نعیمه نظامدوست (زاده ۲۳ آبان ۱۳۵۳ در تهران) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایران است.

نعیمه نظامدوست از سال ۱۳۷۰ کار بازیگری را در گروههای آزاد تئاتر آغاز کرد، سپس در مجموعه نوروز ۷۲ بازی کرد. نظامدوست بهطور حرفهای با ساعت خوش و در سال ۱۳۷۳ وارد عرصه بازیگری شد.

نعیمه نظام دوست دارای دیپلم علوم تجربی است. او از سال 1370 کار بازیگری را در گروه های آزاد تئاتر آغاز کرد، سپس در مجموعه نوروز 72 بازی کرد. نظام دوست به طور حرفه ای با ساعت خوش و در سال 73 وارد عرصه بازیگری شد.در دوران نوجوانیبیشتر عصبانی بودم تا خوشحال یعنی دوران بلوغ عصبانی ای داشتم چون شرایط و فضای زمانه من را عصبی می کرد با اینکه بدآموزی دارد اما مدرسه را زیاد دوست نداشتم (باخنده) نمی توانم دروغ بگویم، دوست دارم آدم ها با واقعیت ما آشنا شوند.من خیلی شر بودم یعنی بیشتر پسر بودم تا دختر و بیشتر پسرانه زندگی می کردم.

چهار خواهر دارد که خودش فرزند سوم خانواده است به غیر از او کسی در خانواده شان کار هنری نکرده و پدرش چند سال پیش فوت کرده است وی تا کنون ازدواج نکرده است و مجرد است.در سینما دوستان زیادی از جمله ماه چهره خلیلی ، مریم امیرجلالی ، الناز شاکردوست و لیدا عباسی را دارد.او در مورد خودش اینگونه می گوید:

در دوران نوجوانی بیشتر عصبانی بودم تا خوشحال یعنی دوران بلوغ عصبانی ای داشتم چون شرایط و فضای زمانه من را عصبی می کرد با اینکه بدآموزی دارد اما مدرسه را زیاد دوست نداشتم (باخنده) نمی توانم دروغ بگویم، دوست دارم آدم ها با واقعیت ما آشنا شوند.من خیلی شر بودم یعنی بیشتر پسر بودم تا دختر و بیشتر پسرانه زندگی می کردم.
نعیمه نظام دوست با انتشار عکس کودکی اش نوشت :
می خواهم برگردم به روزهای کودکی ...
آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود ...
عشــق ، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد ...
بالاترین نــقطه ى زمین ، شــانه های پـدر بــود ... ...
بدتـرین دشمنانم ، خواهر و برادر خودم بودند ...
تنــها دردم ، زانو های زخمـی ام بود ...
تنـها چیزی که میشکست ، اسباب بـازی هایم بـود
دلم کمی کودکی می خواهد،کمی بچگی،بی تکلیفی،بی نگرانی برای فردا...
دلم کمی خنده می خواهد، نه لبخند،خنده ای بی پروا همچون پرواز بادبادک در باد،قهقه های ناب کودکانه...
دلم مشق شب می خواهد با خمیازه های پی در پی، با یک پاک کن از اونهایی که می گفتن حتی خودکارم پاک می کنن و من بی صبرانه منتظر نوشتن با خودکار...
دلم بک تکه گچ می خواهد از پای تخته سیاه...
دلم می خواهد بدوم و بدوم وبدوم تا همپای بادشوم به همه جا سرک بکشم،حتی کوچکترین روزنه ی وجود آدمها...
دلم کمی آرامش ,کمی...
دلم کمی فریاد می خواهد...دلم کمی فردا می خواهد...
اندکی فقط.اندکی کودکی میخواهم....













ساخت اجاق چوبی با پیت حلبی؛ ایده ای ساده اما با یک نکته ایمنی بسیار مهم
راهنمای جامع خرید تراول ماگ؛ قبل از خرید این نکات را حتماً بدانید!
مردی که هر روز پنجره اش را تمیز می کرد؛ داستانی درباره قضاوت کردن دیگران
ساخت دکوری زیبا برای کنار اتاق خواب با بشکه های فلزی؛ یک ایده خلاقانه و خاص!
تجهیزات ضروری رقص باله؛ از صفحه چرخش تا پنجه ژل سیلیکونی
۱۷ مقصد خنک در ایران برای فرار از گرمای تابستان
رقص باد و خنده گل؛ شعری از پروین دولت آبادی
راز جنگل نقره ای: داستانی آموزنده برای کودکان
مغز کودکان بیش فعال چه تفاوتی با دیگران دارد ؟ مروری بر یافته های تازه پژوهشگران
دیدگاه ها