دلگرم
امروز: چهارشنبه, ۲۹ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۰۹ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶ میلادی
داستان چرا برگ درختان در پاییز زرد می شود برای پیش دبستانی
زمان مطالعه: 4 دقیقه
داستان گنجشک کوچولو و مادربزرگش که برای یافتن پاسخ سؤال خود درباره تغییر رنگ برگ ها در پاییز، به سراغ گنجشک دانا می روند و با راز سبزینه آشنا می شوند.

قصه پاییز پیش دبستانی

فصل بهار بود. درخت ها پر از برگ های سبز و شکوفه های سفید و صورتی بودند. گنجشک کوچولو روی درخت ها می نشست و همراه پرنده های دیگر آواز می خواند.

کم کم فصل بهار به پایان رسید و تابستان آمد. هوای فصل تابستان روز به روز گرم تر شد و شکوفه های درختان به میوه تبدیل شدند. باغبان ها میوه ها را می چیدند و در سبد می گذاشتند و به بازار می فرستادند. میوه هایی مثل هندوانه، گرمک، طالبی و خربزه هم بوته داشتند و روی زمین می روئیدند. مردم گرمازده عاشق میوه های آبدار تابستانی بودند. برگ درختان سبز پررنگ بود؛ اما هوا کم کم خنک می شد و گرمای تابستان دیگر مردم را آزار نمی داد. فصل پاییز که آمد، برگ های سبز درختان هم تغییر کردند و زرد و نارنجی و قرمز و قهوه ای شدند.

گنجشک کوچولو که از اول بهار توی باغ ها و میان درختان می گشت و پرواز می کرد و همه جا را می دید، با خودش گفت: «چقدر عجیب است! برگ ها دیگر سبز نیستند. حالا برگ درختان نارنجی و قرمز و زرد و قهوه ای شده است. راستی چرا این طور شد؟»

گنجشک کوچولو هرچه فکر کرد نتوانست جواب سؤالش را پیدا کند. او به سراغ مادربزرگش که روی آنتن تلویزیون نشسته بود رفت و پرسید: «مادربزرگ جان، شما می دانید چرا برگ درختان در پاییز خشک و زرد و نارنجی و قرمز و قهوه ای می شود و می ریزد؟»

قصه کودکانه

مادربزرگ جیک جیکی کرد و از روی آنتن پائین پرید و به حشره ای که روی پشت بام راه می رفت نوک زد و آن را خورد. بعد دوباره روی آنتن نشست. گنجشک کوچولو هم کنار او نشست و منتظر پاسخ سؤالش شد. مادربزرگ گفت: «این کار خداست، خدا می خواهد که رنگ برگ ها عوض بشود.»

گنجشک کوچولو گفت: «بله این کار خداست. خدایی که درخت ها و فصل ها و گل ها و گیاهان را آفریده است؛ اما خدا چطور این کار را می کند؟»

مادربزرگ گفت: «من نمی دانم اما شاید گنجشک دانا که خیلی باهوش است بداند. بیا تا پیش او برویم و از او بپرسیم.»

آن ها پرواز کردند و رفتند تا به لانه ی گنجشک دانا رسیدند. گنجشک دانا روی شاخه ی درختی نشسته بود و به آسمان نیمه ابری نگاه می کرد. گنجشک کوچولو و مادربزرگ به او سلام کردند. گنجشک دانا با مهربانی جواب سلامشان را داد. آن ها از او درباره ی علت تغییر رنگ برگ درخت ها در پاییز پرسیدند. گنجشک دانا جواب داد: «در برگ ها ماده ای وجود دارد که به آن «سبزینه» یا «کلروفیل» می گویند. سبزینه سبب سبزی برگ هاست و همچنین در برگ ها غذا سازی می کند. در برگ های درختان رنگ های دیگر هم وجود دارد، اما مقدار سبزینه یا کلروفیل بیشتر از بقیه رنگ هاست، به همین دلیل رنگ برگ ها سبز است.»

«وقتی هوا سرد می شود، غذایی که در برگ ها ذخیره شده به طرف شاخه ها و تنه ی درختان می آید. در زمستان هم در برگ ها غذایی تولید نمی شود. ازاین رو سبزینه در برگ ها از بین می رود و رنگ های دیگری که در برگ وجود دارد، پیدا می شود. به همین دلیل در پاییز برگ درختان به رنگ های نارنجی، زرد، قرمز و قهوه ای دیده می شود.»

همچنین بخوانید:
داستان تصویری جادوگر کوچولو و دکمه خواب آرام

داستان تصویری جادوگر کوچولو و دکمه خواب آرام

در روستایی آرام، جادوگری کوچک با دکمه ای جادویی چراغ خانه ها را خاموش و روشن می کرد تا تنها نماند؛ تا اینکه دختری به نام پریا راز او را کشف کرد و…

گنجشک کوچولو و مادربزرگش حرف های گنجشک دانا را شنیدند و از او تشکر کردند. حالا هردوی آن ها می دانستند که چرا برگ درختان در پاییز تغییر می کند. می دانستند که هنگام سرد شدن هوا، برگ ها خشک می شوند و روی زمین می ریزند. آن ها می دانستند که خدای بزرگ و توانا در برگ های درختان کلروفیل یا سبزینه را قرار داده تا غذای گیاه را تولید کند و باعث شود در هوای گرم رنگ برگ ها سبز باشد.

گنجشک کوچولو و مادربزرگ پرواز کردند و رفتند تا منظره های زیبای پاییزی را تماشا کنند.

پایان

 

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits