دلگرم
امروز: جمعه, ۰۲ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۰ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
راز مثلها : آش نخورده و دهن سوخته
ضرب‌المثل یا زبانزد گونه‌ای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آن‌ها نهفته‌است.

در زمان‌های دور، مردی در بازارچه شهر حجره‌ای داشت و پارچه می‌فروخت . شاگرد او پسر خوب و مودبی بود ولیکن کمی خجالتی بود. مرد تاجر همسری کدبانو داشت که دستپخت خوبی داشت و آش‌های خوشمزه او دهان هر کسی را  آب می‌انداخت.
روزی مرد بیمار شد و نتوانست به دکانش برود. شاگرد در دکان را باز کرده بود و جلوی آنرا آب و جاروب کرده بود ولی هر چه منتظر ماند از تاجر خبری نشد.
قبل از ظهر به او خبر رسید که حال تاجر خوب نیست و باید دنبال دکتر برود.
 پسرک در دکان را بست و دنبال دکتر رفت . دکتر به منزل تاجر رفت و او را معاینه کرد و برایش دارو نوشت 
پسر بیرون رفت و داروها را خرید وقتی به خانه برگشت ، دیگر ظهر شده بود. پسرک خواست داروها را بدهد و برود ، ولی همسر تاجر خیلی اصرار کرد و او را برای ناهار به خانه آورد.

راز مثلها : آش نخورده و دهن سوخته

 همسر تاجر برای ناهار آش پخته بود سفره را انداختند و کاسه‌های آش را گذاشتند . تاجر برای شستن دستهایش به حیاط رفت و همسرش به آشپزخانه برگشت تا قاشق‌ها را بیاورد.
پسرک خیلی خجالت می‌کشید و فکر کرد تا بهانه‌ای بیاورد و ناهار را آنجا نخورد . فکر کرد بهتر است بگوید دندانش درد می‌کند. دستش را روی دهانش گذاشتش.
تاجر به اتاق برگشت و دید پسرک دستش را جلوی دهانش گذاشته به او گفت : دهانت سوخت؟ حالا چرا اینقدر عجله کردی ، صبر می‌کردی تا آش سرد شود آن وقت می‌خوردی ؟ 

راز مثلها : آش نخورده و دهن سوخته

زن تاجر که با قاشق‌ها از راه رسیده بود به تاجر گفت : این چه حرفی است که می‌زنی ؟ آش نخورده و دهان سوخته ؟ من که تازه قاشق‌ها را آوردم.
تاجر تازه متوجه شد که چه اشتباهی کرده است  

✅ از آن‌ پس، وقتی کسی را متهم به گناهی کنند ولی آن فرد گناهی نکرده باشد  ، گفته‌ می‌شود :‌ آش نخورده و دهان سوخته

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits