شعر پاییز سهراب
کاجهای زیادی بلند.
زاغهای زیادی سیاه.
آسمانِ به اندازه آبی.
سنگچینها، تماشا، تجرد.
کوچهباغ فرا رفته تا هیچ.
ناودانِ مزین به گنجشک.
آفتابِ صریح.
خاکِ خوشنود.
چشم تا کار میکرد
هوش پاییز بود.
ای عجیب قشنگ !
با نگاهی پر از لفظ مرطوب
مثل خوابی پر از لکنت سبز یک باغ،
چشمهایی شبیه حیای مشبک،
پلکهای مردد
مثل انگشتهای پریشان خواب مسافر !
زیر بیداری بیدهای لب رود
انس
مثل یک مشت خاکستر محرمانه
روی گرمای ادراک پاشیده میشد.
فکر
آهسته بود.
آرزو دور بود
مثل مرغی که روی درخت حکایت بخواند.
در کجاهای پاییزهایی که خواهند آمد
یک دهان مشجر
از سفرهای خوب
حرف خواهد زد؟
![]()
اکنون هبوط رنگ
سال میان دو پلک را
ثانیه هایی شبیه راز تولد
بدرقه کردند
کم کم در ارتفاع خیس ملاقات
صومعه نور
ساخته می شد
حادثه از جنس ترس بود
ترس
وارد ترکیب سنگ ها می شد
حنجره ای در ضخامت خنک باد
غربت یک دوست را
زمزمه می کرد
از سر باران
تاته پاییز
تجربه های کبوترانه روان بود
باران وقتی که ایستاد
منظره اوراق بود
وسعت مرطوب
از نفس افتاد
قوس قزح در دهان حوصله ما
آب شد
![]()
شعر احساسی و غمناک سهراب سپهری در وصف مرگ فروغ فرخزاد
22 شعر کوتاه عاشقانه و سنگین سهراب سپهری
شعر تنهایی | غمگین ترین شعرهای سهراب سپهری درباره تنهایی












ترفندهای مهم افزایش گرمای شوفاژ و سرویس رادیاتور قبل از زمستان
آموزش دوخت کاور نان پارچه ای بدون چرخ خیاطی و بدون الگو
روش تمیز کردن تشک و مبل در خانه با جوش شیرین، سرکه و مایع ظرف شویی
ایده سیمان و بادکنک: ساخت گلدان دکوراتیو با پارچه و سیمان
طرز تهیه ۶ مدل کیک خانگی با فر دست ساز / راحت و بی دردسر
آموزش ساخت جا ادویه ای و نمک پاش با بطری پلاستیکی دورریز
آموزش ساخت بخاری هیزمی بدون دود با قوطی فلزی و سیمان
طرز خشک کردن پیازچه و تهیه پودر پیازچه خانگی؛ روشی ساده برای جلوگیری از هدر رفتن
دیگه قرص منیزیم نخورید؛ طرز تهیه پودر منیزیم خالص در خانه
دیدگاه ها