شعر امید فریدون مشیری
ای امید نا امیدی های من
بر تن خورشید می پیچد به ناز
چادر نیلوفری رنگ غروب
تک درختی خشک در پهنای دشت
تشنه می ماند در این تنگ غروب
از کبود آسمان های
روشنی
می گریزد جانب آفاق دور
در افق بر لاله سرخ شفق
می چکد از ابرها باران نور
می گشاید دود شب آغوش خویش
زندگی را تنگ می گیرد به بر
باد وحشی می دود در کوچه ها
تیرگی سر می شکد از بام و در
شهر می خوابد به لالای سکوت
اختران نجوا کنان بر بام شب
نرم نرمک
باده مهتاب را
ماه می ریزد درون جام شب
نیمه شب ابری به پهنای سپهر
می رسد از راه و می تازد به ماه
جغد می خندد به روی کاج پیر
شاعری می ماند و شامی سیاه
دردل تاریک این شب های سرد
ای امید نا امیدی های من
برق چشمان تو همچون آفتاب
می درخشد بر رخ فردای من

برترین و غمگین ترین اشعار بی وفایی از فریدون مشیری
شعر میخواهم و میخواستمت، تا نفسم بود فریدون مشیری
غمگین ترین اشعار دلتنگی از فریدون مشیری












کاربردی ترین ترفندهای خانه داری و آشپزی برای صرفه جویی در زمان
طرز تهیه کیک اسفنجی ۳ قلمی بدون روغن، شیر و بکینگ پودر
طرز تهیه شیرینی های نرم و رژیمی فقط با ۱ عدد سیب
طرز تهیه نان صبحانه با شیر، کره و کنجد در فر
طرز تهیه ۵ مدل دسر مشکوفی با شیر و نشاسته؛ خوشمزه، اقتصادی و بدون فر
آموزش چندین کاردستی دکوری جذاب با وسایل ساده و بازیافتی
«طرز تهیه کیک قهوه خیس با چند ماده ساده؛ نرم و خوش عطر مثل کیک های کافی شاپی»
طرز تهیه نان شیری در خانه: نرم و لطیف مثل قنادی ها
۱۰ ایده خلاقانه با جعبه های پلاستیکی میوه؛ از چرخ دستی تا نظم دهنده های کاربردی
دیدگاه ها