شعر غروب از شاملو
اگر غروب را به سیاهی شب فروختند غمگین مباش
که
عشــق را
کنـــــــار تیرک راه بنـــد
تازیانـــه می زنند
عشق را در پستــوی خانه نهان بایــد کرد…
روزگار غریبــــی است نازنیــــن…
آنــــکه بـــر در می کوبد شباهنگـــام
بــــه کشتـــن چراغ آمــــده است
نــــور را در پستـــوی خانه نهـــــان باید کرد…

شعر شاملو در مورد غروب
میچکد سمفونیِ شب
آرام
روی دلتنگیِ خاموشِ غروب.
مغرب
از آتشِ افسردهی روز
بیصدا میسوزد.
میبرد نغمهی دلتنگی را
بادِ جنوب
تا کند زمزمه بر بامِ هوا.
نیست حرفی به لبانش
لیکن
مانده با خامُشیاش مطلبها.
میپرد موجزنان بازمیآید به فرود
همچون آن سایهی لغزانِ شبکور،
هیهیِ چوپان
از دور.
میخزد مار
چون آن جادهی پیچانِ چون مار.
در سراشیبیِ غوغاگرِ رود.
□
بیکه از خیمهی رازش بهدرآید
وه که میخواند
جنگل
چه بهشور!

شعر زیبا و احساسی احمد شاملو درباره مادرش
شعر تنهایی | بهترین شعرهای احمد شاملو در مورد تنهایی
زیباترین اشعار عاشقانه شاملو درباره نور
غمگین ترین اشعار عاشقانه شاملو در مورد دلتنگی












خرید دوچرخه ثابت ؛ راهی کاربردی برای ورزش روزانه در خانه
آشنایی با شخص حقیقی و شخص حقوقی | تعریف، انواع و مهم ترین تفاوت ها
طرز تهیه پفیلا عسلی خانگی به صورت گام به گام
آموزش ۳ ترفند فوری و آسان پوست کندن سیر بدون بو گرفتن دست
نحوه افزایش فشار آب با بطری پلاستیکی بدون پمپ آب
طرز تهیه فلن کیک شکلاتی (شوکوفلن) با دستور دقیق
آموزش دوخت کاور بالش کش دار؛ ساده و کاربردی حتی برای مبتدی ها
آموزش شیرینی بیسکویتی شکلاتی با مواد اولیه ساده و بدون فر
طرز تهیه املت میگو؛ صبحانه ای سریع و مقوی
۱ دیدگاه