دلگرم
امروز: پنجشنبه, ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۲۱ ربيع الأول ۱۴۴۸ قمری و ۰۳ سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی
گزیده اشعار منوچهری دامغانی: پندهای حکیمانه و توصیف بهار
زمان مطالعه: 3 دقیقه
نمونه ای از اشعار حکیمانه منوچهری دامغانی شامل پندهای اخلاقی درباره همنشینی با نیکان و دوری از ستمکاران، همراه با توصیفات شاعرانه از زیبایی های فصل بهار و باغ های پرگل.

نمونه ای از اشعار منوچهری دامغانی

ابله آن گرگی که او نخجیر با شیر افکند
احمق آن صعوه که او پرواز با عنقا کند

از ستم کاران بگیر و با نکوکاران بخور
با جهان خواران بغلط و بر جهان داران بتاز

از مردم بداصل نخیزد هنر نیک
کافور نخیزد ز درختان سپیدار

اسبی که صفیرش نزنی می نخورد آب
نه مرد کم از اسب و نه می کمتر از آب است

ای منوچهری همی ترسم که از بی دانشی
خویشتن را هم به دست خویش بردوزی کفن

با چنین کم دشمنان کی خواجه آغازد به جنگ
اژدها را جنگ ننگ آید که با حربا کند

بدین زودی ندانستم که ما را سفر باشد به عاجل
ولیکن اتفاق آسمانی کند تدبیرهای مرد باطل

بُرده ران و بُرده سینه بُرده زانو بُرده ناف
از هیون و از هزبر و از گوزن و از پلنگ

بر فراز همت او نیست جای
نیست آنسوتر ز عبادان دهی

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

شعر زیبای منوچهری دامغانی در وصف بهار

نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا
باغ همچون تبت و راغ بسان عدنا

آسمان خیمه زد از بیرم و دیبای کبود
میخ آن خیمه ستاک سمن و نسترنا

بوستان گویی بتخانه فرخار شده ست
مرغکان چون شمن و گلبنکان چون وثنا

بر کف پای شمن بوسه بداده وثنش
کی وثن بوسه دهد بر کف پای شمنا

منوچهری دامغانی

کبک ناقوس زن و شارک سنتورزنست
فاخته نای زن و بط شده طنبورزنا

پرده راست زند نارو بر شاخ چنار
پرده باده زند قمری بر نارونا

کبک پوشیده به تن پیرهن خز کبود
کرده با قیر مسلسل دو بر پیرهنا

پوپوک پیکی، نامه زده اندر سر خویش
نامه گه باز کند، گه شکند بر شکنا

فاخته راست بکردار یکی لعبگرست
در فکنده به گلو حلقه مشکین رسنا

از فروغ گل اگر اهرمن آید بر تو
از پری بازندانی دو رخ اهرمنا

نرگس تازه چو چاه ذقنی شد به مثل
گر بود چاه ز دینار و ز نقره ذقنا

چونکه زرین قدحی بر کف سیمین صنمی
یا درخشنده چراغی به میان پرنا

چون دواتی بسدینست خراسانی وار
باز کرده سر او، لاله به طرف چمنا

ثوب عتابی گشته سلب قوس قزح
سندس رومی گشته سلب یاسمنا

سال امسالین نوروز طربنا کترست
پار وپیرار همی دیدم، اندوهگنا

این طربناکی و چالاکی او هست کنون
از موافق شدن دولت با بوالحسنا

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

شعر عاشقانه منوچهری دامغانی

ای با عدوی ما گذرنده ز کوی ما

ای ماهروی شرم نداری ز روی ما؟

نامم نهاده بودی بدخوی جنگجوی

با هر کسی همی گله کردی ز خوی ما

جستی و یافتی دگری بر مراد دل

رستی ز خوی ناخوش و از گفتگوی ما

همچنین بخوانید:
هاتف اصفهانی و ترجیع بند عرفانی: اشعاری از شاعر نامدار ایرانی

هاتف اصفهانی و ترجیع بند عرفانی: اشعاری از شاعر نامدار ایرانی

شهرت هاتف اصفهانی بیشتر به خاطر ترجیع بند عرفانی اوست که از نظر اسلوب کلام، ترکیب الفاظ و معانی لطیف، مورد توجه اهل ادب قرار گرفته است. در این مطلب،…

اکنون به جوی اوست روان آب عاشقی

آن روز شد که آب گذشتی به جوی ما

گویند سردتر بود آب از سبوی نو

گر مست آب ما که کهن شد سبوی ما

اکنون یکی به کام دل خویش یافتی

چندین به خیر خیر چه گردی به کوی ما؟

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits