گاه به معنای اَهرِمن، به معنای شیطان به کار رفته است.
پروشلطیف چون پر
پرورریشه پروردن، دارای پر
پروانهحشره‌ای با بدن کشیده و باریک و بالهای پهن پوشیده از پولکهای رنگارنگ، حکم، فرمان، جواز و نشان؛ (در موسیقی ایرانی) گوشه‌ای در دستگاه راست پنجگاه و نوعی تحریر.

پرنین

مانند پر
پرنونپرنیان

پَرنیان

پارچه‌ای ابریشمی دارای نقش و نگار؛ نوعی پارچه‌ی حریر که برای نوشتن به کار می‌بردند؛ پرده‌ی نقاشی.
پُرنوششیرین؛ زیبا؛ دوست داشتنی.

پَرَنسا

(پَرَن = پروین (ستاره)، دیبای منقش و لطیف، پرنیان، پارچه ابریشمی + سا (پسوند شباهت))، شبیه ستاره پروین؛ همانند ابریشم و دیبا؛ زیبا و لطیف.
پرندیننرم و لطیف چون پرند
پرندوشپس پریشب
پرندکپشته، کوه کوچک
پَرناپرنیان، پارچه ابریشمی دارای نقش و نگار.
پرنپروین
پرمیسپارمیس، نام دختر بردیا ونوه کوروش کبیر، پارمیدا تغییر یافته نام اوستایی پرومیثه یا پرومیزد و به معنی بانوی دانا دانشمند یا بانوی پرمهر است.
پرمونزینت و آرایش
پرگونلطیف چون پر
پرگل(به ضم پ) دارای گلهای زیاد، پر از گل
پرگل

(به فتح پ) هر یک از گلبرگهای گل

پرگشا

پرگشاینده، پرواز کننده

پرک

ستاره سهیل، تاج

پرشاد

نام خواهر داریوش دوم پادشاه هخامنشی
پرسونبرهون هاله، خرمن ماه
پرستوکپرستو، نام اصیل پارسی
پرستوپرنده‌ای سیاه و سفید با بال های باریک که مهاجر است.
پرستشنیایش، عبادت

پرسا

نرم و لطیف مانند پر.
پربهابا ارزش، قیمتی، ارزشمند
پرارین دختدختر نیکو و خوب

پرارین

خوب و نیکو
پدیدهآنچه اتفاق می‌ا‌فتد یا وجود دارد و می‌توان آن را تجربه کرد؛ پدیدار؛ شخص، چیز یا حادثه‌ی چشمگیر.
پانیذپانید، قند مکرر، شکر، شکر برگ، شکر قلم، نوعی از حلوا که از شکر و روغن بادام تلخ و خمیر می‌ساختند.
پانته‌آزن زیبایی از اهالی شوش که زیباترین زن آسیا به شمار میرفت؛ از اسامی باستانی.
پایونپیرایه، زیور، آرایش
پانیککسی که قدمش نیک است، خوش قدم

پانیا

محافظ نگهدارنده
پامچالگلی زینتی به رنگهای سفید، صورتی، یا نارنجی

پالیز

باغ
پاکیزهبدون آلودگی، پاک
پاکنازدارای ناز خوش
پاکنوشپاک نوشنده
پاک گوهرپاک گهر

پاکدل

پاکیزه دل، دلپاک، خوش قلب

پاکچهر

خوش صورت

پاکروی

پاکیزه روی، زیبا روی

پاکرخ

پاکیزه رو، زیبا رو
پاکفرباشکوه پاک
پاکدختدختر پاک و عفیف
پانتینام همسر آریاسب از سرداران کوروش پادشاه هخامنشی
پاییزهنگام پاییز، برگ ریزان، مجازا دختر زیبا رو

پاییزان

هنگام پاییز
پارمینتکه یا قطعه‌ای از بلور؛ نام زنِ داریوش.
پَرتوشعاعی که از منبع نورانی یا گرما ساطع می‌شود، درخشش، تلألؤ، روشنایی؛ اثر، تأثیر.
پَردیسبهشت؛ فضای سبز و گل کاری شدهی اطراف ساختمان.
پَرَندپروین، در قدیم نوعی پارچه‌ی ابریشمیِ ساده و بدون نقش و نگار، حریر ساده؛ گروهی از گیاهان
پَرَندیس(پَرَن + دیس (پسوند شباهت))، شبیه به پَرَن پَرَن، زیبارو، نرم و لطیف چون پرند

پرنددخت

دختر لطیف چون پرند (پرند = پارچه از جنس ابریشم)
پَرنیاهم معنی پرنیان
پرنازمرکب از پر + ناز (زیبا، قشنگ)
پرواملاحظه، فرصت و زمان پرداختن به کاری، فراغت و آسایش، توجه
پری تاجپری (موجود افسانه ای بسیار زیبا) + تاج، سرآمد پریان
پریچهرفرشته رو، زیبا مثل پری؛ زیبارو
پریچهره

برابر با پریچهر

پری دختدختر پری، نام دختر پادشاه چین که سام پسر نریمان عاشق او شد و زال پدر رستم از او زاده شد، زیبارو
پریماهزیبا چون ماه و پری
پریننرم و لطیف چون پر، نام بانوی دانشمند ایرانی، دختر گبادشاه که یک نسخه از اوستا را به زبان پهلوی برای دستوران و موبدان هندی رونویسی کرد.

پریناز

دارای ناز و کرشمه‌ای چون پری

پوپکهدهد، پوپوک

پولک

دایره‌هایی کوچک و نازک به رنگهای مختلف که برای تزیین لباس به کار می‌رود، فلس ماهی که روی بدن ماهی را پوشانده است.

پونا

پودنه و پونه، گیاهی علفی، یک ساله و معطر از خانواده‌ی نعناع که برگها و گلهای آن مصرف دارویی دارد.

اسامی اوستایی – پهلوی دخترانه با پ

اسممعنی
پویه

مخفف پاپویه به معنای پروانه

پوراندخت

(پوران + دخت = دختر)، دختر سرخ و گلگون؛ زیبارو؛ دختر خسروپرویز
پورانسرخ، گلگون؛ نام یکی از دختران خسرو پرویز شاه ساسانی
پُروشاتپروشاتو، در پارسی باستان به معنی پُرشاد، ملکه‌ی ایران، زن داریوش دوم و دختر اردشیر اول هخامنشی
پرویندخت

هم معنی با پروین ، دختر پروین

پرویندسته‌ای از شش ستاره‌ی درخشان در صورت فلکیِ ثور؛ ثریا، هفت خواهران، خوشه‌ی پروین

اسم کردی دختر با پ

پژال : به معنی جوانه نازک، شاخه‌های ریز درختان، جوانه نازک، شاخه‌های تازه روییده و ریز درختان

در فهرست زیر اسامی کردی با پ همراه با تلفظ این اسامی آمده است :

  • پاراو (پاراو)
  • پاکان (پاکان: نیکان)
  • پاکانه (پاکانه: تبرئه، مبری)
  • پاکاو (پاکاو)
  • پاکینه (پاکینه)
  • پرووشه (پُروشه: دانه‌های ریز برف)
  • پڕژین (پُرژین)
  • پرشنگ (اشعهٔ خورشید)
  • پڕناز (پُرناز)
  • پژال (پژال: جوانهٔ نازک)
  • په‌رژین (پَرژین: پرچین)
  • په‌رگوڵ (پَرگُل)
  • په‌روه (پَروه)
  • په‌ره‌نگ (پَرَنگ)
  • په‌ژنا (پَژنا)
  • په‌سار (پَسار: نسار)
  • په‌سنۆ (پَسنو)
  • په‌سیره (پَسیره)
  • په‌له‌ک (پَلَک)
  • په‌لشین (پَلْشین)
  • پێتۆ (پیتو)
  • پیفۆک (پیفُک)
  • پێلوو (پِلو: پلک)

اسامی ترکی دختر با پ

اسممعنی
پرنیااصیل، دارنده اصل و نسب (فرنیا ، پرنیان)
پینار چشمه ،چشمۀ جوشان آب اززمین
پیرلانتا برلیان ،الماس تراش خورده ،سنگ ذی قیمتی که در برابرنوربه رنگهای زیبا ومتنوعی گراید
پَک اؤزدارای صبرواستقامت
پَتَککندو
پارلاکنورافشان ،بَرّاق وتابناک
پارلاشروشنی ،درخشندگی
پارلار نور می افشاند ،می درخشد
پارلابدرخش!تابناک شو !


بیشتر بخوانید :

۱۳۰ اسم دخترانه پرطرفدار در ایران + معنی و فراوانی نام

۲۹۵ اسم دخترانه فارسی جدید به همراه معنی

۵۶ اسم گل برای انتخاب نام دخترانه

۲۷۵ اسم دختر که با حرف آ شروع میشوند

اسامی عجیب پسرانه و دخترانه در ایران کدامند ؟

کاملترین مرجع اسامی دخترانه که با حرف ب شروع میشوند

لیست اسامی دخترانه که با الف شروع میشوند

اسامی دخترانه به ترتیب حروف الفبا

جدول اسامی دخترانه با اول حرف مورد نظر
الف (اَ.اِ.اُ)آبپتثجچ
حخدذرزژس
شصضطظعغف
قکگلمنوه (ه،هـ)
ی

اسامی دخترانه به ترتیب حرف الفبا


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(14 امتیاز , میانگین: 4.6 از 5)  

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits

آخرین مطالب دلگرم