لیست اسامی دخترانه که با الف شروع میشوند

۱۹,۶۶۰
۷
۰
پنج شنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۸ ۰۹:۲۳
از آنجا که انتخاب نام برای مادران امروزی از حساسیت بالایی برخوردار است ما در مجله دلگرم بر آن شدیم تا مجموعه ای کامل از فهرست نام های دخترانه که با حرف الف شروع میشوند و از ریشه‌های فارسی، ترکی، کردی، عربی، اوستایی-پهلوی، عبری گرفته میشود را برای شما عزیزان تهیه کنیم. تا انتها با ما باشید.
لیست اسامی دخترانه که با الف شروع میشوند

اسامی دخترانه که با الف (اَ.اِ.اُ) شروع میشوند

در این قسمت از مجله اینترنتی دلگرم قصد داریم شما را با فهرست کامل اسامی دخترانه که با الف (ا) شروع میشوند آشنا کنیم تا تصمیم گیری بهتری برای انتخاب نام دلبندتان داشته باشید. تا انتها با ما همراه باشید و این مقاله را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.

اسم دخترانه با الف

اسم دخترانه با الف

اسممعنی
ایوازآراسته و پیراسته
المیراال (ترکی) + میرا (فارسی)، ایل میرا فدایی ایل

ایدا

یاری نمودن
ایلیکاهل، گیاهی از تیره زنجبیلیان
ایزدچهردارای چهره‌ای چون فرشتگان

ایرن

گونه‌ای دیگر از واژه ایران
الناز ال (ترکی) + ناز (فارسی)، ایل ناز موجب نازش ایل
ایرسازنبق سفید، سوسن، آیرس، نام بیخ سوسن آسمون گون، آلیسا، رنگین کمان، به بوته سوسن کبود نیز بدان جهت که دارای گلهای زرد و سفید و کبود است ایرسا گویند.
ایرانهایران + ه (پسوند نسبت)، منسوب به ایران، مربوط به ایران، ایرانی، منتسب به ایران زمین.
ایران نازموجب فخر و مباهات ایران
ایراندخت(ایران + دخت = دختر)، دختر ایران، دختر ایرانی، دختر آریایی.
ایراناایران + ا (پسوند نسبت)، منسوب به ایران، مربوط به ایران، ایرانی

اویسا

آویسا، پاک و تمیز مانند آب
انوشکنام زنی در زمان ساسانیان
انوشهجاوید، باقی، پایدار، به طور همیشگی، جاویدان، ابدی، شادمان، خوشحال، از شخصیتهای شاهنامه، نام شاهزاده‌ای ساسانی در تیسفون
اَنوشابیمرگ و جاویدان.
انگیزهآنچه یا آن که کسی را وادار به کار کند، محرک
اندیشهآنچه از اندیشیدن حاصل میشود، فکر؛ توجه، غمخواری.
انارگل

گل انار

انارمیوه‌ای خوراکی با دانه‌های قرمز یا سفید فراوان و مزه ترش یا شیرین
امیتیسآمیتیس، نام دختر خشایار پادشاه هخامنشی

الیا

گل خطمی صحرایی
افشیدروشنایی خورشید
اَفشانافشاننده، پریشان، پراکنده، پاشان، ریزنده، آشفته و پریشان مانند زلف
اَفسوننیرنگ، حیله، مکر؛ سحرانگیزی، جاذبه، آنچه جادوگران برزبان می‌رانند، سخنی که برای فریب دادن و تحت تأثیر قرار دادنِ دیگران گفته می‌شود؛ (به مجاز) ویژگی دختری که به لحاظ زیبایی جاذبه دارد و دیگران را افسون می‌کند.
افسانهسرگذشت، قصه، داستان، سرگذشت و حکایت گذشتگان؛ افسون، سحر؛ ترانه
افسرخاتونافسر (فارسی) + خاتون (فارسی)، تاج بانو، سر آمد همه زنان
افسردختافسر (تاج) + دخت (دختر) سرآمد همه دختران
افسر

