در کودکی آرزو داشتم جوجه پرورش دهم، اما مخالفت پدرم مانع از تحقق این آرزو شد. این بار، جوجهها را در روستا جوجهکشی و بزرگ کردم و جوجهها را در خانه و جدا از دوستانم جوجهکشی کردم.
یکی از سه تخم مرغ نتوانست از تخم بیرون بیاید، اما دو جوجه به نام های گری و مانگو به دنیا آمدند. به نظر می رسد گری و مانگو وقتی برای اولین بار من را می بینند، فکر می کنند من مادرشان هستم. من هر روز با این بچه ها وقت می گذرانم و از آنها مراقبت می کنم. وقتی انبه کمی بیشتر رشد کند، فکر می کنم بتوانم دوستانم را در روستا ببینم.












پایان قصه جذاب مونزیا و مداد جادویی؛ اتاق رویاها
طرز تهیه پیراشکی سیب زمینی؛ خوشمزه، ترد و طلایی برای یک شام دلچسب
طرز تهیه پفک خانگی سالم با دو روش آسان و بی دردسر
درمان ریزش موی گربه: علل، تشخیص و راهکارهای مؤثر
تأثیر نور خورشید بر مو + آسیب ها، علائم و روش های محافظت از مو در برابر آفتاب
طرز تهیه پنکیک سیب زمینی و شوید با سالاد ماهی؛ یک وعده کامل، سبک و خوش طعم
بررسی علمی خواص و مضرات برگه زردآلو و تأثیر آن بر سلامت بدن
۱۰ ترفند کاربردی فویل برای تمیزکاری در خانه و آشپزخانه
افسردگی پدرانه: مروری بر علل، تشخیص و درمان افسردگی مردان پس از تولد فرزند
دیدگاه ها