دلگرم
امروز: شنبه, ۱۶ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۲۶ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۰۷ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی
اشتباهات رایج در نگارش فارسی که باید درست نوشته شوند!
زمان مطالعه: 7 دقیقه
اشتباهات رایج در نگارش فارسی را ببینید و بیاموزید .

اشتباهات رایج در نگارش فارسی

رعایت دستور زبان و اصول نگارش فارسی، یکی از مهم ترین وظایفی است که هر یک از ما، نسبت به زبان ملی خود داریم. علاوه بر حفاظت از زبان و نهادینه شدن الگوی نگارش صحیح، نهایتاً خوانایی متونی که با رعایت اصول نگارش و قواعد دستوری نوشته شده اند، به مراتب بیشتر است و به همین دلیل، اثر، کارایی و ماندگاری زیادتری هم خواهند داشت.

اشتباه های نگارشی رایج در متون فارسی 

خُرد / خورد

یکی از اشتباهات رایج در زبان فارسی متأسفانه که در دیدگاه های دوستان متممی به چشم می خورد، این است که به جای خُرد (کوچک) از کلمه ی خورد (خوردن) استفاده می کنند.

مثلاً خرده مهارت را به اشتباه به صورت «خورده مهارت» و یا پول خرد به شکل «پول خورد» می نویسند. به این نکته توجه داشته باشیم که هر جا که منظور ما کوچک بودن است، باید از خرد استفاده کنیم:

خردسال / خرده فروشی / خرده مهارت / پول خرد

بُرهه / برحه

برهه هم به معنای «مقطع زمانی» از جمله واژگان دیگری است که گاهی به اشتباه، در دیدگاه های دوستان مان به صورت برحه ثبت شده است.

منسوب / منتسب

وقتی چیزی به کسی نسبت داده می شود از واژه های منسوب یا منتسب استفاده می کنیم (مثلاً: این جمله منسوب به کنفوسیوس است).

اما وقتی فردی را در یک موقعیت سازمانی قرار می دهند (درست مثلِ یک تابلو که در جایی نصب می شود) باید از واژه های منصوب و انتصاب استفاده کنیم.

 

گاهاً / ناچاراً / خواهشاً

همه ی ما می دانیم که تنوین عربی به واژه های فارسی نمی چسبد. اما هم چنان از سر عادت، برخی از این ترکیب ها را به کار می بریم و این کلمات به یکی از اشتباهات رایج در فارسی تبدیل شده اند.

پیشنهاد ما این است که تا حد امکان، از به کار بردن این نوع ترکیب ها اجتناب کرده و از عبارات جایگزین، نظیرِ «گاهی»، «به ناچار» و «خواهش می کنم» استفاده کنید.

معضل

معضل به معنای مشکلِ دشوار و سخت هم واژه ای است که گاهی اوقات به اشتباه به صورت «معزل» (از ریشه ی عزل و برکناری) نوشته می شود. پس بهتر است شکل درست آن، یعنی معضل را به خاطر بسپاریم.

غالب / قالب

هر دو واژه ی غالب و قالب در زبان فارسی به صورت گسترده به کار می روند.

غالب به مفهومِ «بیشتر / اکثریت» نزدیک است. اما قالب، به فُرم و شکل ظاهری اشاره دارد. جابه جا نوشتن غالب و قالب یکی از اشتباهات رایج املایی در فارسی است:

اجازه بدهید حرفم را در قالب [ فُرم / شکل ] دیگری بیان کنم: ….
غالبِ [ بیشتر / اکثر ] دوستانی که این نوشته را می خوانند، …

سَلب / صُلب

اگر در دیدگاه ها بگردید، موارد متعددی از سَلب و صُلب را هم می بینید که به اشتباه به کار رفته اند.

صلب به معنای Rigid و سخت و محکم و غیرقابل انعطاف است. در حالی که سلب به معنای رفع کردن و نفی کردن به کار می رود. مثلاً سلب مسئولیت

صوری یا سوری؟

واژه ی صوری به معنای «ظاهری» و «سطحی» را هم نباید به صورت سوری (منسوب به سوریه) بنویسیم. پس ترکیب های زیر درست هستند:

قرارداد صوری، اجاره نامه ی صوری، موافقت صوری و …

روبات / روباط

واژهٔ Robot از واژه های پرتکرار در نوشته های جدید است. در گذشته آن را در فارسی به صورت روبوت هم می نوشتند. اما اخیراً روبات رایج تر شده و از آن جا که به تلفظ انگلیسی هم نزدیک تر است، انتخاب مناسب تری محسوب می شود.

عرف نوشتن چنین واژه هایی که از زبان هایی غیر از عربی آمده اند این است که به جای ط با ت نوشته می شوند.

 

بذاریم / نذاریم / راجبِ / فِک کردن

ما در متمم منعی نداریم که سبک نگارش دیدگاه ها، به لحن محاوره ای نزدیک باشد. اما محاوره ای نوشتن نباید باعث بی دقتی در نگارش شود.

مثلاً بگذاریم حتی به فرضِ حذفِ گ نباید به بزاریم تبدیل شود.

ضمن این که برخی ترکیب های خلاصه شده هم، اساساً غلط هستند و نمی شود با توجیهِ نگارش محاوره ای از آن ها استفاده کرد (راجع به را نمی توانیم به صورت راجبِ بنویسیم و فکر کردن را نباید به شکل «فک کردن» نوشت).

مال من / کتاب خودم / بدون ماشین

گاهی اوقات بعضی دوستان، کسره ی اضافه را به صورت « ه» می نویسند: ماله من / کتابه خودم / بدونه ماشین

واضح است که این شیوه ی نگارش هم نادرست است و باید از آن اجتناب کنیم.

حوزه / حوضه

گاهی دوستان مان به علت شتاب زدگی در نوشتن، دو کلمه ی حوزه و حوضه را با هم اشتباه می گیرند. فراموش نکنیم که حوض، جایی است که در آن ماهی ها زندگی می کنند و در گذشته هم هندوانه و سایر میوه ها را در آن می انداختند تا خنک شوند. پس نباید بنویسیم حوضه روانشناسی و حتماً توجه داشته باشیم که از شکل حوزه استفاده کنیم.

لپ تاپ

همه می دانیم که Laptop از ترکیب Lap (ران پا در حالت نشسته) و Top تشکیل شده و نام گذاری لپ تاپ به این نکته اشاره دارد که این وسیله آن قدر کوچک است که می توان روی پا گذاشت و با آن کار کرد. بنابراین ترکیب هایی مثل لپ تاب و لب تاپ و لب تاب نه در فارسی و نه در انگلیسی معنا ندارند.

جالب این جاست که بعضی دوستان متممی در کامنت های خود، از نگارش انگلیسی Laptop استفاده می کنند، اما چند جمله پیش تر یا پس از آن، شکل فارسی لپ تاپ را اشتباه می نویسند.

اصطکاک / اصطحکاک

این مورد هم نسبتاً واضح به نظر می رسد. اما چون چند بار در کامنت های دوستان متممی تکرار شده، مناسب دیدیم یادآوری کنیم که اصطکاک حرف «ح» ندارد و لازم نیست برای تأکید بر زیاد بودن اصطکاک، آن را به شکل اصطحکاک تلفظ کنیم یا بنویسم.

اولویت / الویت

کلمهٔ اولویت هم – هم خانواده با اول و اولیٰ – با «و» نوشته می شود. اما گاهی بعضی دوستان بی دقتی می کنند و آن را به شکل الویت می نویسند.

مکث / مکس

کلمهٔ مکث به معنی توقف کردن، درنگ کردن، ایستادن و مانند این هاست. بعضی دوستان این کلمه را به اشتباه به شکل مکس می نویسند.

می خوام / می خام

کلمهٔ خواستن با خاستن تفاوت دارد:

خواستن (نیاز، درخواست و …): من آب می خواهم. من حقوق بیشتر می خواهم.
خاستن (برخاستن و بلندشدن): روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست.

در سال های اخیر در شبکه های اجتماعی زیاد می بینیم که خواستن را اشتباه می نویسند: «می خام امروز براتون یه خاطره بگم…»

این که «می خواهم» را به شکل محاوره ایِ «می خوام» بنویسیم، اشتباه نیست. اما حذف «و» کلمه را از شکل اصلی آن خارج می کند.

ائتلاف / اعتلاف

ائتلاف به معنای همراه شدن و همسو شدن است (البته با اتحاد فرق دارد).

این کلمه را در ترکیب هایی مثل دولت ائتلافی و ائتلاف سیاسی می بینیم. متأسفانه برخی این واژه را به اشتباه به شکل اعتلاف می نویسند که به معنای جستجوی علف است. لطفاً به نگارش درست این کلمه دقت کنید و اگر با معنای دقیق ائتلاف و ظرافت های کلامی آن آشنا نیستید، درس معنی ائتلاف را بخوانید.

اَسرار / اِصرار

هم اصرار و هم اسرار واژه هایی هستند که در فارسی به کار می روند. اما معنای آن ها با هم فرق دارد. اَسرار، رازهایی است که در ذهن و دل داریم و به دیگران نگفته ایم یا از آن ها پنهان می کنیم.

چنان که حافظ می گوید: نکته ها هست بسی، محرم اسرار کجاست؟

یا این که: با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی / تا بی خبر بمیرد در درد خودپرسی.

اصرار به معنای پافشاری است و با این که قرن هاست در فارسی رایج است، در اشعار کهن ما کمتر به کار رفته و کاربردهای متأخر آن بیشتر است. مثلاً ملک الشعرای بهار می گوید:

در دست کسانی است نگهبانی ایران / کاصرار نمودند به ویرانی ایران (کاصرار = که + اصرار)

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits