دلگرم
امروز: یکشنبه, ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۹ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۰۲ اوت ۲۰۲۶ میلادی
حکایت گربه و زال؛ درس قناعت از بوستان سعدی
زمان مطالعه: 1 دقیقه
در حکایتی از باب قناعت بوستان سعدی، گربه ای پیر و درمانده که از تیر غلامان سلطان زخمی شده، ترجیح می دهد با فقر و قناعت زندگی کند تا جانش در امان باشد. این حکایت پندآموز به ما می آموزد که رضایت به قسمت الهی بهتر از نعمتی است که رنج و آسیب به همراه...

شعر حکایت گربه و زال از سعدی

این حکایت حکایتی است از باب قناعت کتاب بوستان سعدی.

یکی گربه در خانهٔ زال بود

که برگشته ایام و بدحال بود

دوان شد به مهمان سرای امیر

غلامان سلطان زدندش به تیر

چکان خونش از استخوان، می دوید

همی گفت و از هول جان می دوید

شعر کودکانه

اگر جستم از دست این تیر زن

من و موش و ویرانهٔ پیرزن

نیرزد عسل، جان من، زخم نیش

قناعت نکوتر به دوشاب خویش

خداوند از آن بنده خرسند نیست

که راضی به قسم خداوند نیست

همچنین بخوانید:
شعر کودکانه دوست از جعفر ابراهیمی

شعر کودکانه دوست از جعفر ابراهیمی

در این مطلب شعر «دوست» سروده جعفر ابراهیمی را می خوانید؛ شعر کودکانه ای درباره بازی گربه و موش عروسکی.

حکایت گربه و زال، سعدی

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits