alexametrics
دلگرم
امروز: سه شنبه, ۳۱ فروردين ۱۴۰۰ برابر با ۰۷ رمضان ۱۴۴۲ قمری و ۲۰ آوریل ۲۰۲۱ میلادی
10 انشا درمورد حضرت ابوالفضل (ع) مناسب برای تمامی مقاطع
0
زمان مطالعه: 19 دقیقه
در این مقاله از مجله اینترنتی دلگرم مجموعه ای از انشاهای زیبا درمورد حضرت ابوالفضل العباس (ع) را برای شما عزیزان آورده ایم. تا انتها با ما همراه باشید.

انشا درمورد حضرت ابوالفضل العباس (ع)

اگر به دنبال انشا درمورد زندگی حضرت عباس (ع)، علمدار کربلا هستید، این مقاله را از دست ندهید و تا انتها با ما همراه باشید.

انشا ولادت حضرت ابوالفضل (ع)

هنگامی که حضرت ابوالفضل (ع) به دنیا آمد، امّ البنین قنداقه او را به دست امیرالمؤمنین (ع) داد تا بر وی نامی بگذارد. حضرت وی را در آغوش کشید و او را مورد تفقّد و محبّت فراوان قرار داد. سپس در گوش راست وی اذان و در گوش چپش اقامه گفت.

آنگاه به ام البنین فرمود: «او را چه نام نهادی؟» امّ البنین با کمال ادب عرض کرد: «من در هیچ امری بر شما سبقت نگرفته ام. هر نامی که می پسندید بر وی بگذارید». حضرت فرمود: «من او را به نام عمویم، عباس نامیدم».

واژه عباس، صیغه مبالغه از ماده «عبس» است که به معنی گرفتگی چهره می باشد. حضرت ابوالفضل (ع) از مصادیق بارز «أشدّاءُ عَلَی الکفار» می باشد.

وی بر دشمنان حق عبوس و خشن و در جنگ با آنان غیور و دلاور بود. این نام از همان دوران، نشانگر شهامت و صلابت ابوالفضل (ع) بود.

پس از اینکه حضرت علی (ع) فرزند خود را عباس نام نهاد، دست های او را بوسید و اشک بر صورت نازنینش جاری شد. ام البنین حیرت زده پرسید: «چرا گریه می کنید ؟ مگر دستان فرزندم عیبی دارد ؟» حضرت فرمود: «گویی هم اینک می بینم که این دست ها روز عاشورا در کنار شریعه فرات و در راه یاری دین خدا قطع شده است».

انشا درمورد حضرت ابوالفضل

انشا درباره حضرت عباس (ع)

حضرت عباس (ع) یکی از فرزندان به نام امیرالمومنین (ع) است و می توان به جرأت گفت که ایشان پس از حضرت امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و زینب کبری (س) سرآمد فرزندان امیرالمومنین است که در تاریخ شخصیت بزرگی از خود به منصه ظهور رساند.

نام «عباس» علیرغم معنی ظاهری که گرفتگی چهره معنی می دهد در میان عرب نامی رایج است که عموی پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) نیز عباس بود و دلیل خاصی برای نامگذاری حضرت عباس به این نام وجود ندارد، کما اینکه حضرت علی (ع) فرزندانی نیز به نام عمر و عثمان داشتند.

به سبب اینکه حضرت عباس دو فرزند پسر به نام فضل و عبیدالله داشتند به ایشان «ابوالفضل» می‌گفتند. هرچند که کنیه دیگری به ایشان نسبت داده شده به نام «ابوالقربه».

ولی کنیه مشهور ایشان ابوالفضل است که حتی اگر ایشان فرزندی به نام فضل هم نداشت، به دلیل فضیلت‌ های فراوانی که در وجود مبارک ایشان سراغ داریم همان ابوالفضل خوانده می شدند.

لقب مشهور ایشان «قمر بنی هاشم» بود که به سبب رشادت فوق‌ العاده و سیمای زیبایی که داشتند بدین لقب مشهور شدند حتی کسانی که شیعه نیستند به علت زیبایی و مهابت چهره حضرت عباس (ع) او را بدین نام می‌خوانند.

انشا درمورد زندگی حضرت ابوالفضل

خلاصه ای از زندگینامه حضرت ابوالفضل العباس (ع)

انشا درمورد زندگی حضرت عباس (ع)

حضرت عباس (ع) به سبب اوج معرفت به ذات مقدس امام زمان خود و بصیرت فوق‌العاده‌ای که داشتند و نهایت در راه ولایتمداری جان خود را نثار کردند اهمیت فوق‌العاده‌ای را در تاریخ اسلام و در شیعه به دست آوردند و افتخار این را پیدا کردند که ائمه اطهار در شأن آن بزرگوار تعابیر عظیمی به کار ببرند.

حضرت عباس از معدود غیرمعصومین هستند که از معصوم برای ایشان زیارتنامه صادر شده است. از حضرت امام صادق (ع) زیارتنامه‌ای برای حضرت ابوالفضل روایت شده است،

همچنین در زیارت ناحیه مقدسه در مورد حضرت عباس به صورت اختصاصی بیانات بلندی وجود دارد و حضرت اباالفضل مورد مدح حضرات معصومین قرار گرفته‌اند و این به سبب غرق بودن حضرت عباس در معرفت به ولایت است.

برخلاف آنچه که بعضاً‌ در بین عوام و برخی ناآگاهان رایج است که حضرت عباس به خاطر جانفشانی برای برادر به این جایگاه دست یافت؛ باید گفت که خیر؛ این فضیلتی برای حضرت عباس نیست چرا که بسیار افراد هستند که حاضرند جان خود را برای برادر فدا کنند و لحظه‌ای برادر خود را رها نکنند،

لذا اگر حضرت عباس عظمتی پیدا کرد نه به سبب فداکاری در راه برادر بلکه به سبب شناخت و معرفت کامل و یقین نسبت به مقام ولایت در زمان خود و فداکاری در راه ولایت بود.

اوج شخصیت حضرت عباس به دلیل بصیرت نافذ ایشان است چرا که امام صادق وقتی که می‌خواهد از عموی خویش یاد کند، با اینکه حضرت عباس فضیلت‌های بسیاری دارد اما در مورد ایشان می‌فرماید “کان نافذ البصیره”.

حضرت عباس برادران دیگری داشتند که در کنار آن حضرت در کربلا به شرف شهادت نائل آمدند اما مقام حضرت عباس به خاطر آن بصیرت فوق‌العاده به جایی می‌رسد که امام سجاد (ع) می‌فرماید “عمویم عباس در روز قیامت چنان جایگاهی دارد که همه شهدا به جایگاه او غبطه می‌خورند”

و ما می دانیم که همه بهشتیان به جایگاه شهدا در قیامت غبطه می‌خورند. حال جایگاه حضرت عباس چنان رفیع است که شهدا به این جایگاه غبطه می‌خورند و این نیست مگر اوج بصیرت ایشان در مساله ولایت و ولایتمداری که او را یگانه دوران کرد و شایسته اینکه از طرف معصومین زیارتنامه مخصوصه داشته باشد.

انشا برای ولادت حضرت ابوالفضل

انشا با موضوع حضرت ابوالفضل (ع)

در سال 26 هجری قمری، حضرت عباس علیه السلام پا به عرصه گیتی نهاد. مادر گرامیش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربیعه بن عامر کلبی و کنیه اش (ام البنین) بود.

چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه علیها السلام بود، که امیرالمومنین از برادرش عقیل، که به اصل و نسب قبایل آگاه بود، درخواست کرد زنی را از دودمانی شجاع برای او خواستگاری کند و عقیل، فاطمه کلابیه (ام البنین) را برای آن حضرت خواستگاری کرد و ازدواج صورت گرفت.

