دلگرم
امروز: یکشنبه, ۱۴ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۲۹ ربيع الآخر ۱۴۴۳ قمری و ۰۵ دسامبر ۲۰۲۱ میلادی
بحران وجودی: چگونگی غلبه بر یک بحران وجودی برای یک شخص

چگونه بحران و اضطراب وجودی را از خودمان دور کنیم و خوشحال باشیم ؟

بحران وجودی: چگونگی غلبه بر یک بحران وجودی برای یک شخص
1
زمان مطالعه: 9 دقیقه
بحران وجودی یا بحران اگزیستانسیال لحظه‌ای اتفاق می‌افتد که فرد اساس زندگی خود را مورد پرسش قرار می‌دهد: اینکه آیا زندگی هیچ معنی، هدف یا ارزشی دارد.

بحران وجودی : چگونه می توان بر آن غلبه کرد و دوباره شاد شد؟

اصطلاح بحران وجودی یا همان اضطراب وجودی عبارتی است که در مکتب اگزیستانسیالیست وجود دارد و ابعاد مختلف آن توسط اندیشمندان این مکتب مورد بررسی قرار گرفته است، در این قسمت از دلگرم تصمیم داریم تا مقاله ای با عنوان بحران وجودی و نگاهی به ابعاد مختلف آن و معرفی روش های درمان اضطراب وجودی را در اختیار شما علاقه مندان به مقالات روانشناسی قرار دهیم، پس برای آشنایی کامل با این موضوع تا انتهای مقاله با ما همراه باشید.بحران وجودی به احساسی گفته می شود که در موقعیت های مختلف برای انسان به وجود می آید و با خود افکاری به همراه دارد که در آن انسان شرایط متفاوتی را تجربه خواهد کرد.

بحران وجودی (اگزیستانسیال) چیست؟

بحران وجودی به احساس ناراحتی درباره معنا، انتخاب و آزادی در زندگی اشاره دارد. چه از آن به عنوان یک بحران وجودی یاد می شود و چه از اضطراب وجودی، نگرانی های اصلی آن یکسان است : اینکه زندگی ذاتاً بی معنی است، اینکه وجود ما معنایی ندارد زیرا در آن حد و مرز وجود دارد و همه ما باید روزی بمیریم.اضطراب وجودی معمولاً هنگام انتقال از شرایطی به شرایط دیگر بوجود می آید و نشان دهنده دشواری در سازگاری است که اغلب به از دست دادن امنیت مربوط می شود، یعنی چیزی که ساخته شده است در حال فروپاشی است این می تواند منجر به زیر سوال بردن معنای وجود آنها شود.از نظر اگزیستانسیالیست ها یک بحران وجودی یک سفر، آگاهی، یک تجربه ضروری و یک پدیده پیچیده در نظر گرفته می شود. این ناشی از آگاهی از آزادی های خود شما و اینکه چگونه روزی زندگی برای شما به پایان می رسد است.

 بحران وجودی

علائم بحران وجودی کدام است؟

شناسایی یک بحران وجودی

در طی یک بحران وجودی، فرد ممکن است علائم مختلفی را تجربه کند از جمله :

  • اضطراب
  • افسردگی
  • احساس غرق شدن
  • انزوا از دوستان و عزیزان
  • نداشتن انگیزه و انرژی
  • تنهایی
  • نگرانی وسواسی

یک بحران وجودی اغلب پس از وقایع مهم زندگی رخ می دهد مانند :

1. تغییر شغل

2. مرگ یکی از عزیزان

3. تشخیص بیماری جدی یا تهدید کننده زندگی

4. ورود به یک رده سنی قابل توجه مانند 40، 50 یا 65 سالگی

5. یک تجربه غم انگیز یا آسیب زا

6. به دنیا آمدن فرزند

7. ازدواج یا طلاق

حتماً بخوانید:
روانشناسی بحران 40 سالگی | مشکلات بحران چهل سالگی و درمان آن

روانشناسی بحران 40 سالگی | مشکلات بحران چهل سالگی و درمان آن

روانشناسی بحران 40 سالگی بحران چهل سالگی دقیقا با فوت کردن چهل شمع روی کیک تولد اتفاق نمی‌افتد. بلکه ممکن است بین ۳۷ تا ۵۰ سالگی به سراغ ما بیاید.…

افرادی که دارای شرایط بهداشت روانی زیر هستند نیز ممکن است مستعد ابتلا به یک بحران وجودی باشند اگرچه این اختلالات باعث بحران وجودی نمی شوند :

اضطراب

اختلال شخصیت مرزی (BPD)

افسردگی

اختلال وسواس-اجباری (OCD)

separator line

انواع بحران و اضطراب وجودی کدامند ؟

“بحران وجودی” اصطلاحی است که می تواند انواع مختلفی از مسائل را توصیف یا گروه بندی کند.

