بیوگرافی علی زکریایی مجری جنجالی + عکس
بیوگرافی علی زکریایی
«علی زکریایی» متولد ۶۲ در تهران است. زکریایی کلکسیون رشتههای دانشگاهی و حرفههای مختلف نیمهکاره است؛ او برای تعریف از خودش در وبلاگش نوشته است؛ اقیانوسی از معارف به عمق یک وجب !

تحصیلات علی زکریایی
از تحصیل نیمهتمام در رشتههای فقه و حقوق، نرمافزار کامپیوتر، مدیریت امور اداری و ادبیات عرب گرفته تا کار در شرکت نفت و روابط عمومی و تاکسی و ... در کارنامه علی زکریایی دیده میشود.
زکریایی درباره وبلاگش میگوید: «چند سالی طلبه بودم و دغدغه سبک زندگی داشتم و از طرفی از زبان طنز هم بهرهمند بودم. برای همین یک وبلاگ زدم به اسم دلنگون.»

خانواده علی زکرایی
علی زکریایی 36 ساله، در خانواده ای مذهبی چشم به جهان نگشوده است !
و در این باره میگوید خانواده ما نه اهل مذهب بودن، نه قرتی بازی.
او ادامه داد: «خانواده ما نه میتوانستی مذهبی باشی و نه قرتی؛ فقط باید فردین میشدی ! یعنی پدرم اعتقاد داشت که همه زنهای عالم، مادرم هستند و همه دختران دنیا هم خواهرم. ( ظاهرا به جز خانم های بد حجاب !)
معرفت و مردانگی و لوطیگری را دوست داشت به ما یاد بدهد؛ باید وسط میبودی و بینابین. پدرم اهل این چیزها بود.
اگر شما در یک خانواده مذهبی بزرگ شده باشید، شاید این مسائل برایتان غریب باشد ولی من برای اولین نمازی که در خانه خودمان خواندم، مسخره شدم.
پدرم هم داشت مرا میبرد خارج. برای همین، شناسنامهام را با چسب برق چسباندم به سقف کمد تا پیدایش نکند.
روزی که میخواستم به حوزه علمیه قم بروم، از خانه در رفتم؛ البته بعد از دو ماه، پدرم مرا بخشید و رابطهها حسنه شد و همدیگر را بغل کردیم.»

حیوان خطاب کردن زنان بد حجاب توسط علی زکریایی در همایش حجاب
زکریایی در همایش حمایت از حجاب و دختران انقلاب، با سخنرانی توهینآمیز خود نسبت به کسانی که حجاب را رعایت نمیکنند، آنان را مانند یک حیوان خطاب کرد.
علی زکریایی همچنین در این همایش که با هدف تبلیغ حجاب برگزار شده بود در بخش دیگری از صحبتهایش به بیان کلماتی آلوده به طعنههای جنسی پرداخت. عجیبتر آن است که واکنش زنان شرکتکننده در این همایش در مقابل توهینهایی که زکریایی به همجنس و همنوع آنان میکرد، خنده و تشویق بود
سخنرانی توهین آمیز زکریایی واکنش های فروانی را در پی داشت. بسیاری از کاربران خواستار عذرخواهی زکریایی از خانم ها می باشند و بسیاری دیگر هم اعتقاد دارند مادام العمر نباید به این مجری تریبونی برای سخنرانی داده شود.

توجیه علی زکریایی از حرف هایش در همایش عفاف و حجاب
علی زکریایی در دفاع از گفته هایش می گوید:
« در بین 12 هزار خانمی که در مراسم بودند همسر و خواهر و خواهرزاده هایم هم بودند که یک نفرشان هم چادری نیست و هیچکدام برداشت این چنینی نداشتند.
اکثر کسانی که چنین برداشتی کردند در آن جلسه نبودند، شوخی جنسی ندیده اند که می گوند این شوخی رکیک جنسی است. ! »

اینستاگرام علی زکریایی
https://www.instagram.com/alizakariaee2/

کانال تلگرام علی زکریایی

علی زکریایی از طلبگی تا خوانندگی
او بر اساس یکسری اتفاقات توسط برادر بزرگتر با محیطهای دینی و مذهبی آشنا شده و طوفان هیجانات این تغییر دیدگاه باعث میشود همچون برادرش، حوزه علمیه را برای ادامه تحصیل انتخاب کند.
علی ذکریایی هم اکنون به تهیهکنندگی رادیو، آهنگسازی و نوازندگی، شعر، طنز، نویسندگی، گویندگی با صداهای مختلف و انجام امور فنی تولید و… مشغول است.

از نگاه بیرونی شاید برای خودش جمع اضداد غیرقابلپیشبینیای تلقی شود ولی صحبتهایش پر از اعتمادبهنفس است و بوی قاطعیت میدهد.
تقریبا شغل و حرفهای نبوده که امتحان نکرده باشد و هرکاری که دلش خواسته انجام داده است.او میتواند به ۱۵ لهجه مختلف گویندگی کند !
زکریایی بهنوعی دچار سندرم «بیخیالی بیرونی و جوشش درونی» است.

ماجرای طلبگی علی زکریایی
غییرات فکری و رویآوردن بیشتر زکریایی به دین و مذهب، از برادر بزرگترش به او ارث رسیده است و همین تغییر باعث میشود که بعداز گرفتن دیپلم ریاضی، حوزه را برای ادامه تحصیل انتخاب کند؛ انتخابی که طبق گفتههای خودش مانند دیگر انتخابهای تحصیلیاش به فرجام خوبی نرسیده است؛ «رفتم مدرسه «معصومیه» قم که یکی از بهترین مدارس قم محسوب میشود.
با تمام احترامی که برای حوزه علمیه مشهد قائلم، باید بگویم که حوزه علمیه قم بهمراتب فضای پویاتر و هیجانیتری دارد.
از آن طرف، هفتهای دو بار دفتر پرورشی مدرسه مرا احضار میکرد که چرا با خودت ترقه آوردی یا چرا در ایام فلان جشن، شما از شلنگ آب برای خیسکردن طلبهها استفاده کردید یا چرا زمانی که درِ آشپزخانه بسته بوده با گرهزدن ملافهها به هم طلبهها را به بالا میکشیدی !
برایشان جالب بود که اصلا چرا با این احوالات رفتهام حوزه. خیلی شر بودم.»
با همه این تفاصیل، دروس حوزه را بهخوبی میخواند و جزء نفرات ممتاز مدرسه هم به حساب میآمده؛ «از اول ابتدایی تا اول دبیرستان یک دفتر مشق نداشتم، چون نیازی نبود. درسم را میخواندم و امتحاناتم را هم خیلی خوب میدادم.»
کنار این کارها در مقابل برخی جریانهای ضدانقلابی هم بهشدت مقابله میکرده و کار به تحصن و اعتراض هم کشیده است؛ «آنموقع احساس کردیم که توی مدرسه تفکرات انجمن حجتیه دارد بین طلبهها و حتی برخی استادان رسوخ میکند.
آنقدر اعتراض و تحصن کردیم تا رئیس مدرسه را تغییر دادند.»

زکریایی از حالوهوای دوران مُعمم (آخوند) بودنش هم میگوید: «یک دورهای در قم، امام جماعت یکی از مدارس راهنمایی بودم. روز اولی که رفتم فقط دو نفر برای نماز آمده بودند ولی بعد از آن، جمعیت زیاد شد و خیلی با بچهها اُخت شدم؛ مثلا بعضیها برای فرار از نماز میرفتند توی دستشوییها قایم میشدند.
میرفتم آنجا بدون این که بخواهم مچ کسی را بگیرم با آنها گپ میزدم؛ کمکم خودشان میآمدند نماز. طوری شد که موقع رفتنم بچهها گریه میکردند.»

مدارک علمی ناقص علی ذکریایی
علی زکریایی چون به نظر خودش هوش بالایی دارد و اعتماد به نفس دارد، در هر رشته تحصیلی که قدم میگذاشت، آن را نصفه رها میکرد !
در تحصیل هم بهنوعی یک مجمعالمدارک ناقصم؛ مثلا رفتم دانشگاه، فقه و حقوق خواندم ولی بعدش دیدم آن چیزی که در حوزه میخواندم بهمراتب غنیتر از دانشگاه بود.
بعد هم رفتم رشته کامپوتر، زبان انگلیسی و الیآخر… میدانی، دلم نمیخواست وقتم را تلف کنم؛ مثلا سر کلاس درس خیلی زود مطلب را میفهمیدم و تکرار دوبارهاش اذیتم میکرد؛ مثلا وقتی چند ترم زبان در دانشگاه خواندم حس کردم بیشترش اضافی است، برای همین انصراف دادم.

علی ذکریایی استاد شغل عوض کردن !
پیک موتوری، کارمند اداری، باربری، گرافیک و… تقریبا چیزی حدود ۲۳شغل تغییر دادم ولی درکنار همه شغلهایم، شبها میرفتم استودیوهای دوستان کار صدا میکردم.
ابوالمشاغلیِ او اما به لذت اصلیاش یعنی صداپیشگی و گویندگی ضربه نمیزند و همچنان در کنار هرکاری به استودیوهای دوستانش سرک میکشد.
او بعد از این که به مشهد برمیگردد، وارد دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه میشود اما طبق معمول مدتی بعد دوباره میرود سراغ کاری دیگر؛ «این که چرا من کار دولتی دوست ندارم و نمیخواهم کارمند باشم یک دلیل دارد. روزی که به استخدام دفتر تبلیغات درآمدم، آمدم بیرون ! اهلِ دلی یکبار به من گفت کارمندی یعنی شک به روزیدهی خدا؛ گفتم یعنی چه ؟ گفت یعنی تو به روزی خدا اطمینان نداری و برای همین میخواهی مطمئن شوی از این که آخر ماه یک پولی به تو میرسد.
ایشان به من گفت دست خدا را برای روزیدادن باز بگذار.»
زکریایی در ادامه صحبت خود میگوید: «تجهیزاتی که الان میبینید، حدود۲۰میلیونتومان میارزد. این را هم بگویم و انشاءا… این حرف باعث نشود که روزیام قطع شود، من تا حالا از جاهای آشنایی که برای بازاریابی رفتهام، سفارشی نگرفتهام و برعکس از جاهای ناشناخته با من تماس گرفتهاند. مثلا طرف، ازطریق اینترنت ما را پیدا کرده و سفارش کار داده است. هیچچیزش دست ما نبوده و نیست.
همهچیز را خدا رسانده است. اصلا برنامهام برای آینده، این است که مفید باشم؛ این که کجا باشم مهم نیست.»

رادیومون علی ذکریایی
زکریایی از داستان پرفراز و نشیب شروع کانال تلگرامی «رادیومون» میگوید: «بعد از این که کار با نرمافزارهای ضبط و اجرای صدا را یاد گرفتم، با خودم گفتم حالا دیگر باید برای خودم کار کنم؛ یعنی برنامهساز باشم و گوینده صرف نباشم. در واقع رادیومون شروع برنامهسازی من بود، نه گویندگی.
استودیویی در خانه راه انداختم که با شانه تخممرغ و آکاسیف درستش کردم و خیلی هم خوب شد و همشهری جوان دوبار آمد از این استودیو گزارش تهیه کرد. ازطرف دیگر با وبلاگی آشنا شدم که بعدها فهمیدم صاحبش صدا و قلم خیلی خوبی دارد. صدایش را در یکی از رادیوها شنیده بودم و بعد بهنوعی از راه دور باهم ارتباط برقرار کردیم.
او در تهران برنامه ضبط میکرد و میفرستاد برای من و من هم، کارم را ضبط میکردم و بعد هر دو برنامه را با هم تدوین میکردیم. حول و حوش دو سال با کسی کار میکردم که اصلا همدیگر را ندیده بودیم.»
او ادامه میدهد: «منظورمان از «رادیومون»، «رادیوماه» نیست. آن «مون» به خاطر این است که اگر کسی اسم رادیو را بگوید، بهنوعی حس مالکیت در او به وجود آید و بگوید رادیومون !
بههر حال من از خانه شروع کردم. کمکم چندجایی شنیدند و کار سفارش دادند. دیدم اگر بخواهم این سفارشها را با همین میکروفن و دم و دستگاه انجام دهم، خیلی بد میشود. در همان بحبوحه هم ازدواج کردم. پولی جور کردم و تجهیزات جدید خریدم و استودیوی خانه را به منزل جدید منتقل کردم. وسایل را خردهخرده جمع کردم و استودیو را به حاشیه خیابان راهنمایی منتقل کردم و بعد از مدتی هم آمدم اینجا در قاضی طباطبایی.

ضبط پادکست مشترک علی زکریایی با فاصله هزار کیلومتری
زکریایی درباره روند کار پرمشقت ضبط پادکست میگوید:«ما اول متن را مینوشتیم و با هم چکشکاری میکردیم.
میکروفونهایمان را راه میانداختیم و برای هماهنگی هم به هم زنگ میزدیم که صدای همدیگر را بشنویم و چون من تدوین میکردیم حسین فایل ضبطشدهاش را برای من میفرستاد. اوایل هفتگی پخش میشد.
بعد از مدتی ماهانه شد و سر من که کمی شلوغ شد به گاهانه تبدیل شد !» رادیو مون از همان اول پرمخاطب آغاز شد که بیشتر هم مخاطبان وبلاگهای آنها بودند.
زکریایی میگوید آنقدر از یک جایی به بعد کارشان دیده میشود که کار قبلی خود را رها میکند و ششدانگ تمرکزش را به رادیومون میدهد.
«کار ما خوب دیده شد و اساساً کار طنز همیشه جواب میدهد تا جایی که ششمین پادکست ما در جشنواره رسانههای دیجیتال اول شد. من ۲۳ تا شغل عوض کردم و هرکدام را به دلیلی رها کردم. آخرین بار هم مدیر روابط عمومی یک سایت پربازدید در مشهد بودم و درست روزی که استخدام شدم از آن بیرون زدم و بهطورجدی دنبال کار صدا و بهویژه رادیومون را گرفتم.»


آهنگ جیبوتی کجایی علی زکریایی
بعد از حمله عده ای به سفارت عربستان در مشهد و تهران بدلیل اعدام شیخ نمر (رهبر شیعیان عربستان) باعث شد هم پیمانان عربستان یک به یک روابط خود با جمهوری اسلامی ایرانی رو قطع کنند، اما در این بین خبر تایید نشده قطع روابط جیبوتی موجب تمسخر مردم ایران و سیل جوک ها در شبکه اجتماعی شد، اما در این میان علی زکریایی، با الهام از آهنگ کجایی محسن چاوشی ،آهنگی در تمسخر این کشور خوانده است.

