گوزنی که از پاهایش شرمنده بود، در لحظه مرگ دریافت که چه دارایی بی فایده و چه نعمت ارزشمندی داشته است.
حکایت گوزن و بازتاب تصویرش در آب
گوزنِ تشنه از چشمه ی زلالی آب می خورد که تصویرش را در آب چشمه دید. گوزن از دیدن قوس های بزرگ و زیبای شاخ هایش در آب، بسیار لذّت بُرد، اما با دیدن پاهای تازک و لاغرش شرمنده شد.
گوزن آهی کشید و گفت: «چرا باید برای چنین پاهایی شرمنده شَوَم در حالی که تاجی زیبا و عالی بر سر دارم.»

در این هنگام گوزن بوی یوزپلنگی را احساس کرد و بی درنگ به سوی جنگل فرار کرد.
همچنین بخوانید:
حکایت جذاب پیروزی هوشمندانه خروس بر روباه مکار
خروس دانا با زیرکی و استفاده از نقطه ضعف روباه، نقشه او برای فریب و شکار خود را خنثی کرد و درس بزرگی در مواجهه با فریبکاران داد.
گوزن هنگام فرار شاخ هایش در شاخه های درختی گیر کرد و بسیار زود، یوزپلنگ به او رسید.
اکنون گوزن دریافت که آن پاهایی که او را شرمنده می کرد، جانش را نجات می دادند، نه شاخ های بزرگ و بی فایده ای که روی سرش بود.
ما بیش تر به تجملات می پردازیم و از چیزهای سودمند بیزاریم.












آش برنج همدان؛ آش اصیل و خوش عطر ایرانی با چند روش متفاوت
آموزش ساخت دانخوری پرندگان با بطری پلاستیکی دور انداختنی
طرز تهیه کتلت بدون تخم مرغ؛ ساده، خوشمزه و مقوی
طرزتهیه یک صبحانه یا عصرانه سریع و مقوی با شیر و تخم مرغ
ادامه داستان دندان لق آرین برای کودکان
ترفند تمیزی آینه و ضد بخار کردن با سیب زمینی؛ یک روش طبیعی و مؤثر
سنگی که همه از کنارش گذشتند؛ داستانی درباره یک کار کوچک و یک دل بزرگ
چیز کیک انبه بدون پخت و پز؛ دسر خنک و مجلسی با طعم استوایی!
راز برنج مجلسی و کشیده با یک کاسه آب؛ این ترفند را از دست نده!
دیدگاه ها