دلگرم
امروز: یکشنبه, ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۰۳ ربيع الأول ۱۴۴۸ قمری و ۱۶ اوت ۲۰۲۶ میلادی
حکایت جذاب و آموزنده نزاع ظاهر و زیرکی
زمان مطالعه: 1 دقیقه
رویارویی روباه باهوش و پلنگ مغرور که زیبایی ظاهری را با ارزش درون می سنجد.

حکایت زیبای روباه و پلنگ

روباه و پلنگ پس از خوردن شامِ فراوان، با تنبلی دراز کشیده بودند و ظاهرشان را به رخ هم می کشیدند. پلنگ با غرور از پوست خال دار و براق خود می گفت و شکل و ریخت روباه را مسخره می کرد.

حکایت

روباه هم از دُم زیبا و پرپشتش که نوک سفیدی داشت، می گفت. اما روباه آن اندازه باهوش بود و می دانست که با پلنگ نمی تواند رقابت کند. روباه همچنان به سخن های طعنه آمیز خود ادامه داد تا بذله گویی کند و با بگومگو سرگرم شوند. پلنگ کم کم عصبانی می شد و با تنبلی خمیازه می کشید که روباه به راه افتاد.

همچنین بخوانید:
گرگ در پوست گوسفند و پایان غافلگیرکننده

گرگ در پوست گوسفند و پایان غافلگیرکننده

یک گرگ گرسنه با پنهان شدن در پوست گوسفند به گله نفوذ کرد، اما نقشه او زمانی که چوپان به دنبال شام بود، به پایان تراژیک خود رسید.

روباه گفت: «شاید تو پوست زیبایی داشته باشی، اما بهتر بود دنده هایت گوشت کم تری داشت و اندکی زیرک تر بودی، همچنان که من هستم. از نظر من این زیبایی واقعی است.»

ظاهر زیبا همیشه نشانه ی ذهن عالی نیست.

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits