داستان های کوتاه به دلیل اینکه حجم کمتری نسبت به رمان و داستان های بلند دارند و وقت زیادی از خواننده را نمی گیرند بیشتر مورد توجه هستند.داستان ها به ما تجربه ها و درس های بزرگی را در زمانی کوتاه می آموزند.
روزی لئو تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد! زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد و بیراه گفتن کرد! بعد از مدتی که خوب فحش داد.

تولستوی کلاهش را از سر برداشت و محترمانه گفت: من هم لئو تولستوی هستم! زن که بسیار شرمگین شده بود، عذرخواهی کرد و گفت: چرا خودتان را زودتر معرفی نکردید؟! تولستوی در جواب گفت: شما داشتید با توهین هایتان خودتان را معرفی می کردید و من هم صبر کردم تا توضیحات شما تمام شود و من هم خودم را معرفی کردم. وسعت دنیای هر کسی به اندازه تفکر اوست!













۱۰ نکته طلایی برای آرایش ضد تعریق و ماندگار در تابستان
راهنمای کامل تشخیص مکمل اصل از تقلبی در بدنسازی
ورزش اسپینینگ چیست و چه تاثیری بر لاغری شکم دارد
معنی استیبل چیست و وضعیت استیبل به چه معناست
راهنمای کامل نگهداری از درخت لیمو در خانه و آپارتمان
شکوه قاسم نیا با شعر الو مامان خاطره شیرین کودکانه ساخت
داستان نورا و مونزیا پسر کوچولوی ماه برای خواب راحت کودکان
داستان پندآموز کیسه سکه و چوپان راستگو / کیسه سکه ای که صاحبش را پیدا کرد؛ داستانی درباره امانت داری و صداقت
راز پرورش توت فرنگی در خانه؛ برداشت میوه های شیرین از گلدان و باغچه
دیدگاه ها