کلاه پادشاهی، تاج

افریناآفرین، نام دختر سیامک پیشدادی
افروزهآنچه بدان آتش گیرانند، آتش گیره؛ شهاب.
افروزافروختن، افروزنده
افروغتابش روشنی، شعاع آفتاب تابش ماه، نام یکی از شارحان اوستا که در اواخر عهد ساسانیان می‌زیسته است.
افرادرختی از تیره‌ی افراها، اسپندان، اسفندان، کلمه تحسین به معنی آفرین، مرحبا، درختی که برگهای پنجه ای و میوه بالدار دارد.
اشک نازمرکب از اشک و ناز، کنایه از دختر زیبا روی و لطیف
اشکآبی که از چشم می‌ریزد.
اشلینام کوهی در مازندران
استرادر گویش سمنان ستاره، نام همسر یهودی انوشیروان که مدفن او در همدان است.
استاتیرانام زن داریوش سوم، نام دختر داریوش سوم (او با مادر خود همنام بود)، نام ملکه‌ی اردشیر، همسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی.
اسپنتاپاک و مقدس
اسپانتاسپنتا، مقدس قابل ستایش
اریکاپوفل، درختی از تیره‌ی نخلها که در مناطق گرم آسیا میروید، نخل هندی؛
ارکیدهگلی با رنگهای درخشان که یک گل برگ آن از دو گل برگ دیگرش بزرگتر است.
اَرنیکاآریایی نیکو کردار، آریایی نیکو رفتار، آریایی خوب و زیبا.
اروشهاروشا، به فتح الف، سفید، روشن، دختری با روی سپید
اَرنَوازآن که سُخنش رحمت می‌آورد؛ نام خواهر جمشید که ضحاک او را به همسری خود درآورد.
ارنازاز نامهای باستانی
ارغواندرختی است زینتی از تیرهی پروانه واران با گلهایی به رنگ سرخ مایل به بنفش

ارشیدا

آرشیدا، بانوی درخشان آریایی، بانوی آراسته و درخشان
ارشامههم معنی با آرشامه. قوی بودن
ارسانوالی منسوب از طرف داریوش سوم که حاکم ناحیه ی دربند کیلیکیه بود، نام همسر نرسی پادشاه ساسانی

ارزینه

ارزنده، گرانبها

ارزنده

دارای ارزش، ارزشمند، ارزمند، شایسته و لایق، (به مجاز) محترم، با شخصیت، مورد احترام - محترم، دارای احترام
الواستاره
اردیبهشتنام ماه دوم از سال شمسی، نام فرشته‌ای که نماینده پاکی است و نگهبانی آتش با اوست، نام روز سوم از هر ماه شمسی در ایران قدیم.
ادلیاشکر خدا، سپاس از خدا
اروانهنام گلی کوهی است
اخترستاره، کوکب، نجم؛ نام گل و گیاهی است؛ در باور قدما ستاره‌ی بخت واقبال؛ سرنوشت، بخت، طالع؛ پرچم، عَلَم، درفش.

اسم دخترانه با ا

اسامی دخترانه با الف به زبان عربی

اسممعنی
الیسادختری که مانند گل انار لطیف است + مرکب از الیس (عربی) به معنای گل انار و الف تانیث فارسی
اِلههرب‌النوع؛ پرستش کردن؛ ماه نو؛ آفتاب؛ بتان
ایمنهانس، مؤانست، انس دادن، خو گرفتن، انس یافتن، دمسازی.
ایمانهمنسوب به ایمان
ایماچیزی را با حرکتِ دست یا چشم و ابرو نشان دادن، اشاره؛ بیان موضوعی به طور رمز یا خلاصه.
اَنیسهزن انس گیرنده و همدم، زن مصاحب و همنشین.

اَنیسا

منسوب به اَنیس
اَنیسانس گیرنده، همدم، مصاحب، همنشین؛ (به مجاز) محبوب و مطلوب.

انور

روشنتر، روشن، نورانی؛ (به مجاز) مبارک، گرامی.
اِنسیّهمربوط به انس، منسوب به انس، انسانی، آدمی.
اِنسیمربوط به انس، انسانی؛ فردی از انس، انسان.
امینهمؤنث امین، زن مورد اطمینان و درستکار
امین دختامین (عربی) + دخت (فارسی) دختر امین، دختر درستکار
امینازن درستکار، امین (عربی) + ا (فارسی)، مورد اعتماد، امین
امیرهمؤنث امیر
امیدهمنسوب به امید، امید.
اُم‌کلثومشیر ماده؛ سومین دختر پیامبر اسلام(ص)، دختر علی ابن ابیطالب(ع)
اُم‌فَروهمادر امام جعفر صادق(ع)؛ نام دختر امام موسی بن جعفر(ع).
اُم‌سلمهنام یکی از همسران پیامبر اسلام(ص)

اَمانه

اطمینان و آرامش قلب.
اُم‌البنینمادر پسران، لقب فاطمه‌ی کلابیه دومین همسر امیرالمؤمنین علی(ع) و مادر حضرت عباس(ع).
اِلینانیکویی و نعمت برای ما
الهامبه دل افکندن، در دل انداختن؛ القاء معنی خاص در قلب به طریق فیض؛ رسیدن فکر به ذهن و در معارف اسلامی القای امری از سوی خداوند به دل کسی؛ دریافت و شعور غریزی.
الوانرنگها، نوعها، رنگارنگ، رنگین؛ گوناگون، گونه‌گون
اُلفتخوگیری، انس، محبت، دوستی، همدمی، عادت کردن به کسی (چیزی) همراه با دوست داشتن او (آن).
الحانآوازها، آهنگ ها، آوازهای خوش، نغمه‌های دلکش، صداهای موزون و خوشایندی که انسان یا بعضی پرندگان یا آلات موسیقی تولید می‌کنند.

