دکلمه شهادت امام علی (ع)
اگر به دنبال شعر و دکلمه برای شهادت امام علی (ع) هستید، این مقاله را از دست ندهید و تا انتها با ما همراه باشید.
دکلمه برای شهادت حضرت علی (ع)
رادمردی مهربان با دست های پینه دار
در میان کوچه های شهر غربت رهسپار
کیسه های نان و خرما روی دوش خسته اش
کیست این مرد غریبه ، با لباسی وصله دار؟
کهکشان ها شاهد غم های بی اندازه اش
ماه می گرید برایش چون دل ابر بهار
نیمه شب ها لابه لای نخل ها گم میشود
چاه می داند دلیل گریه های ذوالفقار
در کنار چاه هرشب ایستاده جبرئیل
تا تکاند از سر دوش علی گرد و غبار
چند سالی هست بعد ماجرای فاطمه
لرزشی افتاده بر آن شانه های استوار
قامت سرو بلندش در هلال افتاده است
زیر بار رنج های تلخ و سخت روزگار
جای رد ریسمان های زمخت فتنه ها
سال ها مانده است بر دست کریمش یادگار
وحید قاسمی

دکلمه درمورد شهادت امام علی (ع)
اگر تو را نداشتم، بدان خدا نداشتم
آری خدا نداشتم، اگر تو را نداشتم
نبود اگر کرامتت، نبود اگر طبابتت
هزار درد داشتم ولی دوا نداشتم
به نام تو خدا صفا به زندگیم داده است
بدون نام تو در این جهان صفا نداشتم
نوای من علی علی، صدای من علی علی
بدون این علی علی، خدا خدا نداشتم
سنگ شدم طلا شدم، شاه شدم گدا شدم
چه میشدم اگر علی مرتضی نداشتم
اگر نبود زادگاه تو قسم به فاطمه
این همه سمت کعبه هم برو بیا نداشتم
من اسمه دوا علی و ذکره شفا علی
کمیل تو اگر نبود به لب دعا نداشتم
نبودی یا علی اگر، حسن نبود و هم حسین
بدون تو مدینه و کرب و بلا نداشتم
علی اکبر لطیفیان

ویدیو دکلمه شهادت امام علی (ع)
شعر شهادت امام علی (ع)
شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود
فریاد بیصدا، غم دل بود و آه بود
دیگر پس از شهادت زهرا به چشم او
صبح سفید همچو دل شب سیاه بود
دانی چرا جبین علی را شکافتند؟
زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود
خونش نصیب دامن محراب کوفه شد
آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود
یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید
اشک شبش به غربت روزش گواه بود
دستش برای مردم دنیا نمک نداشت
عدلش به چشم بینگهان اشتباه بود
همصحبتی نداشت که در نیمههای شب
حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود
مولا پس از شهادت زهرا غریب شد
زهرا نه یار او که بر او یک سپاه بود
وقتی که از محاسن او میچکید خون
عباس را به صورت بابا نگاه بود
«میثم!» هزار حیف که پوشیده شد ز خون
رویـی کـه بهـر گمشـدگان شمـع راه بود
استاد سازگار

شعر برای شهادت حضرت علی (ع)
باز امشب منادی کوفه، از امامی غریب می خواند
گوشه ی خانه دختری تنها،دارد اَمن یجیب می خواند
مثل اینکه دوباره مثل قدیم،چشم اَز خون دل تری دارد
این پرستار نازنین گویا،باز بیمار بستری دارد
چادر پُر غبار مادر را، سرسجاده برسرش کرده
بین سر درد امشب بابا، یاد سر درد مادرش کرده
آه در آه، چشمه در چشمه،متعجب زبان گرفته! پدر
خار درچشم، اُستخوان به گلو، در گلوم اُستخوان گرفته پدر
آه بابا به چهره ات اصلاً،زخم ودرد و وَرم نمی آید
چه کنم من شکاف زخم سرت،هرچه کردم به هم نمی آید
باز سر درد داری وحالا،علت درد پیکرم شده ای
ماه «اَبرو شکسته» باباجان،چه قَدَر شکل مادرم شده ای
سرخ شد باز اَز سر این زخم،جامه تازه تنت بابا
مو به مو هم به مادرم رفته،نحوه راه رفتنت بابا
پاشو اَز جا کرامت کوفه، آنکه خرما به دوش می بردی
زود در شهر کوفه می پیچد، که شما بازهم زمین خوردی
دیشب اَز داغ تا سحر بابا، خواب دیدم وَ گریه ها کردم
اَز همان بُغچه ای که مادر داد،کَفنی باز دست وپا کردم
کاملاً در نگاه تو دیدم، مثل اینکه مسافری این بار
گر شما می روی برو اما، بهر ما فکر معجری بردار
کودکانی که نانشان دادی،روزگاری بزرگ می گردند
می نویسند نامه اَما بعد، بی وفا مثل گرگ می گردند
یا زمین دار گشته و آن روز،همه افراد خیزران کارند
یا که آهنگری شده آن جا،تیرهای سه شعبه می آرند
وای اَز مردمان بی احساس،دردهای بدون اندازه
وای اَز آن سوارکاران و،نعل اسبی که می شود تازه
وای اَز دست های نامَحرم،آتش ودود وچادر و دامان
وای اَز کوچه ی یهودی ها،سنگ باران قاری قرآن...
علی زمانیان

دکلمه درمورد امام علی (ع)
این چشم ها به راه توبیدار مانده است
چشم انتظارت از دم افطار مانده است
برخیز و کوله بار محبت به دوش گیر
سرهای بی نوازش بسیار مانده است
با تو چه کرده ضربه آن تیغ زهردار
مانندفاطمه تنت ازکار مانده است
آنقدر زخم ضربه دشمن عمیق هست
زینب برای بستن آن زار مانده است
آرام ترنفس بکش آرام ترب گو
چندین نفس به لحظه دیدار مانده است
از آن زمان که شاخه یاست شکسته شد
چشمت هنوز بر در و دیوار مانده است
سی سال رفته است ولی جای آن طناب
برروی دست و گردنت انگار مانده است
می دانی ای شکسته سر آل هاشمی
تاریخ زنده درپی تکرار مانده است
از بغض دشمنان به توی ک ضربه سهم توست
باقی آن برای علمدار مانده است
محسن عرب خالقی

متن دکلمه شهادت امام علی (ع)
شب و تاریکی و صحرایِ خاموش
فلک از جامه ی ماتم سیه پوش
گرفته در زمین چندین ستاره
یکی خورشید خون آلوده بر دوش
سکوت مرگ، عالم را گرفته
تو گویی آسمان هم رفته از هوش
درون سینه ها فریاد فریاد
صدای ناله ها خاموش خاموش
بیابان نجف چشم انتظار است
که گیرد جان عالم را در آغوش
خدا داند که خون فرق مولا
ز قلب آفرینش می زند جوش
ز صحرای نجف آهسته آید
صدای ناله ی عبّاس بر گوش
“جوانمردی” دل شب رفت در خاک
“عدالت” تا قیامت شد فراموش
کجا رفت آن امیری کز رعیّت
رسیدش نیش ها در پاسخ نوش
کتاب غربتش تا حشر باز است
چنانکه فرقِ سر، تا طاق ابرویش
زخونت «میثم» ار شد خاک مفروش
ولای دوست را مفروش مفروش

همچنین بخوانید:
10 متن تسلیت شهادت امام علی (ع) به زبان عربی + ترجمه












آیا تلویزیون دیدن نوزاد ضرر دارد؟ بررسی تأثیر تلویزیون بر رشد مغز و سلامت کودک
«با این ۴ ماده ساده، آشپزخانه و حمام را براق کنید!»
بهترین عطرهای مردانه خنک و ماندگار برای تابستان ۱۴۰۵؛ انتخاب هایی که همه را مجذوب رایحه شما می کنند
طرز تهیه ترشی بامیه با گوجه؛ آموزش مرحله به مرحله یک ترشی خوشمزه و متفاوت
سالاد سیب زمینی و ذرت؛ یک سالاد خوشمزه، مقوی و آماده در کمتر از ۳۰ دقیقه
طرز تهیه کمپوت گیلاس خانگی خوشمزه با ماندگاری بالا + نکات مهم
معجزه ای برای درخشش دوباره : بهترین جرم گیر شیرآلات که باید بشناسید !
«روش کم هزینه کاشت هل در خانه؛ مناسب برای آپارتمان و بالکن»
طرز تهیه آیس کافی با اسپرسو؛ آموزش کامل درست کردن قهوه سرد کافه ای در خانه
دیدگاه ها