برترین و غمگین ترین شعر برای جدایی و بی وفایی
شدم از دست تو و روی تو ویران تو خوشی
بعد تو من شده ام مست و خرامان تو خوشی
دلم از روی تو و کوی تو دیوانه شده
شدم از روی تو خسته تب بهتان تو خوشی
رخ دلدار تو آبی به جگر هم نرساند
به جوانی شده ام پیر رسولان تو خوشی
دلم از دل، دل غافل غُل و زنجیر شده
دل بی جان و پریشان شده ارزان تو خوشی
رخ تو چون نفسم بود ولی کشت مرا
دل دیوانه چه فهمد نم باران تو خوشی
تب گریان و فراوان و خرامان شده باز
به همه دل تو سپردی که فراوان تو خوشی
ز که پرسم شب دیوانگی روی تو را
که دهی قلب مرا هدیه به آنان تو خوشی
رخم از چهره ی زیبا و فریبای تو خوش
نشدی یار وفادارِ گریبان تو خوشی
دل من زار و شدم خار و طرفدار وفا
تو شدی یار دگرباره، غریبان تو خوشی
سرخوش از روی تو و موی تو و کوی تو من
تو جفاکار و ریاکار و دل آسان تو خوشی
گله از سوی تو من تا به کجاها ببرم
که خیانت به دلم کرده ای الان تو خوشی؟
شده ام مست خرابات و شدم غرق قُمار
تو که آلوده بکردی همه دامان تو خوشی؟
شاعر سعید مصیبی

شعر کوتاه در وصف بی وفایی
چه بودی که این گونه
آسان بریدی؟
به چند وعده
به چند نگاه
فروختی تمام من را ؟
شاعر کیمیا الیاسوندی راد

شعر غمگین عاشقانه
«افسون چشم تو ندیده گرفته مرا
به هزار بند و جادو بکن سرشته مرا»
اگرچه این بیت سرآغاز عشق ست ولی
مجالم نداده ست و بدرود گفته مرا
گفت دلم بند کسی است گفتم برون کنم
بعد از دیدنم گویی باورش نگشته مرا
در رگم همه عمر عطشِ کسی چون تو بود
سرابِ بی بوسه دیدنش بکشته مرا
خطایی ز من نبود جز اینکه یارش شدم
به جرم بودنم حبس و شلاق نوشته مرا
ببخش ز خشم اگر هزل نوشتمش
کینه داشتن یعنی عشقش شکسته مرا
قربانی سپهر شد آن کس که ستاره بود
اگر که ابلیسَت خداست گو فرشته مرا!
یک برج با تو بودم و سالیست در رنج تو
عمری تشنگی به یک جرعه نگذشته مرا
دیدم که زمان گوشه ای خندان نشسته است:
«ظلم و لطف توأمان خدا نهشته مرا»

من بر حسب ابجدش نود و دو افسون شدم
کاش نه وَد و دُعا می کردمش که کشته مرا
شاعر فرداد یزدانی

شعر درباره درد عشق یکطرفه
شدم عاشقِ کسی
که منو دوسم نداشت
یه روزی همینجوری
اون منو تنها گذاشت..
خیلی حرفا بود بگم
فرصتش پیش نیومد
وقتی که جدا شدیم
اون دیگه حرفی نزد!
من می خواستم بمونه
نظرش عوض نشد
کاش میونِ ما دوتا
اونقده بد نمیشد
با خودم شاید دیگه
یه جوری کنار بیام
کسی بی خبر بره
اونو دیگه نمی خوام
من می خواستم بمونه
نظرش عوض نشد
کاش میونِ ما دوتا
اونقده بد نمیشد....
علیرضا صانعی

شعر در باب غم هجران
ای دلبر و معشوقه ی من گو تو کجایی
جانم به لب آمد از جور جدایی تو کجایی
من خسته و دلسوخته و رسوای تو گشتم
تو دور شدی و من آواره ی کوی تو گشتم
من ظلم و ستم کردم به دل خود و دل تو
این ظلم و ستم زد بر تار من و پود دل تو
کاش بیایی عزیز دل عاشق کجایی کجایی
سوختم از آتش این هجر کجایی کجایی
تا عکس رخت در پس چشمان من افتاد
هر صبح و شب و آتیه در فال من افتاد
میگفت که خمار چشم نگاری دل تو برد
هم دین و هم ایمان به یکباره ز تو برد
گفتی که مرا هیچ نخواهی ای تو دلارام
از چشم تو افتاد دلم مگر ای یار دلارام
من مسجد و میخانه و بت خانه نرفتم
رو بر که زنم تا تو بگویی من که نرفتم
ازمست می و اهل خانه و گبر ستمکار
جویم نشانی ز آیین توای یار جفا کار
دوش آمده ام بر در خانه ات که مگر باز
هوشم رود از سر با دیدن تو بار دگر باز
گویی تو کجایی ،عشق سرانجام نیافته؟
دیدار تو در فال من افتاد، تحقق نیافته
رویا جلیل توانا

شعر در مورد درد عاشقی و فراق
شاهد مُردنِ من بود و رها کرد مرا
ع اش ق ش بودم و از عشق جدا کرد مرا
ه ر چ ه از زم زم ه ی ف اصله می ترسیدم
به غمش ، ه م سف ر ف اصله ها کرد مرا
به دع ا خواست م ه ر ب ار ، که او برگردد
رف ت ن ش ، م ؤم نِ درگ اهِ خ دا کرد مرا
عایدم جز غ م و اندوه دگر چیزی نیست
ثروت اندوزِ غ م از هِ ق هِ ق ه ها کرد مرا
اشعار غمگین و عاشقانه درباره جدایی و دلتنگی
آسمان حالِ مرا دید دلش سخت گرفت
اَب ر ، ب اران زد و ب ا گ ری ه ص دا ک رد مرا
ی ادِ او یک ن فس از خ اطر من دور نشد
این چنین ، مَ لع به ی خ اط ره ها کرد مرا
تب ت ن ه ایی و دل ت ن گی م ن را فهمید
و ب ه ان دازه ی ک "م رگ" دوا کرد مرا...
علیرضا تندیسه













چند ایده خلاقانه برای تبدیل شاخه های معمولی به دکوری دست ساز
طرز تهیه نان موزی شکلاتی بدون فر و خمیرمایه
مفهوم و معنای ضرب المثل توانگری به قناعت به از توانگری به بضاعت
اصطلاح Red Flag یعنی چه؟ معنی کوتاه و کاربرد آن
شتر و دوستان حیله گر: قصه ای کودکانه درباره بخشش و مسئولیت
نمایندگی ها و مراکز خدمات سامسونگ در شوشتر: فروش، تعمیر و پشتیبانی
طرز تهیه خیارشور صورتی (ادایی) با رنگ طبیعی
طرز تهیه اوتمیل کدو حلوایی
طرز تهیه ترشی کدو حلوایی؛ تنوعی دلپذیر
دیدگاه ها