احوالپرسی های معمولی به زبان لری
با این بخش از دلگرم همراه باشید تا با زبان شیرین لری بیشتر آشنا شوید.

- شوصو: صبح
- شوصوگو: صبحگاه
- افتاوزنو: طلوع خورشید
- ورزظور/ ظوراور: پیش از ظهر
- ظور/ نیمه رو: ظهر
- ظورادما : بعدازظهر
- ایواره: غروبگاه
- افتاونشینو: مغرب
- شو: شب
- شوگار: درازای شب، شب هنگام
- نصمه شو: نیمه شب
- زوسرو: سحرگاه
مثــــال:
کی د خاو می وریسی (وریسی)؟ ورز افتاوزنو/شوصو زی
کی از خواب بیدار می شوی؟ قبل از طلوع/ صبح زود
کی مئری (روئی) حونه کچی زات:ایواره
کی میری خونه عمه زاده ات، عصری دیروقت
کی د حونه ش میایی (یائی) وادما؟ نصمه شو
کی از خونه اش برمی گردی؟ نصفه شب
کُرت ایمرو کی میره (روئه) سر درس ؟ ظورادماییه ایمرو
پسرت امروز کی میره مدرسه؟ امروز شیفت بعدازظهره
سلام، چی میکی/ کنی : سلام چه خبرا؟
حالت خوئه؟ حالت خوبه؟
فراقتی؟ سلامتی
دیارت نی کم پیدایی
بییه وه آساره قوس: شدی مثل ستاره سهیل
تنت آزا با / سلامت بویی : سلامت باشی
دست آزا/ دست درد نکه: دستت درد نکنه
منت بارتیم : ممنونیم
خدا وا دیار ت ( دیار سرت) با: خدا نگهدار
تمارزو دیین ریتیم: آرزومند دیدار روی توایم
ری تیام/ ری چشیام: به روی چشم
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
گردآوری شده ی مجله اینترنتی دلگرم
مرجان امینی












طرز تهیه آسان ترین بیسکویت تردی که تا حالا درست کرده ای/ بدون قالب و دردسر
راهنمای استایل رسمی و روزمره با شلوار طوسی برای خانم ها و آقایان
آیا سرکه شپش را از بین می برد ؟ بررسی علمی و نکات ایمنی
طرز تهیه سمبوسه سیب زمینی با روش جدید پیچیدن؛ سریع، آسان و ترد
مهلت اعتراض به قرارهای کیفری؛ از ۳ روز تا ۲ ماه
علت های اصلی خشک شدن درخت سیب ، تشخیص گام به گام و راه های درمان
چرا همیشه دلم می خواهد بیرون بروم؟ دلایل روان شناختی
داستان پندآموز «چتری که در روز آفتابی فروخته شد»؛ قصه ای زیبا با پایانی غیرمنتظره
خواص کدو تنبل برای مغز؛ گنجینه نارنجی برای تقویت حافظه و تمرکز
ای خدا مر چا مو داری! هر چه دی ایدوم به تو....با تشکر
ایمیروم: میمیرم
ایدوم: میدم
ایشماروم: میشمارم
معنی جملاتی که گفتید : نه میمیرم (کاش میمردم)
ای خدا (مگه)چیکار من داری! هرچه برای تو میکردم یا هر چه به تو میدادم
کمی ملایمتر از لری فیلی و بختیاری و کمی نزدیکتر به فارسی است
در کل گویش های لری حدود هشتاد درصد کلمات یکی هستند اما ضمایر و جمله بندی فرق دارن مثلا
بزگ:دشت
گُل:کوه
وارو:باران
سَنزه:برف
غرم تراغ، آیِراسمان:رعد و برق
کِئوپَهَنه: آسمان
...
بِلاز کردن، گُلنیدن، روشنا:روشن کردن
گُل گُل:درخشش
پَرمند:پرتو
بلازیا:نور، اشعه
تیغشت:نور اشعه
.....
