خر نادانی که به پند صاحبش گوش نداد و با لجبازی مسیر نابودی خود را انتخاب کرد.
حکایت آموزنده خر و صاحب آن
خری در راهی می رفت که به سوی دامنه کوه کج شد. ناگهان به ذهن نادانش رسید که راهش را ادامه دهد. او اصطبل را در دامنه کوه می دید و به نظرش کوتاه ترین راه برای رسیدن به آن جا این بود که از لبه نزدیک ترین صخره رد شود. می خواست بپرد که صاحبش دُم آن را گرفت و کوشش کرد خر را به عقب بکِشد، ولی خر لجباز تسلیم نمی شد و با همه توانی که داشت، خودش را به جلو می کشاند.
صاحب خر گفت: «بسیار خوب! راهت را برو چارپای خودسر! تا ببینی از کجا سر درمی آوری.»
مرد دُم خر را رها کرد و خر نادان با سر به دامنه ی کوه پرت شد و پاهایش در هوا ماند.
همچنین بخوانید:
حکایت آموزنده گاو نر و چرخ های ارابه
داستان نمادین گاو نر و چرخ های ارابه که بر اهمیت هماهنگی و قدرت مشترک در رسیدن به اهداف بزرگ تأکید می کند.
کسانی که به پند و اندرزهای دوستان عاقل تر از خودشان گوش نمی کنند و با لجبازی راه شان را می روند، مسیر بدبختی را برگزیده اند.












آش برنج همدان؛ آش اصیل و خوش عطر ایرانی با چند روش متفاوت
آموزش ساخت دانخوری پرندگان با بطری پلاستیکی دور انداختنی
طرز تهیه کتلت بدون تخم مرغ؛ ساده، خوشمزه و مقوی
طرزتهیه یک صبحانه یا عصرانه سریع و مقوی با شیر و تخم مرغ
ادامه داستان دندان لق آرین برای کودکان
ترفند تمیزی آینه و ضد بخار کردن با سیب زمینی؛ یک روش طبیعی و مؤثر
سنگی که همه از کنارش گذشتند؛ داستانی درباره یک کار کوچک و یک دل بزرگ
چیز کیک انبه بدون پخت و پز؛ دسر خنک و مجلسی با طعم استوایی!
راز برنج مجلسی و کشیده با یک کاسه آب؛ این ترفند را از دست نده!
دیدگاه ها