اشعار با موضوع تولد بهمن ماهی و روز تولد من
من همان دیوانه دیروزم اما بردبار
زاده امروزِ بهمن همچنان هم پایدار
مقداد
![]()
شعر تولد بهمن ماهی برای خودم
ماه بهمن ماه من
دوباره رسید تولد من
به رخم می کشد تولدم تنهایی ام را
و نیز آشکارا می کند خاموشیم را
هر سال که به نوزدهم ماهم رسم
بگذشت یکسال خاطره ها می رسم
ای دوست خاطره ها هرچه باشد می گذرد
ممتاز این است ما رهگذریم و عمرمان نیز می گذرد...
شاعر محسن ولیخانی
![]()
شعر تولد بهمن ماهی غمگین
روز تولد شد باز این دلم را غم گرفت
اهل خانه باز این روز را دست کم گرفت
باران نمیبارد گرچه ماه بهمن است
ولی روی شیشه و گل را شبنم گرفت
من نمیخاهم اوقات شما را تلخ کنم
شاید هم این دل بهانه ی همدم گرفت
گرچه امروز تنها کنج خانه بنشسته ام
اما تولد را باید دسته جمعی باهم گرفت
در تولد جای هر کس روی چشمان من است
اما زیباتر میشود گر در کنار یار و محرم گرفت
شاعر علی دیندارلو

شعر تولد بهمن ماهی برای خواهرم
خنده بازار شد ، دلا
خانه گل افشان شد ، دلا
رقص گل باز شد ، دلا
مادر چه خندان شد ، دلا
سالی سرآغاز شد ، دلا
جمله مهیا شد ، دلا
خواهر شکوفا شد ، دلا
غمخوار یار باز شد ، دلا
شوق پری ساز شد ، دلا
عید تولد شد ، دلا
ماه با ستاره شد ، دلا
سال تولد شد ، دلا
هفده به بهمن شد ، دلا
خواهر به جنت شد ، دلا
عید سعیده شد ، دلا
جشن عزیزان شد ، دلا
" آبجی خوبم تولدت مبارک "
شاعر محمد رضا خطیبی والا

شعر بهمن ماهی جدید
زمستان بود و دی بیداد میکرد
شب از سرما و غم فریاد میکرد
زمان پر بود از بیهودگیها
زمین پژمرده از افسردگیها
زمستان بود و برف و باد و باران
فقط تاریکی و سرما و طوفان
تمام روزها تکرار سابق
جهان گردیده بود آیینه ی دق
پس از ذی بهمن آمد برف ریزان
همان بهمن که شد از دی گریزان
پس از یک هفته ار آغاز بهمن
جهان یکباره شد پر نور و روشن
شب هفتم که خورشید زمانه
به پشت کوهها کرد آشیانه
طلوعی کرد یک خورشید دیگر
جهان شد از قدوم او معطر
بهاری در زمستان گشت پیدا
گلی آمد که نامش شد ثریا
ثریا چون که آمد نور آمد
زمان در جوشش و در شور آمد
زمین شد غرق عشق و کامیابی
تمام لحظه ها شد آفتابی
من از بی قدری خود شرمسارم
ولیکن دست از او برن دارم
شاعر محمد حسن اصغری


شعر تولد بهمن ماهی عاشقانه
بهمن اگر چه سرد ترین ماه سال بود
اما همیشه معنی ناب وصال بود
روزی که برگ سبز حضورت رقم زدند
آن روز بهتر از همه ی ماه و سال بود
وقتی که چند روز از این ماه می گذشت
آن لحظه ی تولّدِ یک بی مثال بود
من در نگاه گرم تو لبریز میشدم
از حسِّ تازه ای که سراسر کمال بود
من بی تو فاجعه ای زرد میشدم
مانند آنچه فاجعه ی انفصال بود
چشمان تو پر حسّ رسیدن است
این شکل تازه ی شعفِ اتّصال بود
هرچند در جهان پر گلهای عاشقی است
اما همیشه مثل تو بودن محال بود
شاعر مهران فیضی صفت ( مهر )

شعر بلند تولد بهمن ماهی برای خودم
م اهِ م ن ،
بس کن لطفا ...!!
از سررسی د کدامین ت ولد
در گوش های باد سخن میگویی!؟
و دل خوشی هایِ پوش الیِ
کدامی ن عمر را
به رُخ بُ رج های دیگر می کشی...!؟
وقتی که زمی ن
این حریصِ چروکیده و پی ر
در کام خود می بلعد ،
ه ردَم
لحظه شم اریِ ه زاران زاد روز را
تا کسی ندیده است ، پنهان ک ن
زیر انباشته ب رفِ سالیان
فهرستِ اولی ن روزِ
تقوی م را
که اندوهِ س ردیِ زمستانت
این بار چربی د
بر استقام تِ شانه هایِ تنهایم
م اه م ن ،
تول دی درکار نیس ت
جمع ک ن لطفا
کیک تل خ روزگار،
اس کناسِ تانخورده یِ گم راهی...!!
تا منگ نکرده است بوی ش
ته مان ده یِ انصافم را
شاعر حسین باران (کاک باران)

شعر کوتاه تولد بهمن ماهی
منم آن زاده بهمن
بهمن...
همان روزهای سرد زمستان
زمستان...
همان سردی نگاهت
نگاهت...
همان دیدار تلخ روزگارم
روزگارم...
همان روزگار تلخ پاییز
پاییز...
آری ، آذر ، همان ماه فراموشی
فراموشی...
همان روز وجود تو
تو...
تو، همان رویای پاییزی من.
شاعر پوریا امینیان

شعر تبریک تولد بهمن ماهی
روز بیست و سه بهمن روز میلاد شماس ت
روز عطر افشانی گلها لحظه ی شاد شماست
آسمان خورشید مهرش صاف شد در دیدگان
شب ستاره ها دمیدند جملگی یاد شماس ت
گل و بلبل نوحه خواندند در درختی ماندگار
سنبل و پروانه و شمع لب فریاد شماس ت
خوشه ی عمرت مبارک ای عزیز و مهربان
انتظار شادکامی کوی آباد شماس ت
می خروشد لحظه های عمر سجودی ن یاز
بر رود و دریاچه وزیده مهربان باد شماس ت
عید در عیدت مبارک شاهد رقص و ن وا
عید بهمن عید میلاد تا ابد یاد شماس ت
برف و باران در دیارت جامه ی رنگی نه ید
پوشیده غم جام سپیدی بهر اعیاد شماس ت
می ستایم شعر هایت دفتر عشقت نه ان
هر ترانه عشق دیگر بهر اولاد شماس ت
ای خدایا تا نهان عمری فزاید در گ لت
آباد گردد گلستانت شاد و شمشاد شماس ت
ثعلبی دسته گلی از شعر تقدیمت نمود
در دلت مهر و محبت کاشت میعاد شماست
تولدت مبارک ...........
شاعر جاسم ثعلبی (حسّانی)

استوری شعر تبریک تولد بهمن ماهی
زندگی را میکُشم هر روز
تا روزِ بعد متولّد شود،
با اقتدار.
سراسیمه، ثانیه ها، دقیقه ها، ساعت ها، روز و ماه و فصل هارا،
رد کردم و رسیدم.
تا در «بهمن ماه»
پادشاهِ ماه ها،
در «شانزدهمین» روز از ماه
«شانزدهمین» عددِ زندگی.ام را آغاز کنم.
تا به آینده، سَرَکی بِکِشم،
که این تاریخ، چه رقم زده روزگارم را؟
که آیا «شانزده» عددِ زندگیِ من است ؟یا نه؟!
شاعر هدرا همایون فر

غمگین ترین و مفهومی ترین اشعار در وصف تولد












آموزش کامل کف بینی و رمزگشایی از 4 خط اصلی دست به زبان ساده
طرز تهیه چیپس شکلاتی پروتئینی با 3 قلم مواد و بدون شکر در 15 دقیقه
با یک جمله، پادشاه را نجات داد! داستان شگفت انگیز جوانی که عقل می فروخت
ترفند ساخت دسته داس با لوله پلاستیکی؛ آسان و کم هزینه
ساخت مته مینیاتوری با موتور دی سی و باتری ؛ ابزاری دست ساز و کاربردی
معنی و مفهوم ضرب المثل های زنبور در فرهنگ ایرانی
داستان پندآموز «سایه درخت»؛ گاهی مهربانی، بزرگ ترین سرمایه زندگی است
ساخت یک فن قدرتمند با لامپ LED و شارژر موبایل؛ اختراعی شگفت انگیز
کلی درست میکنم و همه را میفروشم / ایده بازیافت عالی با استفاده از تکه های پارچه
۱ دیدگاه