خرگوش صحرایی و گوش هایش
شیر جنگل بزی که خورده بود که شاخ هایش به او خیلی صدمه زده بود. شیر خیلی عصبانی بود و فکر می کرد هر حیوانی که می خواهد بخورد آن قدر گستاخ است که چیزی مثل این شاخ های خطرناک دارد و به او آسیب می رساند. پس دستور داد فردا همه جانوران شاخ دار از قلمرو شیر بیرون بروند.
این دستور باعث وحشت جانوران شد. همه جانوران شاخ دار، گرد هم آمدند و به راه افتادند.
حتی خرگوش که شاخ نداشت و نباید می ترسید، شب بدی را گذراند و خواب های بدی از شیر ترسناک می دید.
صبح روز بعد که خرگوش از لانه اش بیرون آمد و سایه گوش های تیزش را دید، ترس وحشتناکی وجودش را گرفت.
ماهی گیر و ماهی کوچولو: درس عبرتی درباره منفعت کوچک
خرگوش گفت: «خداحافظ جیرجیرک همسایه. من رفتم! شیر فکر می کند گوش های من شاخ هستند، مهم نیست من چه می گویم.»
به دشمن های تان کم ترین فرصت برای از میان بردن اعتبار خود ندهید. آن ها به دنبال هر بهانه ای هستند تا به شما حمله کنند.












مرغ ترش رستورانی در خانه؛ جاافتاده، ملس و فوق العاده خوش عطر
شیرینی ساده و مجلسی بدون فر، همزن، تخم مرغ و روغن؛ یک دستور اقتصادی برای عصرانه
بهترین هدفون نویز کنسلینگ برای مطالعه و حفظ تمرکز؛ معرفی ۵ مدل برتر
نگهداری سفرس خزنده (ساکسی فراگرا): راهنمای کامل
ضرب المثل های پلنگ؛ از ترحم بر ستمگر تا کنایه از ناهمگونی
شعر کودکانه باز می رسد بهار
فواید شگفت انگیز سویینگ یوگا؛ از کاهش درد تا افزایش شادی
آشنایی با انواع رقص باله
قصه جذاب و آموزنده ی آیا چیز دیگری لق شده؟
دیدگاه ها