دلگرم
امروز: یکشنبه, ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۰۳ ربيع الأول ۱۴۴۸ قمری و ۱۶ اوت ۲۰۲۶ میلادی
حکایت آموزنده عاقبت خودبزرگ بینی قورباغه
زمان مطالعه: 1 دقیقه
قورباغه ای که می خواست خود را به اندازه یک گاو نر بزرگ کند، در نهایت ترکید. این حکایت هشداری است درباره آزمایش کارهای نشدنی.

حکایت جذاب قورباغه و گاو نر

گاو نری کنار نی زار آمد تا آب بخورد، پای اش سُر خورد و وقتی شلپی در آب افتاد، بچه قورباغه ی کم سن وسالی که در گل و لای نیزار بود، زیر پای او له شد.

قورباغه ی پیر، سراغ بچه قورباغه را از برادرها و خواهرهایش گرفت و پرسید: چه اتفاقی افتاد؟

یکی از بچه قورباغه ها گفت: «هیولایی بزرگ با یکی از پاهای بزرگش، برادر کوچولوی مان را له کرد!»

قورباغه ی پیر گفت: «بزرگ بود!»

سپس خودش را باد کرد و گفت: «این اندازه بزرگ بود؟»

حکایت آموزنده

بچه قورباغه ها فریاد زدند: «اوه، خیلی بزرگ تر بود!»

قورباغه ی پیر باز هم خودش را بیش تر باد کرد و گفت: «نباید بزرگ تر از این باشد.»

اما بچه قورباغه ها گفتند: هیولا خیلی خیلی بزرگ تر بود.

همچنین بخوانید:
نقشه موش ها برای بستن زنگوله به گردن گربه

نقشه موش ها برای بستن زنگوله به گردن گربه

موش ها برای رهایی از ترس گربه، نقشه می کشند تا زنگوله ای به گردن او ببندند، اما یک موش پیر پرسش دشوار اجرای این نقشه را مطرح می کند.

و قورباغه ی پیر بازهم به باد کردن خودش ادامه داد ... تا این که ناگهان ترکید!

کار نشدنی را آزمایش نکنید.

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits