داستان جذاب پینوکیو برای کودکان
ژپتو پیرمردی بود که در کارگاه کوچکش اسباب بازی های چوبی می ساخت؛ عروسک هایی که می رقصیدند و اسب های کوچکی که روی چرخ های چوبی راه می رفتند.
اما شب ها، وقتی ابزارهایش را کنار می گذاشت، کارگاه ساکت می شد. تنها سر میز شام می نشست و دلش می خواست بچه ای هم آن سوی میز باشد تا با او حرف بزند.
یک روز، عروسکی با صورت خندان تراشید و برایش دست وپاهایی ساخت که از بندها خم می شدند. عروسک را در دست چرخاند و خوب نگاهش کرد.
گفت: «خب، آماده شدی! اسمت رو می ذارم پینوکیو.»
آن شب، پینوکیو را در تخت کوچکی خواباند و پتو را رویش کشید.
زیر لب گفت: «کاش یک پسر واقعی بودی.»
مدت زیادی از خوابیدن ژپتو نگذشته بود که نوری آبی و ملایم کارگاه را روشن کرد. پری آبی کنار تخت پینوکیو ایستاد و چوب جادویش را به او زد.
انگشت های چوبی تکان خوردند. پینوکیو چشم باز کرد و آرام یک دستش را بالا آورد، بعد دست دیگرش را.
«می تونم تکون بخورم!»
با چنان عجله ای نشست که پتو تا روی پاهایش سر خورد.
بعد گفت: «حرف هم می تونم بزنم!»

پری لبخند زد. «بله، پینوکیو. شاید یک روز پسر واقعی هم بشوی. اما اول باید یاد بگیری راستگو، شجاع و مهربان باشی.»
«پسر واقعی؟»
نور آبی کم کم رنگ باخت و لحظه ای بعد، پری ناپدید شد.
صبح، صدای تق تق پاهای چوبی ژپتو را از خواب بیدار کرد. با عجله به کارگاه رفت و دم در خشکش زد.

پینوکیو دور میز کار می رقصید.
«صبح به خیر، بابا!»
ژپتو دست به چارچوب در گرفت. «پینوکیو؟ واقعاً خودتی؟»
پینوکیو به طرفش دوید. ژپتو او را از زمین بلند کرد و به سینه چسباند. صدای خنده اش در کارگاه پیچید و پاهای چوبی پینوکیو در هوا تاب خوردند.

آن روز، ژپتو برای دو نفر صبحانه چید.
کتاب مدرسه و نمایش عروسکی
چند روز بعد، وقت مدرسه رفتن پینوکیو رسید. ژپتو همه چیز را آماده کرده بود، اما پولی برای خرید کتاب نداشت.
یک صبح سرد، پالتوی گرمش را پوشید و بیرون رفت. وقتی برگشت، پالتو به تن نداشت و کتابی نو در دستش بود.
کتاب را جلو گرفت. «این هم برای تو.»
پینوکیو کتاب را گرفت، اما چشمش به پیراهن نازک پدرش افتاد.
«بابا، پس وقتی سردت بشه چی می پوشی؟»
ژپتو تیکه چوبی را از روی شانه پینوکیو برداشت. «یک فکری می کنم. تو فقط قول بده خوب درس بخونی.»
«قول می دم!»

این داستان ادامه دارد.












طرز تهیه پنیر گردویی یک صبحانه سالم و مقوی
طرز تهیه نان کاسترد خانگی؛ نان نرم و لطیف با مغز کرم وانیلی خوشمزه
آموزش کاردستی با شانه تخم مرغ مقوایی; ساده اما خلاقانه
خداحافظی با بوی نم حوله؛ ترفندهای ساده ای که حوله را خوش بو و تمیز نگه می دارند
تفاوت ماکادمیا و فندق، از طعم و ظاهر تا خواص و قیمت
استایل با شلوار آبی؛ از انتخاب رنگ تا ست کردن حرفه ای
آموزش ساخت اسلایم در خانه؛ ۲ روش آسان و جذاب با مواد ساده + نکات مهم
غذاهای قدیمی و فراموش شده ایرانی؛ طعم های نوستالژیکی که باید دوباره امتحان کنید
حکم شرعی خوردن میوه درخت همسایه که به حیاط ما افتاده چیست؟
دیدگاه ها