امیرالمومنین علیه السلام از این بانوی گرامی، صاحب چهار پسر به نام های عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شد.

عباس علیه السلام از برادران دیگرش بزرگ تر بود و هر چهار برادر به امام خویش، حسین علیه السلام وفادار بودند و در روز عاشورا در راه آن امام جان خود را نثار کردند. ارادت قلبی ام البنین علیها السلام به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله آنقدر بود که امام حسین علیه السلام را از فرزندان خود بیشتر دوست می داشت؛

بطوری که وقتی به این بانوی گرامی خبر شهادت چهار فرزندش را دادند فرمود: مرا از حال حسین علیه السلام باخبر سازید و چون خبر شهادت امام حسین علیه السلام به او داده شد، فرمود: رگ های قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زیر این آسمان کبود است، فدای امام حسین علیه السلام.

در روزهای کودکی عباس، پدر گرانقدرش چون آیینه معرفت، ایمان، دانایی و کمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهی و رفتار آسمانی اش بر وی تاثیر می نهاد. او از دانش و بینش علی علیه السلام بهره می برد.

حضرت درباره تکامل و پویایی فرزندش فرمود: «ان ولدی العباس زق العلم زقا؛ همانا فرزندم عباس در کودکی علم آموخت و به سان نوزاد کبوتر، که از مادرش آب و غذا می گیرد، از من معارف فرا گرفت».

در آغازین روزهایی که الفاظ بر زبان وی جاری شد، امام علیه السلام به فرزندش فرمود: بگو یک. عباس گفت: یک، حضرت ادامه داد: بگو دو، عباس خودداری کرد و گفت: شرم می کنم با زبانی که خدا را به یگانگی خوانده ام، دو، بگویم.

پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده ای پاک و مبارک برای ایام نوجوانی و جوانی عباس فراهم کرد تا در آینده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگی باشد.

گاه که علی علیه السلام با نگاه بصیرت آمیز خود آینده عباس را نظاره می کرد، با لبخندی رضایت آمیز، سرشک غم از دیدگان جاری می کرد و چون همسر مهربانش از علت گریه می پرسید، می فرمود: دستان عباس در راه یاری حسین علیه السلام قطع خواهد شد.

آنگاه از مقام و عظمت پسر دلبندش نزد خداوند چنین خبر می داد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمویش جعفر بن ابی طالب در بهشت پرواز کند. محبت پدری گاه علی علیه السلام را بر آن می داشت تا پاره پیکرش را ببوسد، ببوید و با آداب و اخلاق اسلامی آشنا سازد.

از این رو لحظه ای عباس را از خود دور نمی ساخت. فرزند پاکدل علی علیه السلام در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، که با پدر زیست، همیشه در حرب و محراب و غربت و وطن در کنار او حضور داشت.

در ایام دشوار خلافت، لحظه ای از وی جدا نشد و آنگاه که در سال 37 هجری قمری جنگ صفین پیش آمد، با آن که حدود دوازده سال داشت، حماسه ای جاوید آفرید.

تحقیق درمورد حضرت ابوالفضل

انشا درمورد شهادت حضرت ابوالفضل (ع)

انشا درمورد حضرت ابوالفضل (ع) برای ابتدایی

حضرت عباس علیه السلام در خانه ای زاده شد که جایگاه دانش و حکمت بود. آن جناب از محضر امیرمومنان علیه السلام و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام کسب فیض کردند و از مقام والای علمی برخوردار شدند.

لذا از خاندان عصمت علیهم السلام در مورد حضرت عباس علیه السلام نقل شده است که فرموده اند: «زق العلم زقا» یعنی همان طور که پرنده به جوجه خود مستقیماً غذا می دهد، اهل بیت علیه السلام نیز مستقیماً به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند.

