مجله دلگرم
امروز: چهارشنبه, ۱۹ بهمن ۱۴۰۱ برابر با ۱۶ رجب ۱۴۴۴ قمری و ۰۸ فوریه ۲۰۲۳ میلادی
عاشقانه ترین شعر انتظار از فریدون مشیری
1
زمان مطالعه: 6 دقیقه
فریدون مشیری - شعر انتظار / شعر انتظار (فریدون مشیری) - نوبهار دلنشین / فریدون مشیری - شعر انتظار

شعر انتظار از فریدون مشیری

گفته بودی که پای بید کهن

سایه انداز چشمه سار کبود

در گذرگاه اولین دیدار

لحظه ای چند باتو خواهم بود...!

ای غزال رمیده رام شدی.

تازه خورشید کرده بود غروب

چه غروبی عبوس و حزن انگیز

چون رخ مادری بلا دیده

که شود مات در عزای عزیز

یا دل شاعری به ظلمت غم

بید مجنون نشسته در دل کوه

همچو مجنون گرفته سیما بود

چشمه چون اشک غم به دامن او

ناله ی جوی،نام لیلا بود

من نشستم به پای بید کهن

به دل خسته مژده میدادم

مژده ای جانفزا که:یار آید

آن پریروی ماه پیکر

بعد یک عمر انتظار آید!

آه عمرم در انتظار گذشت؟

دلم از شوق می تپید و نبود

در جهان جز توام تمنایی

نغمه ی گرم و پر محبت تو

در دلم کرده بود غوغایی :

( لحظه ای چند با تو خواهم بود )

چشمه سار کبود مینالید

سوز دل داده سر به سینه ی کوه

گوییا شرح حال من میگفت

داستان های عشق و ناکامی

لحظه ها میگذشت و بیم و امید

بود با درد انتظار قرین

میشکست از نیان جنگل ها

ناله ی مرغ حق سکوت حزین

ناله ای جانگدازو طاقت سوز

بی تو با ماه و کوه و جنگل و رود

از غم عشق راز ها گفتم

در دل آن سکوت رویا خیز

(گریه کردم خدا خدا گفتم)

سر نهادم به دامن مهتاب

دل مشتاق و آرزو مندم

به هوای تو بال و پر میزد

مرغ وحشی دمی قرار نداشت

پنجه از یاس بر جگر میزد

گفتم این وعده هم وفا نکند

بی تو نامهربان تماشا داشت

در غم انتظار سوختنم

با دل بی قرار و مضطربی

چشم بر گرد راه دوختنم

وه چه گویم که انتظار چه کرد

من در امواج اضطرابو خیال

نگران،بی قرار،چشم به راه

پاهی از دیده میفشاندم اشک

گاهی از سینه میکشیدم آه...

گر نیای کجا روم؟چه کنم؟

جوی تا دیده آه . زاری من

شرمگین شد ز آه و زاری خویش

تا بدان پایه بی قرار دید

گشت سرگرم غمگساری من

در گذرگاه اولین دیدار

انتظار تو داشت چشم تری

ساعتی چند می گذشت و نبود

از تو ای یار بی وفااثری

بینوا دل چه زود باور بود!!!

حسرت و انتظار میکردند

خرمن صبر عاشقی تاراج

آرزوهای خویش می دیدم

در دل آب همره امواج

رهسپارند سوی ناکامی

لاله و بید و یاسم خفتند

چشمه نالیدوگفت نیمه شب است

بر لب چشمه عاشقی بیدار

از تب انتظار جان به لب

کرده خو با سکوت و تنهایی !

چشمه سار کبود مینالد

مرغ حق دم فروبسته هنوز

نگران،بی قرار،چشم به راه

عاشق بی نوا نشسته هنوز

میرود پا به پای مرغ خیال

ساعتی بعد زیر پرتو ماه

شاعری خسته راه می پیمود

می شنید این غریو از درو بام

لحظه ای چند با تو خواهم یود....

آن غزال رمیده رام نشد؟

separator line

گنجینه ی برترین و زیباترین اشعار فریدون مشیری

شعر تنهایی | زیباترین شعرهای فریدون مشیری در مورد تنهایی

شعر زیبای مادر از فریدون مشیری

شعر کوچه فریدون مشیری و پاسخ آن توسط هما میر افشار.......!!



این مطلب چقدر مفید بود ؟
5.0 از 5 (1 رای)  
قرآن آنلاین
دیدگاه ها

درج کامنت برای این مطلب غیر فعال است