شعر جدایی فریدون مشیری
ناتوان گذشته ام ز کوچه ها
نیمه جان رسیده ام به نیمه راه
چون کلاغ خسته ای در این غروب
می برم به آِیان خود پناه
در گریز ازین زمان بی گذشت
در فغان
از این ملال بی زوال
رانده از بهشت عشق و آرزو
مانده ام همه غم و همه خیال
سر نهاده چون اسیر خسته جان
در کمند روزگار بدسرشت
رو نهفته چون ستارگان کور
در غبار کهکشان سرنوشت
می روم ز دیده ها نهان شوم
می روم که گریه در نهان کنم
یا مرا جدایی تو می کشد
یا ترا دوباره مهربان کنم
این زمان نشسته بی تو با خدا
آنکه با تو بود و با خدا نبود
می کند هوای گریه های تلخ
آن که خنده از لبش جدا نبود
بی تو من کجا روم کجا روم
هستی من از تو مانده یادگار
من به پای خود به دامت آمدم
من مگر ز دست خود کنم فرار
تا لبم دگر
نفس نمی رسد
ناله ام به گوش کس نمی رسد
می رسی به کام دل که بشنوی
ناله ای از ین قفس نمی رسد

احساسی ترین اشعار عاشقانه از فریدون مشیری
شعر تنهایی | زیباترین شعرهای فریدون مشیری در مورد تنهایی
عاشقانه ترین شعر انتظار از فریدون مشیری
شعر میخواهم و میخواستمت، تا نفسم بود فریدون مشیری












چک لیست نهایی وسایل ضروری برای سفر با قطار
معرفی پارچه های خنک تابستانی + نکات طلایی مراقبت و انتخاب
شب بخیر سایه کوچولو: داستانی برای خواب آرام کودکان
ترکیب نمک و روغن؛ یک ترفند خانگی با کاربردهای شگفت انگیز
مردی که کفش هایش را بخشید؛ اما چیزی باارزش تر از طلا به دست آورد!
طرز تهیه سالاد سالسای مکزیکی؛ سالادی رنگارنگ، سالم و فوق العاده خوش طعم در ۱۵ دقیقه
تبدیل چرخ گوشت به تیغ برش با یک ترفند آسان و جذاب
قبل از خرید عینک آفتابی این ۵ نکته طلایی را بدانید؛ هر عینکی محافظ چشم نیست!
طرز تهیه ماست چکیده خانگی؛ ماستی غلیظ و خامه ای با همان طعم سنتی لبنیاتی ها
دیدگاه ها