گزیده شعرهای بلند و کوتاه ناب در وصف طبیعت وحشی
بود گرگی گشنه و زار و نحیف
بی غذایی کرده بود او را ضعیف
گشت میزد تا بیابد لقمه ای
قسمتی از لاشه باقیمانده ای
عاقبت چشمش کنار بیشه زار
قاطری دید همچو خود فرتوت و زار
چند باری دور قاطر بی قرار
پرسه زد شاید بدست آید شکار
قاطر اما ترس خود مخفی نمود
بی جهت شادی و سرمستی نمود
آخرش گفتا که ای مفلوک ییر
بی جهت چندی خودت کردی اسیر
سخت جانی هستم و محکم بدن
جان دهی گر حمله آری سوی من
گرگ که زیرک بود و عالم بهر کار
با تبسم گفت : ای آل حمار
غصه ی بی کاری من را مخور
تو بگرد و هرچه میخواهی بخور
من ندارم کار خاصی مهربان
از پی اَت آیم همی چون ساربان
قاط اما دستِ آخر خسته شد
گوشه ای بنشست و چشمش بسته شد
فرصتی گیر آمد آن درنده خوی
تا خودش را افکند بر روی اوی
شد مثالی قصه ی امروز ما
نقل گرگ و قاطر این ماجرا
گر بخواهی صید خود آری بدست
صبر باید تا دمی پایش ببست
شاعر کاظم بیدگلی گازار

شعر غمگین و مفهومی درباره طبیعت وحشی
دل آشوبم .....
نمی دانم ....
کدامین مرغ الحانی نشست بر بام تاریکم ؟
ولیکن خوب می دانم
به سان جغد تنهایی
که می خواند نوای تلخ دلتنگی
و در شب زنده داری ها
شده همراه و همرازم
دو چشمش تیز می بیند
تمام حزن و غم ها را
غزل ها واژه در واژه سرودم در سکوتی ژرف
و او با صوت محزونش
به آوازی ندا در داد
که ای همسان و هم سایه
رفیق درد و درمانم
به سر کن شاخه ی افرا
که بنشینم به بالینت
گشایم بال و پرهایم
و تو پنهان شوی گاهی میان تنگ ِ آغوشم....
که تا یک دَم بیاسایم
درون ورطه ی رویا ....
دل آشوبم ....
نمی دانم .....
چرا اشکم میان کاسه ی دیده
نمک سود و ترک خورده ،
بخشکیده ....
نمی بارد دگر ابری
کند سیراب قلبم را ...
بخوان ای بوم شب بیدار
مرا آواز تو مَرهَم
به هر زخمی که هِی خوردم .....
نشانی نیست از صحرا
و یا آن جنگل زیبا
که در ظلمت و مخموری
فقط با مرغِ حق گفتم
طنین صوت محزون را ...
بیا گاهی به دیدارم
که دلتنگ و
دل آشوبم
نمی دانم چرا اینک
پریشان و
دل آشوبم ؟
نمی دانم .....
شاعر افروز ابراهیمی افرا
![]()
شعر دوبیتی در مورد طبیعت وحشی
دو چشم نور شب دندان گرگ است
نگاه زنده ها در خوان گرگ است
به هرجا بنگری برف است و خونریز
جهان در سلطه ی یاران گرگ است
شاعر علیرضا قدیانی


شعر کوتاه در وصف طبیعت وحشی
کفتار نه شایستۀ چنگال پلنگ است
نه این لاشه برازندۀ دندان پلنگ است
شاعر امیرعلی مهدی پور

شعر طنز درباره طبیعت وحشی
گشت موشی بر پشت فیلی سوار .
بهر مو
ش بودش علاقه به بازی وحال .
یکسره اینجا وآ نجا میپرید .
گاه بر پشت گوش و گاه بر سر میدوید .
فیل چون حس کرد بازی موش .
با سر خرطوم خود کاوش نمود .
در سر و پشت خودش بر داشت کرد .
موش بازی گوش را بازداشت کرد .
موش گفتا که تقصیرم نبود .
چون هوا گرم است و آبگیری دست راست .
خواستم ببینم که مایویم پای شماست ؟
وزن موش در حدود یک صد گرم .
وزن فیل ندانم یک هزار کیلو گرم .
فیل دانا از دروغش خنده شد .
پرت کرد موش ناعقل را لخت و بی لباس .
گفت که برو با هموزنت آن جا به لاس .
شاعر احمدرضاآزاد

شعر بلند در وصف طبیعت وحشی
شب جنگل گذر گاهی گران
سخت راه است راه به راه
راه ها واژگونند شب چرا؟
شب به جنگل پا منه
در فسانه است قوم خون
لیک
50 شعر کوتاه عاشقانه در وصف زلف یار و گیسوی پریشان
افعی وحشت می خورد گرگ توان
قاب چشمی در پی و افکار سم
یکّه تاز است در آن گِردگاه
شب به جنگل پا منه
آن صدای برگِ خشکِ زیر پا
آلوده به زهر است آن بوسه ها
آن هیولای تصوّر
از هر سو
می گیرد پای دل ترسیده را
شب به جنگل پا منه
شاخه های خشکِ داس بدست
در میان توده ی ابر سفید
سایه ای نیست, جز وهم و خیال
شب به جنگل پا منه
خنده ی مستانه از کفتارگان
زوزه گرگان , سوروسات و هلهله
مرگزاریست, امپراتوری وحشت
شب به جنگل پا منه
شاعر عباس سهامی بوشهری













طرز تهیه آسان ترین بیسکویت تردی که تا حالا درست کرده ای/ بدون قالب و دردسر
راهنمای استایل رسمی و روزمره با شلوار طوسی برای خانم ها و آقایان
آیا سرکه شپش را از بین می برد ؟ بررسی علمی و نکات ایمنی
طرز تهیه سمبوسه سیب زمینی با روش جدید پیچیدن؛ سریع، آسان و ترد
مهلت اعتراض به قرارهای کیفری؛ از ۳ روز تا ۲ ماه
علت های اصلی خشک شدن درخت سیب ، تشخیص گام به گام و راه های درمان
چرا همیشه دلم می خواهد بیرون بروم؟ دلایل روان شناختی
داستان پندآموز «چتری که در روز آفتابی فروخته شد»؛ قصه ای زیبا با پایانی غیرمنتظره
خواص کدو تنبل برای مغز؛ گنجینه نارنجی برای تقویت حافظه و تمرکز
دیدگاه ها