اشعار ناب با موضوع مدرسه و یادگیری
مهر آمد ماه من به پا خیز
فصل طرب است فصل پاییز
مهر آمده سرفراز و پیروز
شب رفته رسیده باز نوروز
مهر آمده پرفروغ و تابان
تا زنده شود دوباره بستان
مهر آمده ماه آفرینش
سرچشمه شور و شوق و بینش
مهر آمده مهربانتر از پیش
مهر من و ماه من بیندیش
مهر آمده شمع راه بینا
چون شعله نور طور سینا
مهر آمده از مدار افلاک
تا لاله و گل بروید از خاک
مهر آمد ماه پاک پرواز
برخیز و پر سفر بکن باز
مهر آمده باغبان بینش
باز آمده سوی باغ دانش
مهر آمده سال نو شد آغاز
عید آمده طرح نو در انداز
شاعر علی اکبر نشوه
![]()
دوبیتی درباره مدرسه و یادگیری
بهار علم چو بگشایی تو ای یار
جهانی را گشایش کن به یک بار
ز نادانی رهایی ده تو خود را
خدایت را ستایش کن تو بسیار
شاعر دلشاد بخشوده
![]()
شعر در مورد مدرسه و یادگیری
تراوشات ذهنی یک محصل
صبح و شب وسواس فکر و استرس کارِ من است
دیگر نمانده روزی و در تیر کنکورِ من است
هرچه میخوانم و آزمون میدهم بازم کم است
این کتاب و جزوه هایم بیشتر از وزنِ من است
روتین مردم سرم پوست و ضد آفتاب و کرم
تست های شیمی و فیزیک روتینِ من است
جیب خالی پدر درمانده ام کردست و بس
قیمت افلاکی کانون و ماز دردِ من است
فارسی و دینی کشد پایین معدل را ولی
نمره ی بیست نگارش هست که امیدِ من است
5 و 6 و 7 رقم رتبه ی کنکور من است
روز اعلام نتایج روز گریانِ من است
کس نداند درد تو در این جهان ای احمدی
درد و غم هایم نهفته در همین شعرِ من است
شاعر ستایش احمدی

![]()
شعر در وصف مدرسه و یادگیری
علم را باید عمل کردن بیاموزی و بس
چون که عالم،بی عمل، علمش بماند در قفس
این هنر هم کور مادر زاد بینا می کند
ناتوان را هم توانا، پیر، برنا می کند
جهل و نادانی کِشد یک مردمی در عمقِ چاه
علم و دانش می رساند مردمی تا اوجِ ماه
ماه شو آنقدر بالا رو که پایین آوری
هر ستاره روی پرچم ها که بالا رفته است
چشم وا کن سایه ها را پس بزن با دانشت
صدرِ ظلمت پس بزن هر کس که آنجا خفته است
ای مسلمان چشم وا کن پرچمت بالا ببر
با خرد با بینشت با علم و دانش با هنر
جهل و نادانی تو را تا عمقِ ظلمت می برد
سلطه ها جانت، جهانت را به خدمت می خرد
پس بیاموز آنقَدَر تا سلطه ی عالم شوی
سلطه گر را پس زنی تا سدِ هر ماتم شوی
شاعر:فاطمه محمدی (روناهی)
![]()
شعر برای مدرسه و یادگیری
زنگ انشا
جمله غم دارد که من اینجا به دنیا آمدم
واژه دارد می سپارد جان به احیا آمدم
چند وقتی قصه گویی بر لبم جاری نبود
با لباس فرم زوری زنگ انشا آمدم
در بغل یا بر بقل آقا اگر محرم نبود
در هذر یا بر حذر را سهو املا آمدم
این سفر را در زمان روحم تداعی می کند
در سرابی از گذشته رو به حالا آمدم
چاره ی زالی که تن در فکر بندی سد زده
با نصیحت گر نشد باشد به دعوا آمدم
سایه ی بخت استُ گز فکر عقوبت می کند
هر که باشد روی تن از من که تنها آمدم
این همه من آمدم گاهی تو هم راوی بیا
وعده ها بر روی کاغذ ها همانجا آمدم
شاعر سروش پیری زنده دل
![]()
شعر بلند در وصف مدرسه و یادگیری
ای وارثان دانش این خاک و مرز و بوم
یادش بخیر مدرسه ی باقر العلوم
در پیله های علم ،اگر عمرمان گذشت
پروانه ای شدیم که از باغ بر نگشت
ما تشنگان چشمه ی خورشید بوده ایم
جویندگان شعله ی امّید بوده ایم
سر مست لاله های شب افروز بوده ایم
محفل نشین ساقیِ دلسوز بوده ایم
آن باغبان که خون جگر خورد در خزان
گل کاشت عاشقانه و پژمرد در خزان
نامش هنوز برلب هر رود جاری اَست
از دسترنج اوست که گلشن بهاری اَست
آری معلّم است که با مشعل خرد
ما را به راه روشنی و مهر می برد
ای کاش پیر مکتب میخانه می شدم
در های و هوی میکده دیوانه می شدم
عمری ست پشت میز کلاس محبّتم
در حسرت شنیدن قدری نصیحتم
کو ناظم و مدیر که من را صدا کنند
با رسم روزگار مرا آشنا کنند
کو آن شراب کهنه ی شعر و سخنوری
آموزگار فلسفه ی ناز و دلبری
من کودکی میانه ی سالم در این کلاس
درمانده از جواب سوالم در این کلاس
تا پای تخته آمده شاگرد تنبلی
دارد جواب ساده فقط خیر یا بلی
میترسد از نگاه برآشفته ی دبیر
می گرید از نکوهش ملّای نقطه گیر
حالا که در گذار زمان اوست نکته دان
تعظیم می کند به مقام معلّمان
ما را به باد چوب و فلک این زمانه بست
فرهنگ عالمانه ندارد جهان پست
در عهد شصت ، مشق صبوری اگرچه کرد
استاد خسته از غم ِ شاگرد کوچه گرد
طرحی به نقش ماه به دیوار شب کشید
از پشت پلک پنجره ،خوابِ ستاره دید
گویا هنر به ذات معلّم سرشته شد
از آن زمان که قسمت آدم نوشته شد
یاران همکلاسیِ دوران انتظار
تکلیف نانوشته مرا کرده بی قرار
باید به نسل آینه از آب و نور گفت
از کوه های مرتفع و پرغرور گفت
این آخرین کلام من ِ کوچک شماست
هر غنچه ی دیار سحر کودک شماست
راهِ معلّمی ست که باید ادامه داد
جان را فدا نمود و ادب را بنا نهاد
عادل دانشی
![]()
شعر کوتاه در مورد مدرسه و علم
چون خالقِ این جهان، ریاضیدان است
مخلوق، همه، عشق ریاضی دارند
زین رو، زِ یکُم تا دهم آبان ماه
جشنِ دهه ی ریاضی بر پا دارند
شاعر زهرا پورعظیما
![]()












تریفند طلایی برای نجات گیاه و میوه ها ؛ هر سال استفاده کن!
ساخت اجاق چوبی با پیت حلبی؛ ایده ای ساده اما با یک نکته ایمنی بسیار مهم
طرز تهیه پیاز پرورده؛ چاشنی فوق العاده آسان و خوشمزه کنار غذاهایتان
طرز تهیه کاک؛ شیرینی سنتی و ترد با ۳ روش کرمانشاهی، شمالی و خمیر یوفکا
تبدیل درب خمیردندان به اتصالی برای شلنگ؛ یک ترفند ساده و خلاقانه
راهنمای جامع خرید تراول ماگ؛ قبل از خرید این نکات را حتماً بدانید!
قورمه سبزی بدون گوشت؛ خوش عطر، جاافتاده و اصیل، بدون نیاز به گوشت!
روش درست کردن زیتون شور؛ گرفتن تلخی زیتون
مردی که هر روز پنجره اش را تمیز می کرد؛ داستانی درباره قضاوت کردن دیگران
۱ دیدگاه