ترس و مسئولیت : اگزیستانسیالیسم تأکید می کند که همه ما در زندگی آزادانه انتخاب می کنیم و با این آزادی انتخاب، مسئولیت به وجود می آید. با این حال با توجه به سرنوشت نهایی مرگ، اگر در رابطه با تصویر بزرگتر از زندگی مشاهده شود اعمال شما می تواند بی معنی به نظر برسد.به این ترتیب آزادی می تواند منجر به ناامیدی شود و مسئولیت ناشی از این آزادی می تواند باعث اضطراب شود. چند بار با تصمیمی دست به گریبان بوده اید و می ترسید این تصمیم اشتباه باشد؟ این ترس از انتخاب اشتباه نشان دهنده عصبانیت در مورد آزادی مربوط به نگرانی های وجودی است.اگزیستانسیالیست ها معتقدند که ما این اضطراب یا عصبانیت را داریم زیرا هیچ راه “درست” و هیچ راهنمایی وجود ندارد که به ما بگوید چه کاری باید انجام دهیم. در اصل هر یک از ما باید در زندگی خود معنا پیدا کنیم اگر این مسئولیت خیلی زیاد احساس شود ممکن است به شیوه های رفتاری عقب نشینی کنیم که از این احساس اضطراب محافظت می کنند.

معنای زندگی : اگر با اضطراب وجودی دست و پنجه نرم کنید ممکن است این سوال را بپرسید که “زندگی به چه درد می خورد؟” همانطور که در گذر از زندگی خود حرکت می کنید و امنیت یک بافت و ساختار آشنا را از دست می دهید ممکن است نقطه زندگی را زیر سوال ببرید اگر در پایان نتیجه این است که می میرید چرا حرکت را انجام می دهیم؟

فیلسوف، روزنامه نگار و نویسنده فرانسوی آلبر کامو استدلال کرد که توانایی داشتن علاقه به چیزی که در غیر این صورت می تواند یک زندگی بی معنی تلقی شود بیانگر قدردانی از خود زندگی است. اگر می توانید تلاش برای زندگی در پایان یا “هدف” را متوقف کنید و زندگی خود را برای عمل “بودن” شروع کنید، در این صورت زندگی شما زندگی کامل آن انتخاب صداقت و احساساتی بودن خواهد شد. به نظر نمی رسد که این به طور شگفت انگیزی شبیه پایه مراقبه ذهن آگاهی در مدل پزشکی اضطراب باشد.

اعتبار : یک بحران وجودی ممکن است شما را به سمت اصالت سوق دهد که ممکن است اضطراب نیز به همراه داشته باشد. ممکن است درباره زود گذر بودن وجودتان و نحوه زندگی در آن فکر کنید. هنگامی که شما این امر را متوقف کنید که هر روز زنده از خواب بیدار خواهید شد ممکن است دچار اضطراب شوید اما در عین حال معنای عمیق تری دارید.ممکن است متوجه شوید که دیگر به نظر نمی رسد همه مشکلات روزمره که این همه شما را آزار می دهد و همه فکرها و ترس ها و اضطراب ها در مورد دنیا از بین می رود، زیرا با یک مشکل بسیار بزرگتر روبرو هستید.در پایان زندگی شما آیا هیچ یک از این موارد مهم است؟ مهم خواهد بود که چه شغلی را انتخاب کرده اید، چه مقدار پول داشته اید یا چه اتومبیلی داشته اید؟

رویداد مهم زندگی یا مرحله زندگی : بسیاری از افراد وقتی به مرحله جدیدی از زندگی مانند کودکی به بزرگسالی یا از بزرگسالی به زندگی سالمندی منتقل می شوند دچار بحران وجودی می شوند. وقایع مهم زندگی از جمله فارغ التحصیلی، شروع کار جدید یا تغییر شغل، ازدواج یا طلاق، بچه دار شدن و بازنشستگی نیز می تواند یک بحران وجودی ایجاد کند.

مرگ و بیماری : از دست دادن شریک زندگی، والدین، ​​خواهر و برادر، فرزند یا عزیز دیگری اغلب افراد را مجبور می کند تا با مرگ و میر خود روبرو شوند و معنای زندگی خود را زیر سوال ببرند. به همین ترتیب اگر با بیماری جدی یا تهدید کننده زندگی روبرو هستید ممکن است دچار یک بحران وجودی شوید که باعث می شود غرق در افکار مرگ و معنای زندگی شوید.

رفع بحران وجودی

نکاتی برای غلبه بر اضطراب وجودی

با توجه به اینکه اضطراب وجودی به آگاهی از مرزهای نهایی زندگی یعنی مرگ و شانس مربوط است می توان اضطراب این نوع را اجتناب ناپذیر دانست تا آسیب شناختی. به همین دلیل هر یک از ما باید راهی برای زندگی با این اضطراب پیدا کنیم تا اینکه آن اضطراب را از بین ببریم.هر دو روش مفید برای پاسخگویی به بحران وجودی وجود دارد. یکی این است که اصلاً زندگی نکنیم یا زندگی را رها کنیم. دوم اینکه چنان درگیر حواس پرتی های روزمره شوید که زندگی اصیل نداشته باشید. گفته می شود که این هیچ جایی برای اضطراب وجودی باقی نمی گذارد و همچنین جایی برای یک زندگی اصیل باقی نمی گذارد.در اصل این یک راهکار مقابله ای ناسازگار یا اجتناب است. چند نفر را می شناسید که با “چشمان بسته” زندگی را سپری کنند و هرگز به تصویر بزرگ نگاه نکنند؟اما تجربه یک بحران وجودی نیز می تواند مثبت باشد. این می تواند شما را مجبور کند که هدف خود را در زندگی زیر سوال ببرید و به شما در جهت دهی کمک کند.

حتماً بخوانید:
محرک ها و عوامل ایجاد اختلال اضطراب کدامند؟

محرک ها و عوامل ایجاد اختلال اضطراب کدامند؟

اختلال اضطراب در مقایسه با اضطراب موقت و معمولی که ممکن است برای همه ما پیش آمده باشد می تواند روند معمول زندگی و عملکرد فرد را مختل کند. این مقاله…

در اینجا کمک می شود تا بحران وجودی یک تجربه مثبت برای شما یا کسی باشد که دوست دارید :

سوالات خود را بنویسید

آیا می توانید به این اضطراب وجودی انگیزه دهید تا شما را به سمت زندگی اصیل تر راهنمایی کند؟ این اضطراب چه ارتباطی می تواند با شما در رابطه با دنیا داشته باشد؟ یک دفترچه یادداشت بیرون بیاورید و نظرات خود را در مورد این سوالات یادداشت کنید در پاسخ به این سوالات است که خواهید فهمید چگونه می توانید با یک بحران وجودی کنار بیایید.

به دنبال پشتیبانی باشید

صحبت با عزیزان در مورد اضطراب وجودی شما می تواند به شما کمک کند تا دیدگاه ونگرش دیگری در زندگی کسب کنید و تأثیر مثبتی را که بر زندگی آنها گذاشته اید به شما یادآوری کند. از آنها بخواهید تا به شما کمک کنند مثبت ترین و تحسین برانگیزترین ویژگی های خود را تشخیص دهید.

مدیتیشن را امتحان کنید

مدیتیشن می تواند به شما کمک کند افکار منفی را جایگزین کنید و از اضطراب و نگرانی وسواسی مرتبط با یک بحران وجودی جلوگیری کنید.

تاریخ بحران وجودی

اصطلاح “بحران وجودی” ریشه در فلسفه اگزیستانسیالیسم دارد که از منظر کلی و فردی بر معنا و هدف وجود متمرکز است.اگزیستانسیالیست ها اضطراب را به روشی متفاوت از روانپزشکان و روانشناسان می دانند. آنها به جای درک اضطراب به عنوان مشکلی که باید حل شود آن را بخشی اجتناب ناپذیر از زندگی می دانند که همه تجربه خواهند کرد و چیزی مثبت است که می تواند درس های مهمی در مورد زندگی به ما بیاموزد.آنها نگرانی های نهایی زندگی را مرگ، آزادی، انزوا و بی معنایی می دانند. تصور می شود که این نگرانی ها باعث ایجاد ترس و عصبانیت می شوند زیرا ما هرگز نمی توانیم مطمئن باشیم که انتخاب های ما درست است و پس از انتخاب، گزینه جایگزین باید رد شود.در سال 1844 سورن آبِی کی‌یِرکِگارد فیلسوف دانمارکی نوشت : “هر کسی که آموخته است از راه درست مضطرب باشد، نهائی را آموخته است.” این بیانگر این ایده است که اضطراب وجودی فراتر از ترس در مورد مشکلات روزمره است.

درمان بحران وجودی

در حالی که هیچ درمان خاصی برای مقابله با اضطراب وجودی وجود ندارد اما روش های درمانی وجود دارد که می تواند مفید باشد. به عنوان مثال، درمان شناختی رفتاری (CBT) و دارو می توانند به رفع علائم اضطراب، افسردگی و سایر مسائل بهداشت روانی کمک کنند که ممکن است با اضطراب وجودی همراه باشد از جمله افکار خودکشی نیز در این دسته جای می گیرند.صحبت با یک متخصص می تواند در کاهش اضطراب وجودی بسیار مفید باشد. اگر می بینید که با عصبانیت وجودی دست و پنجه نرم می کنید، چه به دلیل یک اتفاق یا یک رویداد تغییر دهنده زندگی، رویکردهای خود مراقبتی که بر یافتن معنا متمرکز هستند نیز می توانند مفید باشند.



این مطلب چقدر مفید بود ؟
5.0 از 5 (1 رای)  
دیدگاه ها

شما اجازه ارسال کامنت ندارید