اَسر:اشک
تیه:چشم
گریوه، مویَه:گریه
اَراز:بغض
چَژار:حسرت به دل
بیو وا دیاری: آشکار شو
دیاری زت نی: خبری ازت نیست(کم پیدایی)
بیرار بو : مخفی شو
رهدی ور بیراری: مخفی/ناپیدا شدی
شاد اَوودی، شادوِیدی ( خوش اومدی )
اَمرو زه ویرُم نِرِوِه ( امروز از یادم نمیرود )
پات مِن تی یَلُم ( قدمت رو چشام )
تَشِ چالَه مُۆ نَه بِلاز کردی ( آتش آتشدان مارا روشن کردی )
اَفتَو زِی وه مالوم ( خورشید با اومدنت به خانه ام میتابد )
واری:پسوند (انه) در فارسی مثال:
داواری: مادرانه، سرزمین مادری
کُرواری:پسرانه
رُواری:سالانه ( رُو واری )
این: یو (اینها : یونو)
اون: هو (اونها: هونو)
اینجا: ایچو
اونجا: اوچو
بالا : واسِر👈بیو واسر: بیا بالا
پایین: دومَن، بِلَم ، لَمه 👈طبقه لَمی: طبقه پایینی
بغل،کنار: تَی ، کِل👈دَوری تَی کوپه: بشقاب پیش لیوانه.
جمع بستن در زبان لری :
علامت جمع در این زبان «اَل» میباشد. مثال:
کتابَل (کتابها)، ماشینَل (ماشینها)
برای ضمایر اول شخص و دوم شخص به صورت «نَل» به کار میرود. مثال:
ایمانل (ماها)، ایشانل (شماها)
برای ضمایر سوم شخص به صورت «گَل» به کار میرود. مثال:
زینگَل (زنها) ، دُورگَل(دخترها)
برای کلماتی که آخر آنها صدا دار باشد «یَل» به کار میرود. مثال:
شاخَیَل (شاخهها)، بچیل (بچهها) ، کُریَل(پسرها)، پیایل (مردها)
کلمه( وَند )که نشانه فامیلی های لری هست هم گاهی کاربرد جمع دارد مثلا امانیوندها اوین : امانی ها اومدن.
اول نسبت های خانوادگی:
بوه/بَو: پدر
دا: مادر
دده: خواهر
گِئو: برادر
کُر: پسر
دُر / دُحدَر: دختر
باوا: پدربزرگ
ننه: مادربزرگ
زینِه: زن/همسر
میرِه: مرد/شوهر
پیا: مرد
کیچی: عمه
بُتی: خاله
هالو: دایی
تاته: عمو
زین آقا: زن عمو
زین هالو: زن دایی
تاته زا: عمو زاده/پسرعمو/دخترعمو
خورزا: خواهر زاده/دختر خاله
برارزا: برادر زاده/پسر خاله
هُمریش: باجناق
چند فعل به زبان لری :
سیل کردن: نگاه کردن
وَرَایستن:آمدن
هِشتِن: اجازه دادن
واویدن: شدن
جــِستن: دوییدن
خَوسیدن: خوابیدن
وَریستایِن: بیدار شدن، پا شدن
وَرفِراهسن:یهو از خواب پریدن
راونیدن:شکست دادن
ژِمِستِن: تخریب شدن
پُلوفنیدن: فرو ریختن
وَهلیگِستن: ترساندن
اورِههی رَهدن: ترسیدن
تَینیدن: افشان کردن، تکان دادن جهت تمیزی
جومنیدن: تکان دادن، حرکت دادن
بازیدن :رقصیدن(بازی: رقص)
دَک زیدن: لرزیدن
وَرازنیدن: تزئین کردن
وُرداشتن:جمع کردن
چِلیک نیدن:خورد کردن
چَینیدن:فشار دادن
زِ ویر رّهدن: فراموش کردن
پِرارنیدن: اشتباه کردن
هاشت کَندن:جویدن
توکیدن: چکیدن
تُرُکیدن: آرام راه رفتن
لِردارِن: چرخاندن
پیشکی نیدن:پخش کردن
وَندن: پهن کردن، انداختن
به عنوان مثال صبح به زبان لری میشه صوو
شب به لری شوو
خب میشه خوو
به من هم بختیاری یاد دهید
اگه واقعا علاقمند به یادگیری لریِبختیاری هستید باید شخصا به شهر های بختیاری نشین بیائید و تحقیق کنید.
هم لری هم کوردی
آخخخ همدون مهد تاریخ ایرون
ملایرو عشقه
از گردو گرفته تافرهنگ صنایع دستی
کورد تورک لر فارس لک وووو،،
چهارراه فرهنگ وزبان و تاریخ
فدات شم
اصلیترش میشه
برات دارم چقدر اینجا علافم کردی بیمعرفت😂🙏
مَندیرِت ایمهنُم
سلام سِلام
خوبی خووی؟
چه خبر چِه خَوَر؟
کجایی. کُجَنی یا کُرُنی؟
چشم به انتظارتم. تی رَهِتُم
چشمات. تیات یا تییَلِت
چشمام. تیام
ابرو بُرگ
بینی. نِفت
دهان. دی یون
مژه. مِرزِنگ
آرنج. کورومِرک
مامان و مامان بزرگ. دا
بابا. بُوو
بابابزرگ بَبِهج
خواهر. دَدی د دوم تو کلمه تقریبا نا خوانا حساب میشه
داداش گُوو
دختر. دُوَر
پسر کُر
لری مینجایی
لریبختیاری
به خاطر شما به حسین نَمیدَم
ای جان ای جان ای جان وای به سیل باغ رفتم
جاتو خالی وای به گل مشتاق بیدم جاتو خالی
رفیقان دور هم جمع بیدن وای تو که اوجو نبیدی جاتو خالی
دا بگو درد یارم بخوره می جونه زن گل اومیرم
ای دا بگو بی نگو وری ساتش گر به منقل
شو اومدم در حونه تون پارس ایکِردن سَگَلِتون
بلال بلال، سوزه تیه کال
من مال مگرد دل ایبری
بلال بلالم بلال بلام بلال بلالم عزیزم بلال بلالم بلال بلام بلال بلالم
عبدِ مَمَدِ لَلَری عبدِ مَمَدِ لَلَری ار بدونستم که تو ایمیری
خوم برات ایمُردم عزیزم خوم برات ایمُردم
خدای دونای اوسا که بیدی خدای دونای اوسا که بیدی اوسا که بیدی ریت قسم ایخُوردم عزیزم ریت قسم ایخُوردم
بیاین بیاین بیاین بیاین ببندین سفت تِفنگتون
چه بر نویی چه پنتیری بیاین بریم به جنگشون
بلال بلال، سوز تیه کال
من مال مگرد دل ایبری
بلال بلالم بلال بلام بلال بلالم عزیزم
ولی سلام احتمالا همون سلامه همه ی کشورهای مسلمون سلام میگن البته ایران درود هم داره
لریبختیاری: پَسین
دختر:دور
پسر: کُر
دایی:هالو
مادربزرگ:ننه
مژه:مرزنگ
ابرو:برگ
چشم:تیه
دماغ:فیر
لب:لو
گونه:گلپ
گونه به زبان لری میشه قلپ
جونقانی
مثلا اعضای خانواده.نزدیک. مامان:دا
بابا:بُوو
خواهر:دَدیی ببین د دوم کاملا تلفظ نمیشه باید زبونتو ببری سمت گلوت بعد بگی د که درست بشه که یه جورایی حالت ای تلفظ میشه
برادر:گُوو
همشون تن هاشون سالم و سلامت باشه
بین Bien
دونسن Donesen
گذشته:
هردم ، هردی ، هرد، هردیم،هردیت،هردن
بیم ، بید , بی , بیم، بیت، بین
دونسم ، دونسی ، دونس , دونسیم، دونسیت، دونسن
حال:
موهورم ، موهوری ، موهوره ، موهوریم ، موهوریت، موهورن
موئم ، موئی ، موئه ، موییم ، موییت ، موئن
دونم ، دونی ، دونه، دونیم ، دونیت، دونن