دلگرم
امروز: سه شنبه, ۳۰ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۰۷ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
هدف از خلقت انسان چیست؟ برای چی به دنیا آمده ایم؟
زمان مطالعه: 9 دقیقه
هدف از خلقت انسان یکی از کهن ترین پرسش های بشری است که در این مقاله از دیدگاه ادیان، روانشناسی و عرفان بررسی می شود.

هدف از خلقت انسان چیست پاسخ جامع به یک پرسش بنیادین

پرسش از هدف خلقت انسان، یکی از بنیادی ترین و کهن ترین پرسش های بشر است. از آغاز تاریخ، انسان همواره در جستجوی پاسخی برای این سوال بوده که «برای چه به دنیا آمده ام؟» و «هدف نهایی زندگی چیست؟». این پرسش نه تنها یک سوال فلسفی انتزاعی، بلکه مسئله ای وجودی است که مسیر زندگی، ارزش ها، اولویت ها و معنای تمام تلاش های انسان را تعیین می کند. در طول تاریخ، فیلسوفان، عارفان، متکلمان و دانشمندان هر یک از منظر خود به این پرسش پاسخ داده اند.

هدف ما انسان بودن و انسان ماندن است، تا با زندگی بر مبنای آن چه معشوق حقیقی مان برای ما می پسندد، هم دنیای شاد، آرام و سرشار از عشقی را تجربه کنیم و هم خوشبختی و سعادت زندگی ابدی را به دست آوریم. بنابراین این معشوق حقیقی ماست که باید تمام فعالیت های ما را در زندگی هدایت کرده و به کارها و رفتارمان جهت بدهد.

دیدگاه اسلام در مورد خلقت انسان

در اسلام، هدف از خلقت انسان در آیات قرآن و روایات معصومین (ع) به روشنی تبیین شده است. قرآن کریم در سوره ذاریات آیه ۵۶ می فرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»؛ «و جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه مرا عبادت کنند». این آیه، عبادت را به عنوان هدف اصلی خلقت معرفی می کند. اما عبادت در اینجا به معنای محدود انجام مناسک و اعمال عبادی نیست، بلکه به معنای رسیدن به مقام بندگی و عبودیت است. عبودیت یعنی انسان در تمام شئون زندگی، اراده خود را تابع اراده الهی کند و به کمال نهایی خود که همان قرب الهی است دست یابد.

از دیدگاه اسلامی، انسان موجودی مختار و دارای عقل و فطرت است. خداوند انسان را آفرید تا با استفاده از این نعمت ها، مسیر کمال را طی کند و به مقام خلیفةاللهی برسد. در قرآن، خداوند خطاب به فرشتگان می فرماید: «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً» (بقره: ۳۰)؛ «من در زمین جانشینی قرار می دهم». این خلافت الهی، بالاترین مقامی است که یک انسان می تواند به آن دست یابد و هدف نهایی خلقت انسان محسوب می شود.

علاوه بر این، در روایات اسلامی، هدف از خلقت انسان، شناخت خداوند (معرفت) و رسیدن به کمال اخلاقی و معنوی بیان شده است. امام علی (ع) می فرمایند: «خداوند انسان را نیافرید مگر برای اینکه او را به راه راست هدایت کند و به وسیله عبادت، او را به خود نزدیک سازد».

دیدگاه مسیحیت

در مسیحیت، هدف از خلقت انسان، شناخت خدا، عشق ورزیدن به او و خدمت به او در این جهان و سپس رسیدن به سعادت ابدی در ملکوت آسمان است. بر اساس کتاب مقدس، انسان به صورت خدا آفریده شده است (تکوین ۱:۲۶) و این بدان معناست که انسان دارای ویژگی هایی مانند عقل، اراده آزاد، خلاقیت و توانایی عشق ورزیدن است. هدف انسان این است که با پیروی از تعالیم عیسی مسیح، به شباهت کامل با خدا برسد و در نهایت به رستگاری و زندگی جاودان نائل شود.

در مسیحیت، مفهوم «نجات» و «رستگاری» محوری است. انسان به دلیل گناه نخستین (گناه آدم و حوا) از خدا جدا شده است و هدف از زندگی این است که با ایمان به عیسی مسیح و پیروی از او، این جدایی را ترمیم کند و به اتحاد دوباره با خدا برسد. بنابراین، هدف خلقت انسان در مسیحیت، بازگشت به اصل خود و رسیدن به سعادت ابدی در حضور خداست.

دیدگاه یهودیت

در یهودیت، هدف از خلقت انسان، خدمت به خدا و اجرای فرامین او در این جهان است. انسان به عنوان شریک خدا در خلقت و نگهداری از جهان آفریده شده است. تورات به انسان فرمان می دهد که زمین را آباد کند و از آن محافظت نماید (تکوین ۱:۲۸). هدف نهایی انسان در یهودیت، رسیدن به «تیکون اولام» (اصلاح جهان) است. یعنی انسان باید با انجام اعمال نیک و رعایت قوانین الهی، جهان را به سوی کمال و صلح هدایت کند.

در یهودیت، ارتباط با خدا از طریق پیروی از شریعت (تورات) و انجام میتسوت (فرامین الهی) امکان پذیر است. انسان با انجام این فرامین، به خدا نزدیک می شود و به هدف خلقت خود جامه عمل می پوشاند.

دیدگاه های علمی و روانشناختی

هدف از خلقت انسان

دیدگاه زیست شناسی تکاملی

از منظر زیست شناسی تکاملی، هدف از وجود انسان، بقا و تولید مثل است. بر اساس نظریه انتخاب طبیعی، انسان به عنوان یک گونه زیستی، برای انتقال ژن های خود به نسل های بعدی تکامل یافته است. تمام رفتارها، غرایز و توانایی های انسان، در نهایت در خدمت این هدف هستند. اما این دیدگاه، پاسخی به پرسش معنایی و فلسفی از هدف زندگی نمی دهد، بلکه تنها مکانیسم بیولوژیکی بقای گونه را توضیح می دهد.

دیدگاه روانشناسی انسان گرا

روانشناسان انسان گرا مانند آبراهام مزلو و کارل راجرز، معتقدند که هدف نهایی انسان، خودشکوفایی (Self-actualization) است. مزلو در سلسله مراتب نیازهای خود، خودشکوفایی را در رأس هرم نیازها قرار می دهد. خودشکوفایی یعنی به فعلیت رساندن تمام استعدادها و توانایی های بالقوه انسان و تبدیل شدن به بهترین نسخه از خود.

از این دیدگاه، انسان موجودی فعال و خلاق است که به طور ذاتی به سمت رشد و کمال گرایش دارد. هدف از زندگی، کشف و شکوفایی استعدادهای منحصر به فرد، ایجاد روابط اصیل و معنادار، و تجربه لحظات اوج (Peak experiences) است.

دیدگاه ویکتور فرانکل

ویکتور فرانکل، روانپزشک اتریشی و بنیانگذار «معنا درمانی» معتقد بود که نیروی محرک اصلی انسان، «اراده معطوف به معنا» است. او پس از تجربه تلخ اردوگاه های کار اجباری نازی ها، به این نتیجه رسید که انسان می تواند در هر شرایطی، حتی در بدترین شرایط، برای زندگی خود معنا بیابد. فرانکل می گوید: «آنچه ما نیاز داریم، نه یک زندگی بدون تنش، بلکه تلاش و مبارزه برای یک هدف ارزشمند است.»

از دیدگاه فرانکل، هدف از زندگی، یافتن معنا در سه حوزه اصلی است:

از طریق کار یا انجام یک وظیفه،

از طریق عشق ورزیدن به دیگران، و از طریق نگرش شجاعانه در برابر رنج و مصیبت. او معتقد بود که انسان نمی تواند از رنج فرار کند، اما می تواند نگرش خود را نسبت به آن تغییر دهد و در رنج نیز معنا بیابد.