اِلتفات

توجه، نگرش؛ مهربانی، لطف.
اَکرمگرامیتر، آزادتر، بزرگتر، بزرگوار، گرامی؛ از نامهای خداوند.
اَقدسپاکتر، پاکیزه‌تر، مقدستر؛ عنوانی احترام آمیز برای بزرگان یا مکانهای مقدس

اِقبال

بخت و طالع؛ رویآوردن، روی‌آوردن دولت؛ سعادت، نیک
اَفضلفاضلتر، برتر از دیگران در علم و هنر و اخلاق و مانند آنها، برترین، بالاترین
اِفراحشاد کردن
اِفتخارفخر، فخر کردن، نازش، نازیدن، سرافرازی
اَعظمبزرگ، بزرگتر، بزرگترین، بزرگوار، بزرگوارتر؛ از صفات خداوند.
اَطهرهاطهر + ه (پسوند نسبت) منسوب به اطهر، اطهر
اصیلااصیل + الف تانیس، منسوب به اصیل، با نوی با اصالت
اُسوهپیشوا، رهبر، مقتدا، خصلتی که شخص بدان لایق مقتدایی گردد؛ از واژه‌های قرآنی.
اَسناارفع، بلندتر، عالیتر.

اَسمر

گندمگون؛ سبزه.

اَسما

نامها، اسامی؛ معارف، حقایق؛ در تصوف به معنای معارف، حقایق و علوم آمده است؛ نام همسر پیامبر اسلام(ص).
ادیبهمؤنث ادیب
ادنااز واژه‌های قرآنی؛ کمترین، جزئی‌ترین؛ پایین‌تر
اَحلامجمع حلم، بردباریها، وقارها؛ عقلها؛ جمع حلیم، بردباران.
اِحترامحرمت داشتن، محترم بودن؛ حرمت، پاس، بزرگداشت؛ رفتار و گفتاری که نشان دهنده‌ی بزرگداشت و اهمیت دادن به کسی یا چیزی است.
اِجلالبزرگ داشتن، تجلیل؛ شوکت و جلال، بلندی مقام؛ کبریا و عظمت پروردگار.
اسرابه شب راه رفتن، در شب سیر کردن، معراج پیغمبر اکرم (ص)، نام هفدهمین سوره ی قرآن کریم دارای صد و یازده آیه، در گویش سمنان اشک
اَزهارجمع زَهر، گلها، شکوفه‌ها
اِبتساملبخند زدن، تبسم کردن؛ تبسم، لبخند.
انتصاریاری دادن، کمک کردن؛ - یاری یافتن، نصرت یافتن،
ایناسانس، مؤانست، انس دادن، خو گرفتن، انس یافتن
اشواقجمع شَوق، شوق ها، آرزومندی
اشرفگرانمایه تر، شریف‌تر؛ شریف‌ترین، والاترین؛ 2- (در قدیم) بالا
اریسا(معرب یونانی) (= ایرسا)، (ایرسا)

اسامی دخترانه با حرف الف

اسامی ترکی دخترانه با الف (اَ.اِ.اُ)

اسممعنی
اینازآیناز، آی (ترکی) + ناز (فارسی) موجب فخر و مباهات ماه
ایل نازایل (ترکی) +ناز (فارسی )، مایه ناز ایل، الناز
ایپکابریشم، حریر، ابریشمی.
اولدوزستاره، اختر، کوکب، نجم.
اماندادر امان، در پناه تو، آماندا

الین

ال= ایل+ ین (پسوند نسبت)، منسوب به ایل؛ هم نژاد و هم خون
الیانانیکی و هدیه، (به مجاز) به معنی مأنوس؛ دوست داشتن ایل، دوست مشوق ایل.

الکا

نیکی و هدیه، (به مجاز) به معنی مأنوس؛ دوست داشتن ایل، دوست مشوق ایل.

اِلناز

مایه افتخار ایل، باعث فخر و تفاخر شهر و ولایت؛ موجب نعمت و رفاه و آسایش.
المیناشهری است در غانا (غنا) در ساحل غربی افریقا (خلیج گینه).

المیرا

(ال = ایل + میرا) (به مجاز) فدائی ایل.
اِلآیماه ایل؛ (به مجاز) زیباروی ایل.
ارمغانتحفه ای که از جایی دیگر برند، سوغات، ره آورد، هدیه
اِلسانامثل ایل، مثل مردم ایل و شهر و ولایت، چون خویشان.
اِلساال= ایل+ سا (پسوند شباهت) مثل ایل، همانند ایل.

ارتاش

مرکب از ار (شوهر) + تاش (پسوند همراهی)
اُلگاسرزمین، ناحیه؛ (اَعلام) قدیسه الگا
الین(ال= ایل+ ین (پسوند نسبت))، 1-منسوب به ایل
ایپکابریشم، حریر، ابریشمی.

اسم دخترانه با ا

فهرست اسامی دخترانه کردی با الف

اسممعنی

ایوان

ایوان، تراس
اوینارعشق و دوست داشتن در حد کمال، عشق آتشین
اَسریناشک، سرشک.
اریناآرینا، آریایی نژاد، از نسل آریایی

اسامی دخترانه که با الف شروع میشوند

اسامی یونانی دخترانه با الف

اسممعنی

ایساتیس

مقدس و فرخنده، نام شهر یزد در متون یونانی

اورنینا

ربة النوع فراوانی نعمت
اِلِناهلن و هلنا
الماس خاتونالماس (یونانی) + خاتون (فارسی) بانوی مانند الماس
الماسسختترین ماده طبیعی است و کاربردهای تزیینی و صنعتی دارد.
اُلگااولین قدیسه‌ی روسی، همسر و نایب

اِقلیما

(معرب از یونانی)، مادهای که از گداختن برخی از فلزات مانند طلا و نقره به دست می‌آورند؛ نام دختر آدم (ع) که به نقل تاریخ در ازدواج هابیل بود.
اقاقیا(معرب از یونانی) (در گیاهی) درختی است از راسته ی شبدرها که گلهای خوشه ای سفید یا صورتی خوشبو دارد.

اقاقی

اقاقیا، درختی زینتی که گلهای سفید خوشه ای ومعطر دارد.
اطلسیمنسوب به اطلس، از جنس اطلس، اطلس، گلی شیپوری و خوشبو به رنگهای سفید، صورتی، ارغوانی، یا سرخ
اطلس(معرب از یونانی)، پارچهی ابریشمی، پرنیان، دیبا، ابریشم گرانبها؛ (در نجوم) فلک نهم، فلک اطلس.
ارغنوننام سازی است.

اسم دخترانه با الف

اسامی دخترانه عبری با الف

اسممعنی

ایلانا

دختر سرزنده، نام نوعی درخت است

انوشکا

زیبا، خوش اندام، جذاب، این اسم در هندوستان نیز رایج است.
استرستاره، همسر یهودی خشایار پادشاه هخامنشی
ابناسخواهر حضرت یعقوب و عمه حضرت یوسف، همچنین نام قریه‌ای در مصر

ابریشم

رشته‌ای که از تارهای پیله برای دوختن و بافتن سازند، حریر، گلی به صورت رشته های باریک آویخته به رنگ زرد یا سرخ که در تابستانها می‌روید

اسم دخترانه با ا

اسامی دخترانه اوستایی - پهلوی با الف

اسممعنی
اویتابی همتا، تک
اروشااروشه، به فتح الف، سفید، روشن، دختری با روی سپید
اروسسپید،‌ درخشان و زیبا

اسامی دخترانه آشوری با الف

ادرینا : تکیه گاه

اسامی دخترانه سانسکریت (زبان باستانی و ابتدایی مردم هندوستان)

  1. اِلیکا : هِل، دانه‌ی معطر گیاهی از تیره‌ی زنجبیل‌ها
  2. اوریسا : نام یکی از ایالتهای هندوستان


بیشتر بخوانید :

۲۹۵ اسم دخترانه فارسی جدید به همراه معنی

۵۶ اسم گل برای انتخاب نام دخترانه

۱۳۰ اسم دخترانه پرطرفدار در ایران + معنی و فراوانی نام

برای دیدن مجموعه های بیشتر اسامی دخترانه با حرف مد نظر خود از اسامی دخترانه به جدول زیر مراجعه نمایید :

اسامی دخترانه به ترتیب حروف الفبا

جدول اسامی دخترانه با اول حرف مورد نظر
الف (اَ.اِ.اُ)آبپتثجچ
حخدذرزژس
شصضطظعغف
قکگلمنوه (ه،هـ)
ی

اسامی دخترانه به ترتیب حروف الفبا


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(7 امتیاز , میانگین: 4.4 از 5)  

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits

آخرین مطالب دلگرم