دلگرم
امروز: چهارشنبه, ۰۶ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۱۶ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶ میلادی
شعر می‌خواهم و می‌خواستمت، تا نفسم بود فریدون مشیری
زمان مطالعه: 2 دقیقه
فریدون مشیری در سی‌ام شهریور ۱۳۰۵ در تهران خیابان ایران (خیابان عین الدوله) به دنیا آمد. مشیری سال‌ها از بیماری رنج می‌برد و در بامداد روز جمعه ۳ آبان‌ماه ۱۳۷۹ خورشیدی در ۷۴ سالگی در تهران درگذشت.

شعر خداحافظی فریدون مشیری

 

    می‌خواهم و می‌خواستمت، تا نفسم بود

    می‌سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود

     

    عشق تو بسم بود، که این شعله بیدار

    روشنگر شب‌های بلند قفسم بود

     

    آن بخت گریزنده دمی‌ آمد و بگذشت

    غم بود، که پیوسته نفس در نفسم بود

     

    دست من و آغوش تو، هیهات، که یک عمر

    تنها نفسی‌ با تو نشستن هوسم بود

     

    بالله، که بجز یاد تو، گر هیچ کسم هست

    حاشا، که بجز عشق تو، گر هیچ کسم بود

     

    سیمای مسیحایی‌ اندوه تو، ای عشق

    در غربت این مهلکه فریاد رسم بود

     

    لب بسته و پر سوخته، از کوی تو رفتم

    رفتم، به خدا گر هوسم بود، بسم بود

separator line

 

شعر زیبای مادر از فریدون مشیری

شعر تنهایی | زیباترین شعرهای فریدون مشیری در مورد تنهایی

احساس ترین شعر فریدون مشیری در مورد خنده

عاشقانه ترین شعر انتظار از فریدون مشیری

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits