شعر کودکانه جشن تولد، داستان تولدی ساده با یک چوب کبریت به عنوان شمع و یک تکه نان قندی به عنوان کیک است که مورچه ای مهمان ناخوانده آن را با خود به لانه می برد و دوستانش را هم به جشن دعوت می کند.
شعر کودکانه جشن تولد
یک دونه چوب کبریت شمع تولدم بود
مهمان من در این جشن تنها دل خودم بود
شاید به کارهایم یا شعر من بخندی
کیک تولدم بود یک تکه نان قندی

یک مورچه مرا دید ازکیک من کمی خورد
یک ریزه کند و آن را با خود به لانه اش برد
در راه هر که را دید دعوت به جشن ما کرد
برگشت و چند مهمان همراه با خود آورد
همچنین بخوانید:
شعر کودکانه بره کوچک و بازی در چراگاه
شعر بازی کودکانه درباره آرزوی کودک برای بودن مثل بره و بازی در کوه و دره، با هشدار درباره گرگ و دعوت به احتیاط.
با این که دوستانش خیلی زیاد بودند
از کیک کوچک من خوردند و شاد بودند












ساخت آب پاش خانگی با بطری دورریختنی؛ ساده و کم هزینه
قصه جذاب کتابخانهٔ قدیمی بیدآوا و راز کتاب آبی
داستان پندآموز «صدای ضبط شده ای که یک خانواده را نجات داد»؛ قصه ای احساسی با پایانی غافلگیرکننده
نصب و فعال سازی دیما بانک ملت در چند دقیقه + ویدیو
کیسه پلاستیکی را دور نریزید؛ با آن یک گل تزیینی ظریف و چشمگیر بسازید!
بطری پلاستیکی را دور نریزید؛ با آن سیب های تزیینی جذاب بسازید!
آش سرماخوردگی فوری بدون گوشت و مرغ؛ خوشمزه، مقوی و معجزه آسا!
با کاموا یک آویز دیواری چشم نواز بسازید؛ ترکیب گل های آبی، منگوله و مروارید برای خانه
ترفند خلاقانه تبدیل پلیور قدیمی به پاپوش زمستانی شیک
دیدگاه ها