دیدگاه های عرفانی و معنوی

انسان و راز خلقت آن

عرفان اسلامی

در عرفان اسلامی، هدف از خلقت انسان، بازگشت به اصل خود و اتحاد با حقیقت مطلق (خدا) است. عارفان مسلمان معتقدند که انسان از خدا آمده و به سوی خدا بازمی گردد. این سفر معنوی که «سیر و سلوک» نامیده می شود، شامل مراحل مختلفی از جمله توبه، زهد، توکل، صبر، شکر، خوف و رجا، فنا و بقا است. هدف نهایی عارف، رسیدن به مقام «فنا فی الله» (فانی شدن در خدا) و «بقا بالله» (باقی شدن به خدا) است.

مولانا جلال الدین رومی، شاعر و عارف بزرگ ایرانی، هدف از خلقت انسان را شناخت خدا و عشق ورزیدن به او می داند. او می گوید:

«ما ز بالاییم و بالا می رویم / ما ز دریاییم و دریا می رویم»

از دیدگاه مولانا، انسان موجودی الهی است که در این جهان غریب افتاده و باید با عشق و معرفت، به سوی اصل خود بازگردد.

عرفان شرقی (بودیسم و هندوئیسم)

در بودیسم، هدف از زندگی، رهایی از رنج (دوکا) و رسیدن به نیروانا است. بودا معتقد بود که رنج ناشی از دلبستگی و تمایلات نفسانی است. انسان با پیروی از راه هشتگانه (حق بینی، حق اندیشه، حق گفتار، حق کردار، حق معیشت، حق کوشش، حق توجه و حق تمرکز) می تواند از چرخه تولد و مرگ (سامسارا) رهایی یابد و به آرامش و روشن بینی نهایی دست یابد.

در هندوئیسم، هدف از زندگی، رسیدن به «موکشا» (رهایی) است. موکشا یعنی رهایی از چرخه تناسخ و اتحاد با برهمن (حقیقت مطلق). انسان با انجام وظایف خود (دارما)، کسب ثروت و قدرت (آرتا)، لذت بردن از زندگی (کاما) و در نهایت با ریاضت و عبادت (یوگا) می تواند به موکشا دست یابد.

نتیجه گیری

پرسش از هدف خلقت انسان، پرسشی است که پاسخ واحدی ندارد و هر دیدگاه بر اساس مبانی فکری و ارزشی خود، پاسخ متفاوتی به آن می دهد. با این حال، می توان نکات مشترکی را در میان تمام دیدگاه ها یافت:

۱. رشد و کمال: تقریباً تمام دیدگاه ها بر این نکته تأکید دارند که انسان برای رشد، تکامل و رسیدن به کمال آفریده شده است. این کمال می تواند معنوی، اخلاقی، عقلی یا عاطفی باشد.

۲. معنا و هدف: انسان موجودی معناگراست و برای زندگی خود به دنبال هدف و معنا می گردد. چه این معنا از سوی دین تعیین شود و چه توسط خود انسان ساخته شود، وجود یک هدف والا برای زندگی ضروری است.

۳. ارتباط با دیگران: در بسیاری از دیدگاه ها، عشق ورزیدن به دیگران، خدمت به جامعه و ایجاد روابط اصیل، بخش مهمی از هدف زندگی محسوب می شود.

۴. آزادی و مسئولیت: انسان موجودی مختار است و با انتخاب های خود، مسیر زندگی خود را تعیین می کند. این آزادی با مسئولیت همراه است و انسان باید پاسخگوی اعمال خود باشد.

در نهایت، شاید بهترین پاسخ به این پرسش، این باشد که هدف از خلقت انسان، «انسان شدن» است. انسان شدن یعنی به فعلیت رساندن تمام استعدادهای الهی و انسانی، پرورش فضایل اخلاقی، عشق ورزیدن به خدا و خلق، و تلاش برای ساختن جهانی بهتر. هر یک از ما باید با تأمل در خود و جهان، پاسخی شخصی و اصیل برای این پرسش بیابیم و بر اساس آن، زندگی خود را جهت دهیم. زیرا همانطور که ویکتور فرانکل می گوید: «معنای زندگی برای هر فرد منحصر به فرد است و هر کس باید آن را خود کشف کند.»

