حکایت هرکول و مرد کشاورز
پس از باران شدیدی که آمده بود، کشاورز با گاری اش در راه گِلی روستا می رفت. اسب ها به سختی بار گاری را در راه پُر از گل ولای می کشیدند، و هنگامی که یکی از چرخ های گاری در گِل گیر کرد، دیگر نتوانستند حرکت کنند.
کشاورز با ناراحتی از گاری پیاده شد، کنار گاری ایستاد و به چرخ آن نگاه کرد، ولی برای بیرون آوردن چرخ گاری از درون گِل ها هیچ کوششی نکرد. کشاورز تنها به بدشانسی اش نفرین کرد و با فریاد از «هرکول» خواست که از آسمان فرود آید و به او کمک کند.
هنگامی که هرکول در لباس انسان ظاهر شد، به مرد کشاورز گفت:
«ای مرد شانه ات را پشت چرخ گاری بگذار و اسب ها را هِی کن تا حرکت کنند. گمان می کنی با نگاه کردن به گاری و غرغر کردن آن را می توانی حرکت بدهی؟! هرکول به تو نمی تواند کمک کند مگر این که خودت کوشش کنی.»
بام کاهگلی و پاسخ حکیمانه گرگ
هنگامی که کشاورز شانه اش را پشت چرخ گاری گذاشت و اسب ها را به حرکت وادار کرد، گاری به آسانی حرکت کرد. کشاورز خوش حال و دل خوش سوار گاری اش شد و درس خوبی نیز یاد گرفت.
بهترین خدمت این است که به خودت کمک کنی.
از تو حرکت از خدا برکت.












بهترین رنگ پارچه برای مبل کلاسیک؛ انتخاب درست برای فضای لوکس و کاربردی
ادکلن زنانه مناسب پاییز؛ ۴ عطر گرم و خوش بو برای روزهای خنک و شب های مهمانی
ترفندهای کاربردی خانه داری و آشپزی برای زندگی آسان
راهنمای کامل مصرف عناب در بارداری؛ خواص، مضرات و مقدار مجاز
طرز تهیه پیتزای فوری با نان باگت و تخم مرغ در ۱۰ دقیقه
بازیافت سبدهای پلاستیکی شکسته : ساخت گلدان های دکوری برای باغ
طرز تهیه پیده ترکی با گوشت چرخ کرده؛ پیده خانگی خوشمزه و اصیل
آموزش باز کردن گرفتگی لوله سینک ظرفشویی با کیسه پلاستیکی
با بال و گردن مرغ چی بپزیم؟ ۵ غذای خوشمزه برای تنوع سفره
دیدگاه ها