دلگرم
امروز: سه شنبه, ۱۲ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۲۲ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۰۳ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی
نقشه موش ها برای بستن زنگوله به گردن گربه
زمان مطالعه: 2 دقیقه
موش ها برای رهایی از ترس گربه، نقشه می کشند تا زنگوله ای به گردن او ببندند، اما یک موش پیر پرسش دشوار اجرای این نقشه را مطرح می کند.

حکایت آموزنده بستن زنگوله به گردن گربه

روزی همه موش ها دور هم جمع شدند تا نقشه ای بکِشند و جان شان را از دست دشمن شان گربه، بتوانند آزاد کنند. موش ها آرزو داشتند دستِ کم راهی پیدا کنند تا هنگامی که گربه به آن ها نزدیک می شود، متوجه شوند و فرصت برای فرار داشته باشند. موش ها که همیشه از پنجه های گربه می ترسیدند و جرأت نمی کردند شب و روز از لانه شان بیرون بیایند، حتماً باید کاری می کردند.

آن ها نقشه های بسیاری کشیدند، اما هیچ کدام خوب نبود.

حکایت آموزنده

تا این که موش جوانی از جایش برخاست و گفت: «من نقشه ی بسیار ساده ای دارم و می دانم با انجام دادن آن پیروز خواهیم شد. تنها کاری که باید بکنیم این است که یک زنگوله به گردن گربه ببندیم. ما با شنیدن صدای زنگوله، بی درنگ می فهمیم که دشمن می آید.»

همچنین بخوانید:
حکایت جذاب روباه و انگورهای دور از دسترس

حکایت جذاب روباه و انگورهای دور از دسترس

روزی روباه گرسنه با خوشه های انگور آبدار مواجه می شود اما پس از تلاش های ناموفق برای چیدن آن ها، با بیزاری آن ها را ترش و بی ارزش می خواند و صحنه را…

همه ی موش ها از این که چرا این نقشه به فکر آن ها نرسیده بود، بسیار شگفت زده شدند. هنگام شادمانی موش ها از این فکر و نقشه ی خوب، موش پیری برخاست و گفت:«نقشه ی موش جوان بسیار خوب و زیرکانه است، اما پرسشی دارم، چه کسی زنگوله را به گردن گربه می بندد؟!»

از حرف تا عمل فاصله بسیار است.

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits