alexametrics
دلگرم
امروز: یکشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ برابر با ۰۳ شوّال ۱۴۴۲ قمری و ۱۶ مه ۲۰۲۱ میلادی
نامه ادبی به پدر | نامه احساسی خطاب به پدر آسمانی ام (روز پدر مبارک)
19
زمان مطالعه: 6 دقیقه
به مناسبت روز پدر نامه ادبی برای پدر را به تمام پدران قهرمان زندگی تقدیم می کنیم با این امید که این هدیه را از فرزندانشان پذیرا باشند .

نامه ادبی عاشقانه برای پدرم

امروز می خواهم برای پدرم نامه ای بنویسم ... یک نامه ادبی ... نامه ای به پدر ... البته نامه من مثل نامه ای به پدر . فرانتس کافکا نیست ... کتاب نامه به پدر اثری است که در آن، فرانتس کافکا، نامه‌ای به پدر خود، هرمان کافکا نوشته است. نامه‌ای که هرگز به مقصد هم نرسید. در این نامه نسبتا طولانی، فرانتس کافکا از موضوعات مختلفی صحبت می‌کند اما موضوع اصلی نامه، پاسخ به سوالی است که پدرش از او پرسیده است. جملات ابتدایی کتاب نامه به پدر چنین است:

پدر بسیار عزیزم،
به تازگی پرسیدی چرا به نظر می‌آید از تو می‌ترسم. هیچ‌وقت نمی‌دانستم چه پاسخی بدهم، کمی به این دلیل که به‌ راستی ترس به‌ خصوصی در من بر می‌انگیزی و شاید باز به دلیل این‌ که این ترس شامل جزئیات بی‌ شماری است که نمی‌ توان همه آن‌ ها را منسجم و به‌ طور شفاهی بیان کرد. اگر اکنون می‌کوشم با نامه پاسخت را بدهم، بازهم پاسخی ناکامل خواهد بود، زیرا حتی هنگام نوشتن، ترس و پیامدهایش رابطه من و تو را مخدوش می‌کند و اهمیت موضوع از حافظه و درک من پا فراتر می‌گذارد.

اما نامه ی من کاملا فرق دارد من هیچگاه از پدرم نترسیدم بلکه عاشقانه دوستش داشتم ولی حیف که هرگز به او نگفتم ... هیچ وقت این دوست داشتن را به زبان نیاوردم و نگفتم که چقدر دوستش داشتم .. آری نامه من حسرت دوستت دارم هایی ست که به پدرم نگفتم ... نامه ام یک نامه ساده به پدر ... یک نامه عاشقانه به پدر ... یک نامه ای که صدها افسوس در آن نهفته ... یک نامه ای که فریاد می زند چرا قدردان زحمات پدر نبودم ...

نامه ای به پدر آسمانی ام

بابای عزیزتر از جانم سلام

امروز قصد دارم به پاس روزهایی که می نوشتم و با سیاه مشق هام تن نحیف و سفید کاغذها را سیاه می کردم برایت نامه ای را انشا کنم و حرفهای تمام این سال ها را که به تو نگفته ام بگویم .

به نام ایزد یکتا

در آغاز باید بگویم کلمه پدر دست و زبانم را می بندد برای نوشتن ، پس ...

به نام خداهای آغازین تمام نامه های دنیا من دلم می خواهد تو را بنویسم ...

و بگویم تو را بیشتر از رستم شاهنامه که شجاع ، دلیر، قوی و مرد بود دوست می دارم و دلم می خواهد مثل سهراب خنجر عشق تو مرا از پای در آورد .

بابای عزیزم سلام گرم من را که از اعماق وجودم بر می خیزد پذیرا باش ...

صاف و ساده و کودکانه برایت بگویم ، از تمام روزهای با تو و بی تو ...

و شرمنده اگر بگویم هنوز روزهای با تو را نفهمیدم .

فکر روزهای بی تو پیشکش ...

از آن روز که خدا خواست تو باغبان باغچه ی کوچکی باشی به نام خانواده تا امروز که هر فرزندت یک خانواده اند چه موهایت خزان پیری گرفته و سپید شده .

البته نه خیلی ...

اما کم کم دارد می گوید که تو داری پای به سن و سالی می گذاری که آن شور جوانی را ندارد و حوصله ات به اندازه آن روزهای ما نیست .

این روزها نوه ها برایت شیرین تر از فرزندان شده اند.

این روزها ، روزهای سلطانی بر قلب نوه است .

اما بگویم تو سلطان ابدی قلب ما هستی .

بابا برایم زیبا تر آن بود که برایت اعتراف کنم .

که تو را در خط به خط تمام انشا ها و موضوعات آن جستجو کردم و در بین تمام موضوعات تکراری این سالها گشتم و تمام علم بهتر است یا ثروت های آن دوران را یکبار دیگر مرور کردم .

نامه ای به پدر و تشکر از زحمات او - نامه ای به پدر آسمانی - قطعه ای ادبی درباره پدر - انشا قهرمان زندگی من پدرم - زیباترین انشاهای ادبی در مورد پدر

شرمنده شدم وقتی فهمیدم ، علم شناخت تو را هنوز نه آموختم و قدر ثروتی چون تو را هنوز ندانستم دلم می گیرد .

دلم می گیرد که گام های نخست آموختن تو بودی و من نفهمیدم سال به سال کتاب های نو و باز از نو نوشتن بابا .... و چه دیر .....

که ، بابا آب داد ها و بابا نان داد های آن زمان درس شناخت تو بود .

و باز ما گول آموختن الفبا را خوردیم و از تو غافل شدیم و دوباره باز کتاب با زبانی دیگر خواست به ما بفهماند گفت:

آن مرد در باران آمد باز نفهمیدیم آن مرد بارانی آن روزها و سالها تویی ،

و مرد نام دیگر توست .

دروغ چرا فکر می کنم خیلی دیر تورا فهمیدم خیلی دیرتر از آنچه که فکرش را بکنی .

چه روزهایی بود روزهای تکاپو برای خرید هدیه ای برای تو روزهای کودکی و اثبات عشق و دوست داشتن تو خرید هدیه ای ناچیز و قیمتی برای دلهای ما .

بابا چه زود هدیه های آن دوران جوک خنده شد و بازار داغ خاطره بازی ها به تمسخر گرفته شد چه زود فکر کردیم بزرگ شدیم .

حالا ساده می خندیم ؟ ......

ساده گریه می کنیم ؟ .......

روز پاس داشت تمام مهربانی هایت تمام خستگی هایت و تمام عمر رفته ات روز ملی جوراب شده به چه می خندیم نمی دانم ؟؟؟

برایت بزرگانه بگویم :

تو منتها علیه یک عشق ، تو سر آغاز زندگی و رگ حیات بخش وجودی من ، تو روح زندگی تو سرچشمه زلال مهربانی تو بخشنده بی منت تو پیر روزهای جوانی و کار تو مرد خستگی ناپذیر سختیها تو شاه کلید طلایی قفل های سخت روزهای گذشته و سالهای پیش رو تو آهنگ لالایی روز های کودکی تو سر آغاز یکی بود یکی نبود های قصه که بودنت قصه غصه را می برد از دل کوچکمان و اگر نبودی غصه تمام قصه ها را به کاممان تلخ می نمود .

هنوز پژواک صدای قدمهای خسته ات در گوشم زمزمه بهترین آهنگ هاست .

تو را با تمام وجود دوست می دارم و دلم برای بهترین جای دنیا که آغوش گرمت است ، دلتنگ شده .

ذکر یک حمد برای تمامی پدر هایی که در دل خاک جاودانند و پدرانی که سایه سبز زندگی هستند .

نامه ای به پدر کلاس اول - نامه ای به پدر مرحومم - نامه ای به پدر و مادر از زبان کودکان - انشا ساده پدر

حتماً بخوانید:
دل نوشته های من برای پدرم ، بابای نازنینم آسمانی شدنت مبارک

دل نوشته های من برای پدرم ، بابای نازنینم آسمانی شدنت مبارک

روز پدر بر تمام پدران مبارک باد؛ چه پدرانی که با زحمات بسیار زندگی را اداره می کنند و ذره ذره آب می شوند و چه پدران عزیزی که اسیر خاک شده اند. روز…



این مطلب چقدر مفید بود ؟
4.3 از 5 (19 رای)  
  • منبع
  • kafebook.ir
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits