شعر جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را از استاد شهریار

۱,۳۴۰
۱
۰
شنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۸ ۲۰:۳۲


جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم
به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را
به یاد یار دیرین کاروان گم‌کرده رامانم
که شب در خواب بیند همرهان کاروانی را
بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی
چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را
چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی
که در کامم به زهرآلود شهد شادمانی را
سخن با من نمی‌گوئی الا ای همزبان دل
خدایا با که گویم شکوه‌ی بی همزبانی را
نسیم زلف جانان کو؟ که چون برگ خزان دیده
به پای سرو خود دارم هوای جانفشانی را
به چشم آسمانی گردشی داری بلای جان
خدایا بر مگردان این بلای آسمانی را
نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتن
که از آب بقا جوئید عمر جاودانی را

separator line

بیشتر بخوانید :

شعر روز ۱۳ بدر شهریار : سیزده بدر در شعر استاد شهریار

دو بیتی های زیبا از استاد شهریار

اشعار زیبا و کوتاه از استاد شهریار برای عاشق ها

شعر ترکی استاد شهریار به نام خان ننه + دانلود صوت با صدای خودش

طولانی ترین شعر ترکی استاد شهریار به نام سهندیم

مجموعه ای زیبا از اشعار عاشقانه، احساسی و رومانتیک استاد شهریار


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(1 امتیاز , میانگین: 5.0 از 5)  
  • برچسب ها:
  • جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
  • شعر
  • شهریار
  • شعر شهریار

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits

آخرین مطالب دلگرم

StatCounter