آن جناب از فرزندان فقیه و دانشمندان ائمه علیهم السلام و شخصیتی عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاک بود.

اگر بخواهیم مقام و منزلت حضرت عباس علیه السلام را از دیدگاه امامان معصوم علیهم السلام دریابیم، کافی است به سخنان آن بزرگوار درباره حضرت عباس علیه السلام توجه کنیم.

در شب عاشورا، وقتی دشمن در مقابل کاروان امام حسین علیه السلام حاضر شد و در راس آنها عمربن سعد شروع به داد و فریاد کرد، امام حسین علیه السلام به حضرت عباس علیه السلام فرمود: برادر جان، جانم به فدایت، سوار مرکب شو و نزد این قوم برو و از ایشان سوال کن که به چه منظور آمده اند و چه می خواهند.

در این ماجرا دو نکته مهم وجود دارد یکی آنکه امام به حضرت عباس می فرماید: من فدایت شوم. این عبارت دلالت بر عظمت شخصیت عباس علیه السلام دارد، زیرا امام معصوم العیاذ بالله سخنی بی مورد و گزاف نمی گوید و نکته دوم آنکه، حضرت به عنوان نماینده خود عباس علیه السلام را به اردوی دشمن می فرستد.

روز عاشورا هنگامی که حضرت عباس علیه السلام از اسب بر روی زمین افتاد، امام حسین علیه السلام فرمودند: «الان انکسر ظهری و قلت حیاتی؛ یعنی اکنون پشتم شکست و چاره ام کم شد». این جمله بیانگر اهمیت حضرت عباس علیه السلام و نقش او در پشتیبانی از امام حسین علیه السلام است.

انشا درمورد حضرت ابوالفضل برای دبستان

انشا درمورد حضرت ابوالفضل (ع) برای متوسطه اول

با توجه به روایاتی که در شان حضرت عباس علیه السلام از ائمه علیهم السلام رسیده و در آن به ایثار و فداکاری در راه امام خویش تصریح شده است، به روشنی، فضیلت و مقام آن بزرگوار آشکار می شود.

حضرت عباس علیه السلام فرزند کسی است که آیه «و من الناس یشری نفسه ابتغاء مرضات الله» در شانس نازل شد و از سلاله دودمانی است که اسوه ایثار و از خودگذشتگی بودند و سوره هل اتی، در شان ایثار ایشان نازل شده است.

فداکاری، ایثار و جانبازی در اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ به طوری که امیرمومنان در جایی ایثار را برترین فضیلت اخلاقی می داند.

در جایی دیگر، علی علیه السلام ایثار را بالاترین عبادت معرفی می نماید و در روایتی دیگر غایت و هدف تمام مکارم اخلاقی را ایثار و از خودگذشتگی می داند.

علی علیه السلام در قسمتی از نامه خود به حارث همدانی می فرماید: بدان که برترین مومنان کسی است که در گذشتن از جان و خانواده و مال خویش از دیگر مومنان برتر باشد. حال در اینجا این سوال مطرح می شود که، مگر سایر شهیدان از جان خود نگذشتند، پس چه چیزی حضرت عباس را از سایر شهیدان متمایز می سازد؟

جواب این است که معرفت حضرت عباس علیه السلام از همه شهیدان والاتر و اطاعتش از امام خویش، کاملتر بود. براساس دیدگاه اسلام و مکتب اهل بیت علیه السلام آنچه اعمال نیک را از یکدیگر متمایز می سازد و ارزش اعمال را متفاوت می کند،

همان معرفت و بینش و نیت شخص است و کلام پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که فرمود: «ضربة علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین» شاید ناظر به این معنا باشد.

در ضمن روایاتی که در مورد ثواب و عقاب عمل به صورت های گوناگون و متفاوت نقل شده، به این دلیل است که ثواب یا عذاب یک عمل معین، با توجه به معرفت و نیت عامل آن متفاوت می شود.

به عنوان مثال، ثواب زیارت امام رضا علیه السلام در روایت های معتبر به صور متفاوت نقل شده است و در بعضی روایات تصریح شده که این تفاوت ثواب، به دلیل تفاوت در معرفت اشخاص است.

آری حضرت عباس علیه السلام با کمال معرفت در راه دین و امام خویش جانبازی نمود و مراحل کمال و تعالی را طی کرد.

انشا برای قمربنی هاشم

تحقیق درباره حضرت قمربنی هاشم (ع)

انشا درمورد حضرت ابوالفضل (ع) برای متوسطه دوم

فرزند امیر المؤمنین، برادر سید الشهدا، فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسین علیه السلام در روز عاشورا. عباس مادرش «فاطمه کلابیه» بود که بعدها با کنیه «ام البنین» شهرت یافت.

علی علیه السلام پس از شهادت فاطمه زهرا (س) با ام البنین ازدواج کرد. عباس، ثمره این ازدواج بود. ولادتش را در شعبان سال 26 هجری در مدینه نوشته اند و بزرگترین فرزند ام البنین بود و این چهارفرزند رشید، همه در کربلا در رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند.

وقتی امیر المؤمنین شهید شد، عباس چهارده ساله بود و در کربلا 34 سال داشت. کنیه اش «ابوالفضل» و «ابو فاضل» بود و از معروفترین لقب هایش، قمر بنی هاشم، سقاء، صاحب لواء الحسین، علمدار، ابو القربه، عبد صالح، باب الحوائج و... است.

عباس با لبابه، دختر عبید الله بن عباس (پسر عموی پدرش)ازدواج کرد و از این ازدواج، دو پسر به نام های عبید الله و فضل یافت. بعضی دو پسر دیگر برای او به نام های محمد و قاسم ذکر کرده اند. آن حضرت، قامتی رشید، چهره ای زیبا و شجاعتی کم نظیر داشت و به خاطر سیمای جذابش او را «قمر بنی هاشم» می گفتند.

در حادثه کربلا، سمت پرچمداری سپاه حسین علیه السلام و سقایی خیمه های اطفال و اهل بیت امام را داشت و در رکاب برادر، غیر از تهیه آب، نگهبانی خیمه ها و امور مربوط به آسایش و امنیت خاندان حسین علیه السلام نیر بر عهده او بود و تا زنده بود،دودمان امامت،آسایش و امنیت داشتند.

روز عاشورا، سه برادر دیگر عباس پیش از او به شهادت رسیدند. وقتی علمدار کربلا از امام حسین علیه السلام اذن میدان طلبید حضرت از او خواست که برای کودکان تشنه و خیمه های بی آب، آب تهیه کند.

ابوالفضل، به فرات رفت و مشک آب را پر کرد و در بازگشت به خیمه ها با سپاه دشمن که فرات را در محاصره داشتند درگیر شد و دست هایش قطع گردید و به شهادت رسید. البته پیش از آن نیز چندین نوبت، همرکاب با سید الشهدا به میدان رفته و با سپاه یزید جنگیده بود. عباس، مظهر ایثار و وفاداری و گذشت بود.

تا اینکه علمدار کربلا به شهادت رسید. شهادت عباس، برای امام حسین بسیار ناگوار و شکننده بود.

انشا درمورد ولادت حضرت ابوالفضل

انشا درباره تولد حضرت ابوالفضل (ع)

عباس، فرزند علی و امّ البنین، در روز چهارم شعبان سال ۲۶ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود. مادرش فاطمه، دختر حزام بن خالد بود که نیاکانش همه از دلیر مردان عرب بوده و در شجاعت و دلیری در دنیای عرب مشهور بوده اند.

امام علی (ع) ده سال پس از وفات حضرت فاطمه، با امّ البنین ازدواج کرد. خواستگاری این ازدواج را برادرش عقیل انجام داد. می گویند هنگام ورود امّ البنین به خانه علی (ع) امام حسن و حسین بیمار بودند و او از آنان پرستاری کرد تا خوب شدند.

امّ البنین اجازه نمی داد که او را فاطمه صدا کنند زیرا می ترسید یاد غم های فاطمه برای علی و فرزندانش زنده شود و باعث ناراحتی آنان شود. ثمره ازدواج علی (ع) با فاطمه بنت حزام، چهار پسر به نام های عباس، عون، جعفر و عثمان بود که بزرگترین آن ها عبّاس بود.

فاطمه را به علت داشتن این چهار پسر، امّ البنین (مادر پسران) نامیده اند. امّ البنین آن چنان به امیرالمؤمنین وفادار بودکه پس از شهادت آن حضرت، شوهر دیگری اختیار نکرد با آن که بیش از بیست سال پس از آن حضرت زنده بود.

وقتی عباس به دنیا آمد، امام علی (ع) در گوش او اذان و اقامه خواند، نام خدا و رسول را به گوش او خواند و نام او را عباس نهاد. امام گاه گاهی قنداق عباس را در آغوش می گرفت، بازوانش را می بوسید و گریه می کرد.

روزی امّ البنین علّت این گریه را پرسید؛ امام در جواب فرمود: این دست ها در راه کمک به حسین قطع خواهند شد. عباس در خانه علی و در دامان مادری با ایمان و وفادار و در کنار حسن و حسین (ع) رشد کرد و از این خاندان پاک درس های بزرگ انسانیت، شهادت و صداقت آموخت.

روزی حضرت علی (ع)، عباس خردسال را در کنار خود نشاند و به او گفت: بگو یک. عباس گفت: یک. امام فرمود: بگو دو. عباس از گفتن خودداری کرد. وقتی امام علت را جویا شد جواب داد: شرم می کنم با زبانی که خدا را به یگانگی خوانده ام، دو بگویم.

عباس نه تنها در قامت رشید بود، بلکه در خِرَد برتر و در جلوه های انسانی هم رشید بود. او به یقین می دانست که برای چه روز عظیمی ذخیره شده و می دانست که برای عاشورا به دنیا آمده است.

عباس در سنین دوازده تا چهارده سالگی، زمانی که علی (ع) با دشمنان درگیر بود، در برخی از جنگ ها شرکت داشته و با آن که زیاد اجازه جهاد به او داده نمی شد، ولی در همان نوجوانی حریف قهرمانان نامی عرب بوده است.

انشا درباره زندگی حضرت ابوالفضل

مقاله درمورد حضرت ابوالفضل (ع)

انشا درمورد فضایل حضرت عباس (ع)

حضرت علی (ع) از همان اوایل خردسالی حضرت عباس (ع)، توجه خاصی به تربیت او داشت و او را به تلاش ها و کارهای مهم و سخت مانند کشاورزی، تقویت روح و جسم، تیراندازی، شمشیرزنی و سایر فضایل اخلاقی، تعلیم و عادت داده بود.

روایت شده است که حضرت عباس (ع) بدون اجازه در کنار امام حسین (ع) نمی نشست و پس از کسب اجازه مانند عبدی خاضع دو زانو در برابر مولایش می نشست. او تربیت شده حضرت علی (ع) است که از همین مکتب درخشان درس ادب آموخته بود.

حضرت عباس (ع) هیچگاه به خود اجازه نداد امام حسین (ع) را برادر خطاب نماید مگر در لحظه شهادت که فرمود ای برادر مرا دریاب.

درجه بالای ایمان ویژگی ای است که کمتر در غیر معصوم ایجاد می شود، اما حضرت عباس (ع) از همان کودکی، یقین به وجود آفریدگار یکتای جهان داشت و در سراسر زندگی خود با همان ویژگی مستظهر به عنایات الهی بود و از این رهگذر ویژگی های دیگر خود را متبلور می ساخت.

وفای او نسبت به اهل بیت علیهم السلام به غایت زیاد و در خور نخستین است. در وفا همین بس که باقر شریف قریشی، نویسنده عرب زبان معاصر، در کتاب” حیاة الامام حسین بن علی علیهما السلام ” می نویسد:

” در تاریخ انسانیت، در گذشته و امروز، برادری و اخوتی صادق تر و فراگیرتر و با وفاتر از برادری ابوالفضل (ع) نسبت به برادر بزرگوارش امام حسین (ع) نمی توان یافت که به راستی همه ارزش های انسانی و نمونه های بزرگواری را در بر داشت.”

دلاوری حضرت عباس (ع) نه تنها در حماسه کربلا نمایانگر بود، بلکه در صفین نیز نمایان شده بود به ویژه در جنگ صفین افراد زیادی را کشت و حیرت همگان را از آن دلاوری برانگیخت.

انشا درمورد زندگی حضرت عباس

انشا درمورد شجاعت حضرت ابوالفضل (ع)

از صفات بارز و برجسته حضرت عباس (ع) که همگان حتى غیر مسلمانان با آن آشنایى دارند، شجاعت و دلیرى ایشان است.

از آغاز امیرالمؤمنین علیه السلام براى این موضوع سرمایه‌گذارى نموده بود، آنجا که به برادرش عقیل – که اطلاعات وسیعى از نسب قبایل عرب و تاریخ گذشته آن روز داشت – سفارش فرمود که از اقوام اصیل و شجاع عرب، همسرى براى من انتخاب کن که زاده شجاعان و وارث دلاورى و شهامت‏ باشد؛

زیرا میخواهم از این ازدواج، فرزند شجاع و دلیرى به دنیا بیاید. عقیل پس از بررسى و جستجو «ام‌البنین کلابیه‏» را پیشنهاد کرد، که حضرت با او ازدواج کند؛ چرا که در جامعه [آن روز] شجاع‏تر و دلیرتر از اجداد و پدران او نبود.

از «حضرت ام‌البنین‏» چهار پسر رشید و قهرمان به نام عباس، عبدالله، عثمان و جعفر به دنیا آمدند، که بزرگ‏ترین و شجاع‏ترین آن ها حضرت عباس بود.

حضرت عباس (ع) مانند کوهى بزرگ، و قلبش بسان کوهى خشن و استوار بود؛ چرا که او جنگ آورى بلند همت و سلحشورى شیرگون بود و در وارد کردن نیزه و ضربات بر دشمن در میدان نبرد با کفار جسور و بیباک بود.

در شجاعت حضرت عباس (ع) همین بس که وقتى دشمنان صداى او را می شنیدند رگ‌ هاى بدنشان می‏لرزید و از ترس صولت و قدرت او، قلب‌ هایشان از وحشت می تپید و پوست‏ بدنشان جمع میشد.

با توجه به این شجاعت و شهامت‏ بود که ابن زیاد براى او امان نامه فرستاد و به خیال خام خود می‏خواست که او را از حسین علیه السلام بگیرد.»، همین شجاعت و قدرت او بود که پشتوانه محکمى براى امام حسین علیه السلام بود؛

هر چند تکیه امام حسین علیه السلام بر خداوند بود، اما وجود حضرت عباس که یک بنده خالص شجاع و توانمند خداوند بود در واقع یارى خدا از طریق اسباب طبیعى بود؛ لذا شهادت حضرت عباس (ع) سخت‏ بر امام حسین علیه السلام اثر گذاشت.

انشا برای ولادت حضرت ابوالفضل

بیشتر بخوانید:

10 انشا درمورد امام حسین (ع) مناسب برای پایه سوم تا هشتم

10 انشا درمورد ماه شعبان مناسب برای تمامی پایه ها



این مطلب چقدر مفید بود ؟
 
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits