اشعار با موضوع افسانه اساطیر رسوم
گاه کن او را که استوار و با شکوه
ایستاده است بالای کوه،
همچون گیاهی وحشی و آزاد که روییده بر قله...
او را می شناسی؟
اوست ایزد هوم،
انسان گیاه جاودانه که نفس هایش
دور می کند مرگ را از تمام جان های معصوم
شبنم حکیم هاشمی
.............
پی نوشت:
هوم نام یکی از ایزدان در اسطوره های ایران باستان است. و همچنین نام گیاهی است که با ایزد هوم مرتبط است. خاصیت درمان بخشی و دورکنندگی مرگ از خصوصیات بارز ایزد هوم و گیاه هوم است.
![]()
شعر درباره افسانه اساطیر رسوم
و او برای تو آواز می خواند: ای ارت نیک، ای ازت زیبا، ای ارت درخشان که فروغ شادمانی می افشانی و فر نیک می بخشی... ای نیرومند سود بخشنده، ای درمان گر هوشمند توانا..
تو آواز او را می شنوی و می پرسی: کیستی که این چنین گوش نواز مرا به خود می خوانی؟
می گوید: ای ایزدبانوی نعمت و ثروت، منم پیامبر اهورامزدا
می گویی: نزدیک بیا
به تو نزدیک می شود، عاشقانه نگاهت می کند، عاشقانه نگاهش می کنی، و عشق اهورایی در جهان
می گسترد...
.............
اَرت (ب)
زیبایی اش تکثیر شده در زنان شهر که در قصرهای قصه نشسته اند بر تخت های زرین،
و تکیه داده اند به بالش های آراسته...
و شکوه بخشیده به مردان شهر که پادشاهان قصرهای قصه اند...
عطرش جاری شده در بوی خوش غذا که پیچیده در خانه های صمیمی...
فراوانی اش تکثیر شده در انبارهای پر از غله و آذوقه...
ثروتش تکثیر شده بین مردم...
او بر شهر فروغ شادمانی افشانده...
او، ارت نیک درخشان، الهه ی ثروت و نعمت، الهه ی فراوانی و توانگری، الهه ی زیبایی و شکوه،
که مثل یک ملکه در ایوان قصر بلند خویش ایستاده،
و نگاه می کند به شهری که مردمش اسطوره ی زندگی بخش او را جان بخشیده اند...
.........
شبنم حکیم هاشمی
.........
پی نوشت:
اَرت یا اَرد یا اَشی نام ایزدبانو یا فرشته ی ثروت و نعمت در اسطوره های باستانی ایران است.
در متن اول از توصیف ها و عبارت هایی استفاده شده است که زرتشت در بخشی از اوستا خطاب به ارت می گوید.
و در متن دوم بعضی از ثروت ها و نعمت هایی بیان شده است که ارت باعث حضور آن ها می شود: تخت های زرین با بالش های آراسته، غذای خوب، انبارهای پر از غله و آذوقه.
همچنین یکی از خصوصیات ارت افشاندن فروغ شادمانی است که در متن دوم آمده است.

شعر در مورد افسانه اساطیر رسوم
ای باد، آن هنگام که وزیدی در ازل، خرد مقدس را با خود بردی تا روشنایی اهورامزدا...
پس خرد مقدس دور شد از تاریکی اهریمن، دور شد از ذهن خبیث...
آن گاه، اهورامزدا تو را اندروای خواند که خرد را موج می دهی در خلأ، در اندرون میانه ی نور و ظلمت...
و حالا ای باد، ای وایو، ای ایزد آزاد،
نفست می بَرَد زندگی را تا آن جا که اهریمن در وزش اهورایی ات جان داد...
شبنم حکیم هاشمی
.......................
پی نوشت:
ایزد باد در اسطوره های باستانی ایران وایو نام دارد. یکی از جاهایی که وایو زندگی می کند فضای خالی و هوایی ست که میان روشنایی و تاریکی، و به عبارتی دیگر، بین اهورامزدا و اهریمن است. این جَو و هوا اندروای نامیده می شود. قسمتی از آن که به روشنایی و اهورامزدا نزدیک است وایونیک ، و قسمتی که به تاریکی و اهریمن نزدیک است وایوبد خوانده می شود.

شعر در وصف افسانه اساطیر رسوم
ای ایزد جوانمرد جنگاوری، ای بهرام، با ما بگو به کدامین شکل اساطیری ات تجلی خواهی کرد برای پیکار با دشمنان سرزمین عشق؟
آیا همچون باد خواهی وزید تا طوفان به پا کنی؟
یا اسبی خواهی بود که بی مهابا به سمت دشمنان می تازی؟
یا نمایان خواهی شد در کالبد گاو، یا گراز، با بز، یا قوچ، برای شاخ به شاخ شدن با آن ها؟
شاید هم شتری مست باشی، قوی هیکل و گردن فراز، که جست و خیز کنیبرای تاراندنشان...
و یا شاید همین باشی که اکنون هستی، همین مرد برومند با دشنه ای در دست برای دریدن قلب دشمنان...
هر کدام که باشی و به هر شکلی که تجلی کنی، بی هیچ تردید بر دشمنان سرزمین عشق پیروز خواهی شد...
شبنم حکیم هاشمی
........................
پی نوشت:
بهرام در اساطیر باستانی ایران، ایزد جنگ و جنگاوری است که با دشمنان پیکار می کند. او به شکل هایی که دذ متن گفته شده است مجسم می شود.

شعر برای افسانه اساطیر رسوم
گر چه آهم پاسخی از مرغک آمین گرفت
حال من را آن سلام خشک و سرسنگین گرفت
.
ذوق نجوا کردن از دلتنگی ات هم کور شد
حرف هایم شکلی از آزار آهنگین گرفت
.
در نبودت هیچ می دانی چه بر من می گذشت
بید مجنون هم سرش را از غمم پایین گرفت
.
چون تمام لحظه های انتظارت درد داشت
درد من، تسکین نه از خوابت، نه از مرفین گرفت
.
طعنه های استخوان سوز از زمستان کم نبود
تا امیدم را نگاهت از منِ خوش بین گرفت
.
ای بخشکد بخت بیمارم که حسرت حکم شد
جای برق چشم تو من را علاءالدین گرفت
.
با ننه سرمای عاشق پیشه ات هرگز نگو
جای او را در دلت باران فروردین گرفت
.
بی دلیل منطقی یک عمر پا سوزت شدم
قلبم از اما، اگر ها، از بنا بر این... گرفت
.
آمدی اما چه وقت آمدن بود ای عزیز
آن قدر دیر آمدی تا معنی توهین گرفت
.
آن قدر دیر آمدی نوروز جان تا آخرش
عشق در پستوی قلبم بوی نفتالین گرفت...
شاعر زهرا آهن

شعر در باب افسانه اساطیر رسوم
فرشتگان واژه ها
مراقبند
روح شعرم را
آن چنان که امشاسپندان
پاسدار بودند
فروهر انسان نخستین را...
و اینک منم
منی که تویی
منی که اوست
نخستین انسان
در سرزمین بی کران شعر
شبنم حکیم هاشمی
..................
پی نوشت:
در آیین باستانی زرتشت، به هفت فرشته ای که مقامی والا نزد اهوارمزدا داشته اند امشاسپندان می گفتند.
همچنین، به روان اولیه و روح جاودانه ی انسان ها فروهر می گفتند.
طبق روایت های اساطیری، از فروهر نخستین انسانی که اهورامزدا آفرید هفت امشاسپند مراقبت می کردند.

شعر زیبای مادر از کارو












تابلوهای بامزه و دست ساز با سنگ؛ ایده های خلاقانه برای دکوراسیون!
در جواب لطف دارید چه بگوییم؟ پاسخ های کوتاه، رسمی و دوستانه
راهنمای انتخاب پیاز مناسب برای هر غذا؛ طعم بهتر با پیاز درست
داستان پندآموز زمینی که نباید عجله ای در آن می کرد
بهترین ماده برای ضدعفونی کردن آب استخر چیست ؟ مقایسه ۷ روش رایج
با یک قوطی کنسرو، یک غذای گرم کمپینگ درست کنید؛ ۷ ایده سریع برای سفر و طبیعت!
چیزکیک کاراملی کاتلا با پنیر کاراملی؛ دسر خوشمزه و مجلسی بدون نیاز به فر
طرز تهیه سه مدل سوپ خوشمزه با آب پنیر
آشپزی بدون تکرار؛ ۱۲ غذای خاص برای وقتی از غذاهای همیشگی خسته شده اید!
دیدگاه ها