۳۴ دیدگاه

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید

حبسی الله | ۱ سال پیش
مردم به خدا و آخرت ایمان داشته باشید
0
0
مصطفى | ۱ سال پیش
من در کشور روسيه مسکو. هستم.اگه سایتی یا برنامه ای برای دانلود داشته باشید بفرستید تا من با مردم خوب ایران 🇮🇷 ارتباط داشته باشم. مصطفى از تاجيکستان.
0
0
نگران | ۱ سال پیش
شایدبرای شماهم اتفاق بیافتد
0
0
عبدالقیوم | ۱ سال پیش
مطلب ارزنده و مهمی است و با خواندن آن به دانش خود افزودم . امیدوارم این نوشته را در ایمیل خود نیز داشته باشم.
0
0
مینا | ۲ سال پیش
تمام جواب دراین آیه س،ان احسنتم احسنتم للانفسکم وان اساتم فلهاآیه۷اسرا
0
0
بهارلو عباس | ۲ سال پیش
پس چطور زن فرعون جز مومن ترین زنان زمان خودش شد و به جایگاهی رسید که خداوند در بهشت خانه ای رادر بهشت به اوداد
0
0
پاسخ ها:
فاطیما حقگو | ۱ سال پیش
چون که اون نسبت به فرعون زنی مهربان بود
0
0
رضا | ۱ سال پیش
چون حضرت آسیه یکی از پیامبران اوللعظم را نجات داده و بزرگ کرده
0
0
ستاری | ۴ سال پیش
خداوند ارحمن الراحمینه.ب پدرو مادر خودتون نیکی کنید دل کسی ونشکنید با آبروی کسی بازی نکنید ب نیازمندان کمک کنید در راه رضای خدا گام بردارید وهدفتون رضایت خدا باشه خدا خودش هواتون وداره .ما فقط وفقط ب واسطه ی اعمال بد مجازات میشم وب واسطه ی اعمال خوب ب آرامش میرسیم .خدایا بابت تموم مهربونیات شکر
6
28
پاسخ ها:
اینا چطور زندگیکردنه | ۲ سال پیش
چرابایدزندگی کنیم
2
5
شایان | ۴ سال پیش
چه زیبا هستند آدمهایی که با خدا دوست هستند
14
19
ناشناس | ۵ سال پیش
انقدر سخت نگیرید به این چیزها . یادمه بچه بودم خواهرم میگفت نباید به چیزی مثل خدا و اینا زیاد فکر کرد چون ممکنه دیوونه بشی. .یکی از مشکلات ما انسانها اینه که ذهن و افکار محدودی داریم و نمیتونبم قدرت خدا رو خوب تجسم کنیم . همیشه میگیم بهشت مگه چی هست که انقدر خوبه.مگه چی داره که حاضر نیستیم ازش بیرون بیایم و تا آخر عمر میلیون ها سال اونجا خوش بگذرونیم. و با خودت میگی پولدارترین آدم روی این زمین هم که باشم ولی اونقدر خوش حال نمیشم . پس بهشت چیه...میدونم باورش سخته ولی وعده ای که خدا داده واقعیه و خستگی ناپذیر . باورش سخته ولی عقل ما کامل نیست و محدوده...اگه بخواین توانایی خدا رو با خودتون مقایسه کنید بهترین راه اینه که انسان رو با حیوان مقایسه کنید . با عرض پوزش فک کنید حیوانید و عقل محدودی دارید و انسان خداست...شما (حیوان)هرکار کنید نمیتونید بفهمید انسان( خدا ) این وسیله یا هرچیز دیگه رو چطور ساخته این چیه اصلا و ... دقیقا توانایی ما در برابر خدا هم اینطوره. عقل ما میتونه تا حدی هندسه رو بفهمه ولی هندسه ممکنه نامحدود باشه و خدا ازش خبردار باشه.
9
62
پاسخ ها:
لیلا | ۱ سال پیش
خیلی قشنگ توضیح دادید
0
0
امین | ۷ سال پیش
ممنون بخاطر تمام اطلاعات ناکافی .
12
46
What is Life | ۷ سال پیش
ممنون از مطلب خوبتون.واقعا اسم سایتتون برازنده ی خودتون هست دلگرم شدم به زندگی به خودم به خدا. بی نهایت سپاس گزارم.این مطلب یه سرنخه برای من که مطالعاتمو جهت بدم و به ذهنم آرامش بدم.
14
12
پاسخ ها:
کنشین | ۶ سال پیش
خدا میدونه که ما چه سرنوشتی داریم ولی این مهمه که ما بدونیم و بالاخره بهفهمیم راه رستگاری چیست ....
ایا میشه لذت های ثانیه ای دنیوی را با لذت های ابدی هم در دنیا و و هم در آخرت مقایسه کرد... آره خب خدا میدونه ما میریم بهشت یا جهنم ولی این بستگی به ما داره خدا هیچکسی رو نکشته به کسی ناسزا نگفته ما بودیم خود ما کار بد کردیم . الان خیلی ها میگن خدا رحم نداره این همه مردومو گشنه میزاره یا اصلا شما میدونی که خود انسان ها هستن که زندگی رو سخت میکنن . این بالا پایینا و آزمونا باعث رشد ما میشه به قول یک نویسنده آمریکایی ..خدا هیچ مشکلی برا شما قرار نمیده مگه اینکه بدونه شما از پسش بر میاید. ولی برخی ها بچه هاشون مریضی لاعلاج دارن یا مثلا فلج هستن در اصل پدر و مادرشون دچار رنج و عذاب و ناراحتی هستن ولی کدوم یک از ما میدونه اونا چه کار کردن .
وسلام
3
26
مقداد | ۷ سال پیش
طبق گفته همه ،، خداوند از آن جا كه "علم" و "قدرت" و "فضل" و "جود" بی نهایت دارد جهان و انسان را آفریده است و لازمه این سه صفت آن است كه خلقت خداوند بهترین و كامل‏ترین آفرینش باشد، و عقل هوشی ک خدای تعالا به ما داده،در این هیچ بحثی نیس اما یه سوالی که برام پیش اومده اینه که خداوند که هم صفات عالی مرتبه رو داره، از همه ی کارای بد و خوب همه ام با خبره ،،،هیچ انسانی ام نیس که خداوند بدادش نرسه پس وقتی منه مقداد دارم بدنیا میام خیلی خوب میدونه که من جهنمی هستم ،یا بهشتی پس دلیل این همه تجربه کردن ، ازمایش ، آزمون ، بالا پایین بخاطر چیه ...خب از اول منو بنداز توی جهنم یا بنداز تو بهشت چرا انقد مراحل ، موانع...؟؟؟
10
10
پاسخ ها:
یه بنده خدا | ۵ سال پیش
می تونی مناظره های دکتر" ذاکر نائيک " رو نگاه کنی. جواب خیلی از سوالات این چنینی رو داده.مثلا چطوری بفهیم خدایی وجود داره،بهشت و جهنم وجود داره،چرا به دنیا اومدیم و....
2
5
امید | ۷ سال پیش
منم مثل بقیه دوستان (اما در بحران ۴۰ سالگی!) به دنبال جواب این سوال افتادم و با خوندن مطلب بالا، پاسخی درک کردم که به صورت یک مثال، براتون شرح میدم:

تا حالا شده یه بچه دنبال اسباب بازیش بگرده و شما بدونید کجاست، اما دلتون بخواد خودش پیداش کنه؟
بهش نمیگید کجاست، چون میخواید جستجو کردن رو یاد بگیره. صبر و طاقتش بیشتر بشه و در نهایت لذت پیدا کردنش توسط خودشو بچشه.

میشد قبل از اینکه بفهمه اسباب بازیش نیست، شما بذارید سر جای همیشگی.
یا میشد وقتی دنبالش میگرده بهش دقیقا بگید کجاست.

شاید این مثال را در بچگی تجربه کردیم و بزرگترها فقط راهنمایی کردن برو فلان اتاق رو بگرد. در حالی که اگر میخواستند خیلی سریعتر از ما پیداش میکردن و میدادن دستمون.

حالا به جای اسباب بازی و بزرگترها و بچه، فلسفه زندگی و خدا و انسان را در این مثال بذارید تا شاید مثل من کمی گره‌های توی ذهنتون شل‌تر بشن.
7
31
احمد | ۸ سال پیش
انسان حتی اگه بخواهدخوب باشددیگران مانع میشوندوچون انسان دارای قدرت محدودهست نمیتواندجلوی قدرتمندان ثروتمندان رابگیردپس دچاریاس ناتوانی میشودومیگویدخدا
چراماخلق نمود
5
18
پاسخ ها:
قرآن بخونید! | ۵ سال پیش
اگر کسی بخواد خوب باشه هیچکی نمی تونه جلوی خوب بودنش رو بگیره.جز خودش!
7
14
مهدی | ۵ سال پیش
سلام ۔ نه باور ندارم چون اگه خداوند اراده کند حتی یک انسان میتواند همه آنها را تغییر دهد مانند حضرت یوسف ع و ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی الشریف
7
7
Poya | ۸ سال پیش
اصلا با این همه بدبختی مگه میشه زندگی کرد؟!!
11
34
مهدی عاملی | ۸ سال پیش
انسان به دلیل وجود امیال و غرائز... میتواند به پست ترین موجود عالم و زیان بارترین و خطرناک ترین موجود تبدیل شود. از طرفی به دلیل استعدادها و نیروهای خوبی که در او هست مانند فطرت و یا وجدان... میتواند به بالاترین و والاترین جایگاه و منزلت ها قرار گیرد لذا با طرح بیان قرب خدا یعنی آدمی با کنترل خود و نزدیک شدن به صفات خدا یعنی به همه خوبی ها، پاکی ها و درستی ها و... هم خودش به آرامش و احساس رضایت برسد و هم در جامعه مفید و موثر باشد. و هم لذت ببرد: طوریست که حلوای تن ترانی، تا بخوری ندانی...
0
14
مجوس | ۹ سال پیش
با سلام به دوستان گرامی با شما در مورد اینکه کمتر کسی به فکر اصل وجودی خود و دلیل آفرینش خود نیست موافقم...
اما دوست عزیز اینرا بدان و درآن بمان که دلیل زندگی دنیایی ما ونیز دلیل کمال یافتن ما چیزی جز رسیدن به اوج لذت و عشق وحال نیست یعنی اگر تو به مقام قرب الله برسی هروز و هر ثانیه در اوج لذت بسر میبری لذاتی که با هیچ جیز دیگه حتی قابل قیاس نیست
2
12
عرفان | ۹ سال پیش
من هم الان چند ساله کهفقط به خاطر خونوادم زنده ام ومثل این دوستان دلیل زندگی کردن و زنده بودن خودم رو نمیدونم چندین ساله که هر کی جوابمو میخواد بده آخرش ازش میپرسم که چی بشه
ما به دنیا اومدین از خدا جدا شدیم تا بهش برسیم که چی بشه
واقعا کسی واسه این سوال پاسخ منطقی نداره
بقیه همکه زندگی عادی دارن یا به این موضوع فکر نکردند و یا عمیقی فکر نکردند
خونوادم نبودن میکشتم خودمو
شاید ما ها رو یه دیوونه بدونید ولی اینطوری نیست
ما دنبال حقیقتیم
چیزی که بقیه دنبالش نیستن
8
27
پاسخ ها:
محمدرضا | ۸ سال پیش
جوری نوشتی که فکر کردم خودم نوشتمحرف دلمو نوشتی
2
14
ماهگل | ۸ سال پیش
عرفان منم مثل تو فکر می‌کنم
اما به کشتن نه
با کشتن که پاسخی نمی‌گیریم
تازه اون دنیا جواب هم باید پس بدیم

نیما منم به پاسخی نرسیدم و کسی هم نمی‌دونه
منم از بچگی سوال عدم تو ذهنم بود و تو ذهن یکی دیگه هم بود، اما پاسخی نگرفتیم
مجبوریم خودمون رو سرگرم کنیم تا حیات برامون سخت نباشه
4
11
قرآن بخونید! | ۵ سال پیش
سلام به همگی.من بهترین توصیه ای که میتونم به عرفان و امثال عرفان بکنم اینه که برن ترجمه قرآن رو مطالعه کنن!تا دیر نشده!دقت کنید من گفتم ترجمه قرآن و نه خود کلمات عربی قرآن.مثل این میمونه که یه کتاب فارسی داری مطالعه میکنی.هیچ سختی ای نداره ووقت زیادی نمیگیره. اما.....به شرط اینکه قبل از مطالعه هرچی افکار بد و پیش زمینه و پیش داوری راجع به قرآن و پیامبر داشتین از قلبتون و ذهنتون دور کنید!باید سعی کنید منصف باشید!اصلا باید فکرکنید که شما تا قبل از این توی یه خونواده مسلمون به دنیا نیومدین و قبل از این هیچ دینی نداشتین و الان برای اولین بار قراره یه دین جدید رو از طریق کتاب اون کشف کنید.اگر با این طرز فکر قرآن رو بخونید ونیتتون پاک باشه و هیچ غرض و مرضی در دل نداشته باشین مطمئن باشید می تونید جواب خیلی از سوالاتتون رو راجع به زندگی،خدا و...بگیرین.بگیرین.همونجور که من گرفتم.
4
15
مهدی | ۵ سال پیش
سلام نظر خودمو میگم
به نظر من جواب شما یک کلامه "عشق "
عشق ادم رو از خود بیخود میکنه۔ حتی بعضیا با عشق های قلابی زمینی خودشون رو گم میکنند حالا شما فکر کن عشق حقیقی و اصلی و فوق العاده خداوند دیگه چیه و وقتی ما به اون درک برسیم و بتونیم به اندازه خودمون اون عشق زو درک کنیم به چه چیزی میرسیم واقعا حداقل یکبار از اونایی که گرفتار عشق زمینی شدن سوال کنید بعد فکر کنید عشق اصلی الهی دیگه چیهههه؟؟؟؟؟؟؟
3
14
وحید | ۱ سال پیش
اقاعزیزاخه بزرگواران والا بلا این همه بحث چیه واقعیت اینکه انسان درکش محدودهستش،نه دیونه اس ونه متکبر،بیشتزازیه حدی نمیونه کنجایشش مثل رم وحافظه گوشی تونه مثلا برامن ۲۵۶هست
0
0
جواد | ۹ سال پیش
کلا زندگی میکنی ک چی بشه؟
خودتو بکش خلاص...
ببین چی میشه
36
9
شهرام احمدی | ۹ سال پیش
اینکه هدفذ آفرینش قرب خداست هدفی هست که بیشتر از سایر مسائل آدم رو توجیه می کند ولی سوال من این هست که به قرب خدا برسیم که چی بشه ؟ سر آخر که چی ؟ اینکه من رشد پیدا کنم و آدم خوبی بشم مثل حضرت علی (ع) آخرش که چی ... اگر می گویید بریم بهشت یا جهنم نریم ...نمی تونه منو توجیه کنه چراکه جهنم و بهشت هم ورژن عالی از درد و عذاب های دنیوی هستند
ممنون میشم مرا راهنمایی کنید .. لطف بهم ایمیل بزنید
6
11
پاسخ ها:
ماهگل | ۸ سال پیش
شهرام منم مثل تو فکر می‌کنم
اما پارسال که زیادی به این موضوع فکر میکردم
یه اتفاقی برام افتاد تا دم مرگ رفتم
نمی‌دونم، بعدش گفتم شاید این افکار من و این اتفاقی که افتاد به هم ربط داشته، برا زنده موندن جنگیدم اون لحظات، وحشتناک بود
بعد دیگه دنیا رو تونستم بهتر ببینم
گفتم خدایا مرسی که نجاتم دادی
خیلی خدا بهم لطف کرد
ذهن ما کوچکه شهرام
همین سوالی هم که برامون پیش اومده خدا می‌تونست جوری خلقمون کنه که پیش نیاد، اما اینجوری خلق کرده، دلیلش رو باید از خدا پرسید. کسی نمیدونه
2
25


hits