متن آهنگ جیبوتی کجایی
یه آل سعود و دو تا گونی کود و
یه شیخ بزرگ و یه مش توله گرگ و
یه ارزن سواد و کالیبر زیاد و
به جز کاسه لیسات دقیقا چی داشتی ؟!
باید گل بمالی، هووی سومالی
تو اصلا چی بودی؟ تو دیگه کی بودی!!
خود صهیونیستی تو رو نقشه نیستی!!
کجا رو بگردم؟ سر کار گذاشتی ؟!
جیبوتی کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو اصلا تو اصلا کجایی
جیبوتی کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو اصلا تو اصلا کجایی
ننه من غریبم کجایی عزیزم
بیا تا کشامو تو چشمات بریزم
نگو که بریدی خدایی نکرده
ببین رفتن تو با اونجام چی کرده
روی نقشه گشتم کجایی عزیزم
بیا تا تفامو تو جوبت بریزم
جورابم رو بو کن به این عطر خو کن
بیا و شرف رو یه جوری رفو کن
جیبوتی کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو اصلا تو اصلا کجایی
جیبوتی کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو اصلا تو اصلا کجایی
بیشتر بخوانید:












طرز تهیه کوبیده رول خوشمزه؛ فوت وفن کباب ابدار و بدون وا رفتن
ترفندهای از بین بردن شپش سر؛ روش های مؤثر برای خلاص شدن از شپش و رشک
طرز تهیه ۴ مدل پاستای خوشمزه و جدید؛ دیگه تکراری نپز!
اصلاح قانون مهریه؛ از حبس فیزیکی تا پابند الکترونیکی و بازتعریف تمکین
خانه ی لوکس خود را با این وسایل بسازید؛ راهنمای کامل لاکچری تر کردن خانه
طرز تهیه سوپ ماش و جو؛ غذای سبک، خوشمزه و سیرکننده
آشنایی با انواع گیاه ماگنولیا و شرایط پرورش و نگهداری آن ها
چگونه صدای خود را کلفت کنیم؟ آموزش تمرین صدای بم و مردانه
روش ارتقای کیفیت نان؛ از انتخاب آرد تا نگهداری صحیح
نه همه ی خانمای بی حجاب و بد حجاب!!
خییییییلی از خانمای بدحجاب و بی حجاب هستند که رفتار درستی دارن! اگه کسی بهشون یه تذکری بده وحشی گری نمیکنند!! این آقا اون عده ای رو گفت که نمیشه بهشون حرف زد! نه همه ی خانمای بد حجاب رو...
و جالب اینه که شما این حرف رو نسبت دادید به همه ی خانمای بد حجاب...
یعنی شما اعتقاد دارید تمام خانمای بد حجاب رفتار های زشت و بی ادبانه دارند؟؟؟!
به نوچه های مسیح و زنهایی که حمله می کنن گفت حیوون
شب بلند است و قلندر بیدار نوبت آدم حسابی ها هم می رسه
همانطورکه میدانید آقای زکریایی ایرانی نیستن و از تروریستهای رانده شده به کشور عزیزمان ایران است و فارسی را در همین ایران فرا گرفته جای هیچگونه تعجبی ندارد از اینکه ایشان بارها به هموطنان عزیزمان توهین کرده و میبینیم که بانوان ایران را در این کلیپ به سگ هار تشبیح کرده. من به نوبه خودم خواستم از این طریق جوابشان را بدهم
علی زکریایی من این پاسخ را از طرف همه کسانی که توهین کردی به شما میدهم. این را بدان که تک به تکه فامیل و بستگان و خانواده ات ارزششان نزد ما از همان سگی که مثال زدی کمتر است ...............
.......اینها را داشته باش تا نوبت بعد.
میشه بپرسم چرا اکانتت عکس پرچم کانادا رو داره ایرانی اصیل؟
من قطعا با توهین و بد خطاب کردن یکدیگر مخالفم و کار ایشون هم مورد تایید بنده نیست ولی باید واقیتها را ببینیم تو کشور اسلامی ما ، ناهنجاری بد حجابی بیداد می کنه . محترمانه و دلسوزانه هم تذکر اصلاح حجاب رو بدی مثل گربه بهت حمله میشه و چنگت می زنند .آخه رفتار بعضی افراد بدحجاب هم زننده و خارج از وصف انسان است .متشکرم.
واقعا حیف این همه استعداد که در راه درست استفاده نشه
توهینش واقعا کار خوبی نبود