ادامه قصه قوهای وحشی
برادرش پیش از غروب پرواز کرد و پیش بقیه رفت. حالا دیگر می دانستند خواهرشان کجاست.
هفته ها گذشت. پادشاه بارها کنار الیزا می نشست و برایش قصه می گفت تا لبخند به لبش بنشیند. وقتی هم دست های الیزا آن قدر درد می کرد که نمی توانست چیزی بدوزد، آرام کنارش می ماند.
کم کم الیزا چشم به راه آمدن پادشاه می شد. وقتی پادشاه از او خواستگاری کرد، لبخند زد و به نشانه بله سر تکان داد.
پچ پچ های قصر
اما اسقف اعظم، یکی از بزرگ ترین مقام های کلیسا، به ملکه تازه اعتماد نداشت.
از پادشاه پرسید: «چرا حرف نمی زند؟ چرا تمام روز این پیراهن های عجیب را می دوزد؟»
پادشاه گفت: «او هیچ کار بدی نکرده.»
الیزا به کارش ادامه داد تا اینکه نخ هایش تمام شد. گزنه های نزدیک غار را هم قبلاً چیده بود. آن وقت یاد گورستانی افتاد که پری گفته بود.
ادامه داستان قوهای وحشی: راز پیراهن های گزنه
آن شب، سبدی برداشت و به گورستان کنار کلیسا رفت تا از میان قبرها گزنه بچیند.
اسقف اعظم او را دید و به پادشاه گفت:
«نیمه شب میان قبرها می رود. حتماً جادوگر است!»
پادشاه باور نکرد، اما اسقف اعظم مدام حرفش را تکرار می کرد. خیلی زود، بقیه اهل قصر هم پشت سر الیزا پچ پچ می کردند.
بار بعد که الیزا به گورستان رفت، پادشاه دنبالش راه افتاد.
گفت: «خواهش می کنم بگو چرا به اینجا می آیی.»

الیزا دسته سبد را محکم گرفت. دلش می خواست همه چیز را بگوید، اما جان برادرهایش به خطر می افتاد. سر تکان داد و اشک روی گونه هایش سرازیر شد.
فردای آن روز، پادشاه اجازه داد الیزا را در دادگاه بازخواست کنند. اسقف اعظم برای قاضی ها از رفت وآمدهای او به گورستان گفت و اصرار کرد که الیزا جادوگر است.
الیزا بی صدا روبه روی قاضی ها ایستاد. حتی اگر ماجرا را می نوشت، جان برادرهایش به خطر می افتاد.
قاضی ها خیال کردند سکوت الیزا یعنی حرف اسقف درست است. حکم دادند که صبح روز بعد او را اعدام کنند.
آخرین پیراهن
در زندان، اجازه دادند پیراهن ها و گزنه های داخل سبدش را نگه دارد. الیزا همان جا نشست و مشغول کار شد.
ده پیراهن آماده بود. فقط آخری مانده بود.
هنوز آفتاب غروب نکرده بود که بال سفیدی به میله های پنجره خورد. کوچک ترین برادر پیدایش کرده بود. الیزا دستش را از لای میله ها بیرون برد و پرهایش را نوازش کرد. بعد پیراهن نیمه کاره را نشانش داد.

این داستان ادامه دارد.












طرز تهیه کیک خیس با عدد ۱ تخم مرغ بدون فر و همزن؛ سریع، ساده و خوشمزه
با این روش ساده، گلاب طبیعی و بدون مواد نگهدارنده درست کن!
ماست یونانی چیست؟ راهنمای کامل خواص، تفاوت ها و کاربردها
داستان پندآموز فنجانی که هیچ وقت نشکست
اسامی گیاهان مقاوم به گرما و کم آبی / گیاهان آپارتمانی مناطق گرم و خشک
آموزش پخت ۶ کیک سنتی آسان برای عصرانه از کیک گلاب تا شکرپاره
کوکوی مرغ و تره فرنگی؛ شام سبک و خوشمزه ای که در ۴۵ دقیقه آماده می شود
طرز تهیه جوجه کباب مخصوص بدون نیاز به زغال و منقل
پنیر دیپ چیست و چگونه تهیه می شود؟
دیدگاه ها